English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
junction box جعبه اتصال
junction boxes جعبه اتصال
connection box جعبه اتصال
jack box جعبه اتصال
switching kit جعبه اتصال
Other Matches
containers جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
container جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
male connector ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
magazine مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazines مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
limber chest جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
box pass جعبه کالیبر جعبه پاس
modification kit جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fibres نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
contacts یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
drawbar بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivels اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivel اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
RJ connector نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
terminal محل اتصال پیچ اتصال
lead قطب اتصال سیم اتصال
terminals محل اتصال پیچ اتصال
ramps سینه کش اتصال فراز اتصال
leads قطب اتصال سیم اتصال
ramp سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection اتصال کاسکاد اتصال پلهای
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
kits جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kit جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
cases جعبه
case جعبه
chest set جعبه
cist جعبه
hutch جعبه
hutches جعبه
air box جعبه دم
drawers جعبه
kit جعبه
hot bus bar جعبه
cages جعبه
cage جعبه
chests جعبه
chest جعبه
kits جعبه
incasement جعبه
drawer جعبه
boxes جعبه
box جعبه
box pass جعبه رخ ده
block جعبه قرقره
blocks جعبه قرقره
carter جعبه کارتر
blocked جعبه قرقره
chain case جعبه زنجیر
cartridge box جعبه فشنگ
fuse box جعبه فیوز
fuse boxes جعبه فیوز
coil box جعبه پیچک
transmissions جعبه دنده
panel جعبه کلیدبرق
drive mechanism جعبه دنده
echo box جعبه بازاوا
phantom target جعبه بازاوا
distributing box جعبه تقسیم
showcasing جعبه اینه
gear box جعبه دنده
gear case جعبه دنده
showcases جعبه اینه
showcased جعبه اینه
distribution box جعبه تقسیم
distribution box جعبه انشعاب
colour box جعبه رنگ
completed case جعبه پر شده
conduit box جعبه انشعاب
boxy جعبه مانند
cotainer جعبه باطری
crankcase جعبه کارتر
panels جعبه کلیدبرق
decision box جعبه تصمیم
demolition kit جعبه تخریب
discrimination box جعبه افتراق
splice box جعبه تقسیم
showcase جعبه اینه
junction box جعبه تقسیم
cartons جعبه مقوایی
tool kits جعبه ابزار
tool kit جعبه ابزار
tool boxes جعبه ابزار
tool box جعبه ابزار
black box جعبه سیاه
black boxes جعبه سیاه
carton جعبه مقوایی
boxes جعبه مقوایی
junction box جعبه ترمینال
bernoulli box جعبه برنولی
junction boxes جعبه تقسیم
junction boxes جعبه ترمینال
holdall جعبه هزارپیشه
holdalls جعبه هزارپیشه
crates جعبه بندی
crate جعبه بندی
transmission جعبه دنده
soapbox جعبه صابون
soapboxes جعبه صابون
box جعبه مقوایی
battery box جعبه باطری
battery bus جعبه تقسیم
cases صندوق جعبه
case صندوق جعبه
battery case جعبه باتری
box connector رابط جعبه
box maker جعبه ساز
box stall جعبه اخور
box suitmeats جعبه شیرینی
breakout box جعبه قطع
busbar جعبه تقسیم
receivers جعبه خزانه
battery box جعبه باتری
ammunition chest جعبه مهمات
gear جعبه دنده
tray جعبه دو خانه
gears جعبه دنده
gearbox جعبه دنده
gearboxes جعبه دنده
gearing جعبه دنده
trays جعبه دو خانه
hatbox جعبه کلاه
hatboxes جعبه کلاه
ab power pack جعبه تغذیه ا.ب
air box جعبه هوا
alarm box جعبه الارم
receiver جعبه خزانه
outlet box جعبه خروجی
sandboxes جعبه یا گودال شن
jewel box جعبه جواهر
toolbox جعبه ابزار
geared جعبه دنده
jardiniere جعبه گلدان
zoom box جعبه درشتنمایی
cabinet جعبه کشودار
cabinets جعبه کشودار
workbox جعبه ابزار
casket جعبه کوچک
puzzle box جعبه معما
problem box جعبه مساله
power pack جعبه تغذیه
output box جعبه فیوز
outlet box جعبه دیواری
mirror frame جعبه اینه
panel box جعبه تابلو
repair kit جعبه تعمیر
musical boxes جعبه ساز
mail box جعبه پستی
pouch kit جعبه دارو
sandtable جعبه شنی
musical box جعبه ساز
steering gear جعبه فرمان
incase در جعبه گذاردن
goal box جعبه هدف
gun bag جعبه توپ
terminal box جعبه کلم
terminal box جعبه ترمینال
transmission case جعبه دنده
socket box جعبه پریز
incase etc در جعبه گذاشتن
caskets جعبه جواهرات
watchcase جعبه ساعت
shuttle box جعبه دو سره
skinner box جعبه اسکینر
smoke pot جعبه دودانگیز
inductance box جعبه اندوکتانس
caskets جعبه کوچک
casket جعبه جواهرات
boxiness شکل جعبه بودن
alert box پنجره یا جعبه هشدار
boxes are made of wood جعبه ها را از چوب میسازند
switching kit جعبه کلید تلفن
gear box جعبه دنده گیرباکس
transfer case جعبه انتقال نیرو
buoyant mine case جعبه مین شناور
adaptation kit جعبه ابزار تطبیق
receivers جعبه خوراک دهنده
receiver جعبه خوراک دهنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com