Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
sexual intercourse
جفت گیری جماع
Other Matches
coition
جماع
coitus
جماع
carnal knowledge
جماع
copulation
جماع
cohabitation
جماع
sexual relations
جماع
sexual intercourse
جماع
sodomy
جماع باحیوانات
zooerasty
جماع با حیوان
horny
<adj.>
آزمند جماع
bestiality
جماع با حیوان
bestiality
جماع با حیوانات
dight
جماع کردن
buggery with animals
جماع با حیوانات
anal intercourse
جماع مقعدی
copulating
جماع کردن
copulate
جماع کردن
copulated
جماع کردن
randy
[British E]
<adj.>
آزمند جماع
onanism
جماع منقطع
partisans of consensus
اهل جماع
copulates
جماع کردن
coitophobia
جماع هراسی
coitus interruptus
جماع منقطع
sodomyh
جماع غیرطبیعی
coitus reservatus
جماع مطول
sexual intercourse
وطی جماع کردن
sexual
وابسته به الت تناسلی و جماع
infibulation
چفت کردن الت تناسلی برای جلوگیری از جماع
He's a wet blanket.
او
[مرد]
آدم روح گیری
[نا امید کننده ای یا ذوق گیری]
است.
his severity relaxed
از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
meddle
پراکنده کردن جماع کردن
meddles
پراکنده کردن جماع کردن
meddled
پراکنده کردن جماع کردن
jape
گمراه کردن جماع کردن
digamy
دو زن گیری دو شوهر گیری
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
with the utmost rigour
با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
point voting system
سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
skimmed
کف گیری
monogyny
یک زن گیری
bias
سو گیری
recaptured
پس گیری
scorification
کف گیری
catch
بل گیری
skim
کف گیری
skims
کف گیری
recapture
پس گیری
biases
سو گیری
recapturing
پس گیری
exorcism
جن گیری
luting
گل گیری
retractaion
پس گیری
recaptures
پس گیری
dewatering
اب گیری
exorcisms
جن گیری
recature
پس گیری
resumption
از سر گیری
lutation
گل گیری
mechanical disadvantage
نیرو گیری
mensuration
اندازه گیری
measuring bridge
پل اندازه گیری
measurer
اندازه گیری
stamping
قالب گیری
fueling
سوخت گیری
crackdowns
سخت گیری
moulding
قالب گیری
modules
اندازه گیری
sampling
نمونه گیری
module
اندازه گیری
crackdown
سخت گیری
measurment
اندازه گیری
levying
سرباز گیری
refueled
سوخت گیری
removal of slag
شلاکه گیری
refueling
سوخت گیری
removal of phosphorus
فسفر گیری
refuelled
سوخت گیری
removal of cinder
تفاله گیری
levying
باج گیری
refuelling
سوخت گیری
refuels
سوخت گیری
punctiliousness
نکته گیری
renouncement
کناره گیری
refuel
سوخت گیری
separatism
کناره گیری
sedimentation
لای گیری
scotomization
نادیده گیری
scorification
تفاله گیری
embrasure
دراغوش گیری
embrasures
دراغوش گیری
samplery
نمونه گیری
river capture
رود گیری
rigorousness
سخت گیری
retired ness
کناره گیری
ensue
پی گیری کردن
ensued
پی گیری کردن
ensues
پی گیری کردن
sternly
با سخت گیری
integration
انتگرال گیری
modeling
سرمشق گیری
measurements
اندازه گیری
interpolations
درون گیری
interpolation
درون گیری
recruitment
سرباز گیری
recruitment
توان گیری
paralytic disability
زمین گیری
originationu
سرچشمه گیری
number dialling
شماره گیری
noise suppression
پارازیت گیری
nitrification
نیتروژن گیری
nitrification
ازت گیری
monogyny
یک جفت گیری
piscatology
فن ماهی گیری
creel
تورماهی گیری
exaction
سخت گیری
error correction
خطا گیری
backing up
پشتیبان گیری
bailment
امانت گیری
emulsification
عصاره گیری
dust removal
گرد گیری
blank experiment
ازمایش مچ گیری
dial up
شماره گیری
calk
درز گیری
factorization
فاکتور گیری
creels
تورماهی گیری
garth
سد یا بندماهی گیری
metering
اندازه گیری
gaging
اندازه گیری
ablactation
از شیر گیری
acceleration lane
خط سرعت گیری
against time
تایم گیری
follow up
پی گیری کردن
amphimixis
جفت گیری
embracery
دراغوش گیری
dephosphorization
فسفر گیری
deoxidation
اکسیژن گیری
complementation
متمم گیری
decision making
تصمیم گیری
decarburization
کربن گیری
coppering
مس گیری لوله
decalcification
کلسیم گیری
damage control
اسیب گیری
corf
سبدماهی گیری
coring
نمونه گیری
coring
مغزه گیری
demission
کناره گیری
cased
قالب گیری
catch trial
کوشش مچ گیری
censoriousness
خرده گیری
decoppering
مس گیری کردن
decoction
عصاره گیری
declipping
لکه گیری
chronicity
دامن گیری
collier
ذغال گیری
commensurateness
اندازه گیری
criticalness
خرده گیری
halieutics
ماهی گیری
conscription
سرباز گیری
gauging
اندازه گیری
dialing
شماره گیری
abdication
کناره گیری
churning
کره گیری
loading capacity
بار گیری
limit of inflammability
حد اتش گیری
laxity
اسان گیری
extrapolation
قیاس گیری
extrapolations
قیاس گیری
lodgement
موضع گیری
derivations
مشتق گیری
luting
درز گیری
forming
شکل گیری
vendetta
انتقام گیری
vendettas
انتقام گیری
permissiveness
اسان گیری
lodgment or lodge
منزل گیری
lodgment
موضع گیری
paralysis
زمین گیری
voting
رای گیری
derivation
مشتق گیری
knoit
تغ تغ خرده گیری
invalidism
زمین گیری
caviled
خرده گیری
inarm
در اغوش گیری
caviling
خرده گیری
impressmeat
باز گیری
cavilled
خرده گیری
implantation
لانه گیری
cavils
خرده گیری
stricture
سخت گیری
strictures
سخت گیری
i. and evdevolution
ریشه گیری
inarm
در بغل گیری
cavil
خرده گیری
intussusception
در خود گیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com