Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English
Persian
rabbet
جفت کردن نر ومادگی یاکام و زبانه لبه تخته و امثال ان
Other Matches
homogonous
دارای پرچم ومادگی متساوی الطول
weather board
تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
straight halving
کام و زبانه کردن
tang
زبانه دار کردن
tenon
زبانه دار کردن
tenon
با زبانه جفت کردن
tongues
گفتن دارای زبانه کردن
plank
تخته تخته کردن
spline
لبه کام وزبانه زبانه دار کردن
multi board computer
کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند
lee board
تخته یا تخته هایی که به پهلوی کشتی ته پهن نصب میکنندکه دراب پائین رفته
stopboard
تخته مستطیل پشت چاله پرش با نیزه تخته لبه دایره پرتاب وزنه
boarded
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
board
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
daughter board
تخته جانبی که به تخته اصلی سیستم وصل میشود
boarded
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
board
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
suchlike
امثال ان
adage
امثال و حکم
sawing
امثال وحکم
saw
امثال وحکم
saws
امثال وحکم
sawed
امثال وحکم
anecdotes
امثال ضرب المثل
viscera
دل وروده وجگر و امثال ان
reticules
شبکه شطرنجی و امثال ان
reticule
شبکه شطرنجی و امثال ان
anecdote
امثال ضرب المثل
plywood
تخته لایی تخته چند لا
planking
تخته پوشی تخته بندی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
notice board
1-تخته نصب شده در دیوار که نکات مهم روی آن قرار می گیرند. 2-نوعی تخته آگهی که پیام به کاربران نصب میشود
bare board
تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است
book of proverbs
کتاب امثال حضرت سلیمان
apothegm
کلام موجز امثال و حکم
nets
تور ماهی گیری و امثال ان
net
تور ماهی گیری و امثال ان
gid
سرگیجه گوسفند و امثال ان گیج
nett
تور ماهی گیری و امثال ان
guns
سرنگ امپول زنی و امثال ان
gun
سرنگ امپول زنی و امثال ان
dovetailing
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetail
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
sported
تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
sports
تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
holing
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
stockfish
ماهی روغن و امثال ان که در افتاب خشک شده
hole
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
sport
تفریحی شکار وماهیگری و امثال ان الت بازی
holed
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holes
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
boarded
تخته پوش کردن
board
تخته پوش کردن
board
جلد کردن تخته
lagvt
تخته پوش کردن
ceil
تخته پوش کردن
boarded
جلد کردن تخته
plank
تخته پوش کردن
papilla
زائده بافتی ریشه پرو موی سر و بدن و امثال ان
to play at d.
تخته نرد بازی کردن
to panel a wall
دیواری را تخته کوبی کردن
to put a notice up
آگهیی را به تخته ای
[ستونی]
آویزان کردن
board
هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
boarded
هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
trims
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
scaffold
سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
trim
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
scaffolds
سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
trimmest
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
wall-to-wall
[مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
stall out
کند کردن سرعت تخته موج تاموج بگذرد
pipping
انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pips
انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pipped
انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
pip
انواع امراض مختلفی که سابقاانهارا کوفت سوء هاضمه و سرفه و امثال ان دانسته اند
NIC
تخته جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. تخته داده کامپیوتر را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند که در امتداد در کابل شبکه ارسال خواهد شد
boldest
زبانه
batten
زبانه
finger
زبانه
bolting
زبانه
battens
زبانه
monolingual
یک زبانه
jetty
زبانه
beads
زبانه
bead
زبانه
jetties
زبانه
dog clutch
زبانه
bolder
زبانه
bold
زبانه
two tongued
زبانه
double-margin door
دو در با یک زبانه
key
زبانه
bolted
زبانه
bolt
زبانه
fingers
زبانه
reed of a pipe
زبانه نی
bolts
زبانه
prong
زبانه
spit
زبانه
spits
زبانه
tenon
زبانه
prongs
زبانه
tang
زبانه
tongues
زبانه
door stop
زبانه در
languet
زبانه
mortise and tenon
کام و زبانه
slit and tongue
کام و زبانه
key pattern
زبانه یونانی
key bolt
زبانه کلید
flare
زبانه کشیده
flares
زبانه کشیده
two bolt lock
قفل دو زبانه
clapper
زبانه زنگ
clappers
زبانه زنگ
licked
زبانه کشیدن
key bit
زبانه کلید
mortise
مادگی زبانه
flame
زبانه اتش
tangier
زبانه دار
flames
زبانه اتش
tangy
زبانه دار
lick
زبانه کشیدن
broach
زبانه مته
cog
زبانه تیر
tongue and groove
زبانه و فاق
licks
زبانه کشیدن
tragus
زبانه گوش
corner-bead
زبانه ی نبش
mortice
مادگی زبانه
tongue and groove
فاق و زبانه
tangiest
زبانه دار
bolted
زبانه قفل
bolts
زبانه قفل
solar prominences
زبانه خورشیدی
groove and tongue
کام و زبانه
pentaglot
پنج زبانه
bolt
زبانه قفل
bolting
زبانه قفل
gland
زبانه زائده
heptaglot
هفت زبانه
groove and tongue
فاق و زبانه
glands
زبانه زائده
two tongued
زبانه یامیله شاهین
polyglot edition
ویرایش چند زبانه
inflamable
زبانه کش اتش مزاج
tenon and mortise joint
اتصال کام و زبانه
joint, tongue and groove
اتصال کام و زبانه
calked joint
اتصال فاق و زبانه
tongue and groove joint
اتصال کام و زبانه
mortice
کام جای زبانه
joggles
فاق و زبانه ساختن
rabbet
اتصال فاق و زبانه
joggled
فاق و زبانه ساختن
joggling
فاق و زبانه ساختن
he was inflamed with anger
اتش خشمش زبانه زد
joggle
فاق و زبانه ساختن
mortise
کام جای زبانه
tongues
زبانه فنری کوچک
joggling
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggle
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggled
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggles
بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
low
مشتعل شدن زبانه کشیدن
tenoner and gainer
دستگاه برش فاق و زبانه
languet
[تزئینات زبانه ای شکل]
[معماری]
flame
شعله زدن زبانه کشیدن
flames
شعله زدن زبانه کشیدن
flaps
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
ligulate
زبانه دار دارای گلبرگهای تسمهای
flapped
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flap
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
rabbet
[for window or door]
اتصال کام و زبانه لبه
[ پنجره یا در]
fillers
گووه پرکننده برای اتصال کام و زبانه
filler
گووه پرکننده برای اتصال کام و زبانه
flare
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
to torch something
چیزی را آتش زدن
[سوزاندن]
[زبانه کشیدن ]
flares
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
surfboards
تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
surfboard
تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
trippet
زبانه یا برجستگی چرخ که درفواصل معین بچرخ دیگرمیخورد
lewis
یکجور اسباب سنگ بلند کنی که زبانه دم فاختهای دارد
calf's tongue
[برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
tusk tenon
زبانه یا گیرهای که دارای زبانههای کوچکتری باشدبطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پلهای درایند
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
lazy tongs
چنگ کهای زبانه دار یا قلاب دار که بزرگ وکوچک میشودوبرای اویختن لباس وغیره بکارمیرود
gangways
تخته پل
skid
تخته پل
gangplanks
تخته پل
board
تخته
sheets
تخته
gangplank
تخته پل
lumbering
تخته
foot board
تخته کف
floor board
تخته کف
bottom board
تخته کف
lumbers
تخته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com