English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (6 milliseconds)
English Persian
session جلسه
sessions جلسه
sitting جلسه
sittings جلسه
meeting جلسه
meetings جلسه
seance جلسه
Other Matches
sederunt جلسه روحانیان کلیسا اعضای جلسه روحانی شورای روحانی
for two weeks جلسه دوهفته پس افتاد جلسه را به دوهفته بعدموکول کردند
meet : جلسه
meets : جلسه
in the meeting of d may در جلسه سوم می
chairman رئیس جلسه
general meeting جلسه عمومی
meeting انجمن جلسه
nonresident غیرحاضر در جلسه
chairmen رئیس جلسه
meetings انجمن جلسه
order of the day دستور جلسه
public session جلسه علنی
court session جلسه دادگاه
special session جلسه مخصوص
minute صورت جلسه
reunions تجدید جلسه
agendas دستور جلسه
chairpersons رئیس جلسه
agenda دستور جلسه
chairperson رئیس جلسه
minutes صورت جلسه
reunion تجدید جلسه
private session جلسه غیر علنی
work out برنامه یک جلسه تمرین
The meeting was postponed. جلسه را عقب انداختند
to hold a session جلسه منعقد کردن
to hold a meeting جلسه منعقد کردن
the house went into secret session مجلس جلسه سری
special session جلسه فوق العاده
sitting in camera جلسه غیر علنی
sitting in camera جلسه خصوصی دادگاه
seance جلسه احضار روح
walkout اعتصاب ,ترک جلسه
seance جلسه احضارارواح وغیره
walkouts اعتصاب ,ترک جلسه
rehearing جلسه دادرسی مجدد
cabinet council جلسه هیات وزیران
record صورت جلسه سابقه
stags جلسه یا مهمانی مردانه
convocation جلسه عمومی دانشجویان
spectators مستمعین جلسه دادگاه
marathons جلسه گروهی طولانی
protocol صورت جلسه ازمایش
marathon جلسه گروهی طولانی
stag جلسه یا مهمانی مردانه
protocol صورت جلسه کنفرانس
protocols صورت جلسه ازمایش
convened تشکیل جلسه دادن
convene تشکیل جلسه دادن
protocols صورت جلسه کنفرانس
convening تشکیل جلسه دادن
bull session جلسه محاوره ومرور
convocations جلسه عمومی دانشجویان
convenes تشکیل جلسه دادن
critique جلسه انتقاد بعد ازعملیات
presiding ریاست جلسه را بعهده داشتن
presides ریاست جلسه را بعهده داشتن
to sit درباره موضوعی جلسه کردن
presided ریاست جلسه را بعهده داشتن
Those who attended the meeting. کسانیکه در جلسه حاضر بودند
preside ریاست جلسه را بعهده داشتن
critiques جلسه انتقاد بعد ازعملیات
open the meeting رسمیت جلسه را اعلام کردن
proces verbal صورت جلسه نشست نامه
adjournment احاله رسیدگی به جلسه بعد
adjournments احاله رسیدگی به جلسه بعد
critic report گزارش نتیجه جلسه انتقاد
master of ceremonies متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
the rules of protocol قوانین قرارداد [صورت جلسه کنفرانس]
masters of ceremonies متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
minute خلاصه ساختن صورت جلسه نوشتن
committee هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
committees هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
seminars جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
seminar جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
call a metting تعیین وقت و دعوت برای جلسه
The date of the meeting has been advanced. تاریخ جلسه جلو افتاده است
hansardize متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
convoke برای تشکیل جلسه وشورایاکمیسیون دعوت کردن
briefings جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting. من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
briefing جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
agenda لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
agendas لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
quorum حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه
To conduct a meeting in an orderly manner. جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
to call a meeting of the board of directors برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
national educational computing conferenc جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
peremptory undertaking تعهد خواهان باارائه دلیل در اولین جلسه بعدی دادگاه
walkthrough جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
pourparley جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
briefing direction دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com