English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (1 milliseconds)
English Persian
The meeting was postponed. جلسه را عقب انداختند
Other Matches
He was sent to jail. اورابه زندان انداختند
sederunt جلسه روحانیان کلیسا اعضای جلسه روحانی شورای روحانی
for two weeks جلسه دوهفته پس افتاد جلسه را به دوهفته بعدموکول کردند
seance جلسه
meetings جلسه
meeting جلسه
sittings جلسه
sessions جلسه
session جلسه
meet : جلسه
meets : جلسه
sitting جلسه
public session جلسه علنی
meeting انجمن جلسه
in the meeting of d may در جلسه سوم می
chairmen رئیس جلسه
general meeting جلسه عمومی
meetings انجمن جلسه
chairman رئیس جلسه
nonresident غیرحاضر در جلسه
court session جلسه دادگاه
order of the day دستور جلسه
special session جلسه مخصوص
reunion تجدید جلسه
minutes صورت جلسه
minute صورت جلسه
agendas دستور جلسه
agenda دستور جلسه
reunions تجدید جلسه
chairpersons رئیس جلسه
chairperson رئیس جلسه
walkout اعتصاب ,ترک جلسه
sitting in camera جلسه خصوصی دادگاه
sitting in camera جلسه غیر علنی
special session جلسه فوق العاده
to hold a session جلسه منعقد کردن
the house went into secret session مجلس جلسه سری
private session جلسه غیر علنی
rehearing جلسه دادرسی مجدد
seance جلسه احضار روح
seance جلسه احضارارواح وغیره
work out برنامه یک جلسه تمرین
walkouts اعتصاب ,ترک جلسه
to hold a meeting جلسه منعقد کردن
marathon جلسه گروهی طولانی
spectators مستمعین جلسه دادگاه
convocations جلسه عمومی دانشجویان
convocation جلسه عمومی دانشجویان
stags جلسه یا مهمانی مردانه
stag جلسه یا مهمانی مردانه
convening تشکیل جلسه دادن
convenes تشکیل جلسه دادن
convened تشکیل جلسه دادن
convene تشکیل جلسه دادن
record صورت جلسه سابقه
marathons جلسه گروهی طولانی
protocol صورت جلسه کنفرانس
cabinet council جلسه هیات وزیران
bull session جلسه محاوره ومرور
protocol صورت جلسه ازمایش
protocols صورت جلسه کنفرانس
protocols صورت جلسه ازمایش
critique جلسه انتقاد بعد ازعملیات
presiding ریاست جلسه را بعهده داشتن
presides ریاست جلسه را بعهده داشتن
to sit درباره موضوعی جلسه کردن
preside ریاست جلسه را بعهده داشتن
adjournment احاله رسیدگی به جلسه بعد
critiques جلسه انتقاد بعد ازعملیات
adjournments احاله رسیدگی به جلسه بعد
proces verbal صورت جلسه نشست نامه
critic report گزارش نتیجه جلسه انتقاد
presided ریاست جلسه را بعهده داشتن
Those who attended the meeting. کسانیکه در جلسه حاضر بودند
open the meeting رسمیت جلسه را اعلام کردن
minute خلاصه ساختن صورت جلسه نوشتن
The date of the meeting has been advanced. تاریخ جلسه جلو افتاده است
committee هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
committees هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
seminar جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
the rules of protocol قوانین قرارداد [صورت جلسه کنفرانس]
seminars جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
call a metting تعیین وقت و دعوت برای جلسه
master of ceremonies متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
masters of ceremonies متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
agenda لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
briefings جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
briefing جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
agendas لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
quorum حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه
convoke برای تشکیل جلسه وشورایاکمیسیون دعوت کردن
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting. من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
hansardize متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
to call a meeting of the board of directors برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
To conduct a meeting in an orderly manner. جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
peremptory undertaking تعهد خواهان باارائه دلیل در اولین جلسه بعدی دادگاه
national educational computing conferenc جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
walkthrough جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
pourparley جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
briefing direction دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com