English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 282 (38 milliseconds)
English Persian
to come in to notice جلب توجه کردن
Search result with all words
focus متمرکز کردن توجه
focused متمرکز کردن توجه
focuses متمرکز کردن توجه
focussed متمرکز کردن توجه
focusses متمرکز کردن توجه
focussing متمرکز کردن توجه
weighting مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
service منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
serviced منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
ward نگهداری کردن توجه کردن
wards نگهداری کردن توجه کردن
audit یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audit توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audited یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audited توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
auditing یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
auditing توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audits یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audits توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
attention توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attentions توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
reference توجه کردن یا کار کردن با چیزی
references توجه کردن یا کار کردن با چیزی
assist حضور بهم رساندن توجه کردن
assisted حضور بهم رساندن توجه کردن
assisting حضور بهم رساندن توجه کردن
assists حضور بهم رساندن توجه کردن
refer توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
referred توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refers توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
advert توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
adverts توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
mark توجه کردن
marks توجه کردن
attend توجه کردن
attend توجه یا رسیدگی کردن
attending توجه کردن
attending توجه یا رسیدگی کردن
attends توجه کردن
attends توجه یا رسیدگی کردن
distract منحرف کردن توجه
distracts منحرف کردن توجه
note توجه کردن ذکر کردن
notes توجه کردن ذکر کردن
noting توجه کردن ذکر کردن
skim سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
tent توجه کردن
tents توجه کردن
welfare توجه کردن
draw attention توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
figure on توجه کردن
lionize مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
make a diplomatic representation به دولتی تذکر دادن یا توجه دولتی را به موضوعی جلب کردن
perpend توجه کردن
take care of توجه کردن از
to call توجه کسیراجلب کردن
to court favour توجه و التفات کسی را طلب کردن
to ingratite oneself خودرا طرف توجه قرار دادن خود شیرینی کردن
to llok توجه کردن
to take keep توجه کردن
to take notice ملتفت بودن توجه کردن
to turn a d. ear to توجه نکردن به بی اعتنایی کردن به
to watch over توجه کردن
upstaged توجه دیگران را به خود جلب کردن
upstages توجه دیگران را به خود جلب کردن
upstaging توجه دیگران را به خود جلب کردن
catch one's eye <idiom> توجه کسی را جلب کردن
feather one's nest <idiom> به علائق خود توجه کردن
get with it <idiom> توجه کردن
pay attention <idiom> توجه کردن
zero in on <idiom> تمام توجه شخصی را جلب کردن(میخ کسی شدن)
to notice توجه کردن [ملاحضه کردن ]
to pay attention to something [someone] به چیزی [کسی ] توجه کردن
to watch something مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن]
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
to put somebody in a backwater به کسی کمتر توجه کردن [اصطلاح مجازی]
to put somebody on the back burner به کسی کمتر توجه کردن [اصطلاح مجازی]
to put [throw] [toss] somebody on to the scrap heap به کسی کمتر توجه کردن [اصطلاح مجازی]
to shunt somebody aside به کسی کمتر توجه کردن [اصطلاح مجازی]
Other Matches
screamer اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
questionof interest پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favourite طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favorites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
note توجه
attention توجه
notes توجه
attentions توجه
unresponsive بی توجه
noting توجه
unconsidered بی توجه
turn to توجه
regards توجه
cared توجه
re با توجه به
re- با توجه به
tendance توجه
regarded توجه
regard توجه
NB توجه!
keep توجه
keeps توجه
care توجه
cares توجه
attention to orders توجه
mindfulness توجه
remarks توجه
attentiveness توجه
adverence توجه
remarking توجه
advertence توجه
advertency توجه
attendances توجه
inattentive بی توجه
heed توجه
heeded توجه
heeding توجه
heeds توجه
attendance توجه
listlessly بی توجه
listless بی توجه
oblivious بی توجه
heedfully با توجه
heedfulness توجه
remark توجه
mindfully با توجه
assiduity توجه
remarked توجه
observingly از روی توجه
notices توجه اطلاع
to drive at توجه داشتن به
nota bene توجه شود
noticing توجه اطلاع
attention to orders توجه کنید
intentness سرگرمی توجه
focal point کانون توجه
detraction کاهش توجه
riding high <idiom> جالب توجه
polarity توجه به قطب
polarities توجه به قطب
wistfulness توجه دقت
notice توجه اطلاع
hypoprosexia فقدان توجه
hypoprosessis فقدان توجه
at nurse در توجه دایه
noticed توجه اطلاع
regard رعایت توجه
nota bene قابل توجه
span of attention فراخنای توجه
introversion توجه بدرون
unwitting بی توجه بی هوش
devil may care بی توجه به مقام
interest توجه نظر
interests توجه نظر
favours توجه مرحمت
look after توجه داشتن به
considerations توجه تامل
considerations توجه مراعات
favoured طرف توجه
consideration توجه تامل
striking قابل توجه
unscrupulous بی توجه به نیک و بد
attention deficit کاستی توجه
attention span فراخنای توجه
warnings توجه به خط ر ممکن
warning توجه به خط ر ممکن
attention seeking توجه طلب
liberal جالب توجه
liberals جالب توجه
attention getting توجه طلب
strikingly قابل توجه
remarkable جالب توجه
remarkable قابل توجه
consideration توجه مراعات
noteworthy قابل توجه
cautioning توجه کنید
cautioning اخطار توجه
see after توجه داشتن به
substantial قابل توجه
self care توجه از خود
cautions اخطار توجه
noticeable قابل توجه
Your attention please. توجه فرمایید !توجه فرمایید !
Take care of the infant. از نوزاد توجه کن
cautions توجه کنید
field of attention میدان توجه
wistfully با دقت و توجه
notwithstanding بدون توجه
favored توجه مرحمت
safe keeping حفافت توجه
favors توجه مرحمت
cautioned توجه کنید
caution اخطار توجه
favour توجه مرحمت
caution توجه کنید
interesting جالب توجه
favouring توجه مرحمت
favor توجه مرحمت
engaging جالب توجه
cautioned اخطار توجه
favoring توجه مرحمت
notables جالب توجه
notable جالب توجه
notation ثبت توجه
notations ثبت توجه
eye catcher چیزجالب توجه
as to that <adv.> با توجه به این
inattention عدم توجه
auspices حسن توجه
considerable قابل توجه
hereunto <adv.> با توجه به این
hereto <adv.> با توجه به این
inattention فقدان توجه
auspice حسن توجه
yummy جالب توجه
tentless بی توجه بی دقت
regards رعایت توجه
concerning this <adv.> با توجه به این
for this purpose <adv.> با توجه به این
oyez توجه کنید
tendencies توجه استعداد
to be d. to توجه نکردن به
tendency توجه استعداد
regarded رعایت توجه
on this <adv.> با توجه به این
pay respect to توجه داشتن به
orientates توجه بسوی خاور
orientating توجه بسوی خاور
unregarded مورد توجه قرارنگرفته
chunks مقدار قابل توجه
without respect to the result بدون توجه به نتیجه
chunk مقدار قابل توجه
attentively از روی دقت یا توجه
tents خیمه زدن توجه
orientate توجه بسوی خاور
tent خیمه زدن توجه
under his majesty's patronage با سرپرستی و توجه اعلیحضرت
favouritism افراد مورد توجه
To take into consideration. To consider. مورد توجه قراردادن
interestingly بطور جالب توجه
as respects با توجه به اینکه اما
livelier جالب توجه سرزنده
accountable strength استعداد قابل توجه
liveliest جالب توجه سرزنده
lively جالب توجه سرزنده
Without regard for prices . بدون توجه به قیمتها
uninteresting غیر جالب توجه
as regards با توجه به اینکه اما
assiduity توجه و دقت مداوم
unco جالب توجه عجیب
turn to عطف توجه مراجعه
interestingly بطور قابل توجه
Please note [that] ... قابل توجه است که
attention key کلید جلب توجه
lionization توجه زیاد به شخص
quaitly بطورغریب وجالب توجه
notice to airmen قابل توجه خلبانان
unheard بی سابقه توجه نشده
meticulous attention دقت و توجه زیاد
dandyism توجه زیاد به لباس
selective inattention عدم توجه انتخابی
to lose interest جلب توجه نکردن
significantly قابل توجه حاکی از
favourite or vor مقرب طرف توجه
significant قابل توجه حاکی از
prevenance توجه باحتیاجات دیگران
etx توجه مشابه EOT
it is to be noted that باید توجه کردکه
it askes for attention توجه لازم دارد
inadvertenly ازروی عدم توجه
objective point سمت مورد توجه
polestar هادی مورد توجه
providental مربوط به توجه پروردگار
as respects ... درباره ... [با توجه به اینکه... ]
Notice the details! توجه کنید به جزییات !
drawing card موجب جلب توجه
primary interest هدف توجه اصلی
object point سمت مورد توجه
an interesting story حکایت جالب توجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com