English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (29 milliseconds)
English Persian
throttle جلو را گرفتن جریان بنزین را کنترل کردن
throttled جلو را گرفتن جریان بنزین را کنترل کردن
throttles جلو را گرفتن جریان بنزین را کنترل کردن
throttling جلو را گرفتن جریان بنزین را کنترل کردن
Other Matches
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
plenum chamber محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
flow control کنترل جریان
gasoline سوخت موتورهای بنزینی بنزین موتور بنزین
maximum control current جریان کنترل حداکثر
arrest جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrested جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrests جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
to regulate the traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
to regulate the flow of traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
laminar control flow system سیستم کنترل جریان خطی یالایهای
gill type flap فلپی در پشت موتور برای کنترل جریان هوا
gill فلپی در پشت موتور برای کنترل جریان هوا
transistors وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
transistor وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
to block [to block up] [to clog] [to clog up] something جلوی جریان [ریزش] چیزی را گرفتن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
bid بدست گرفتن کنترل شبکه برای ارسال داده
bids بدست گرفتن کنترل شبکه برای ارسال داده
transistors هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
transistor هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
petrol بنزین گیری کردن
damping vane پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
variable discharge turbine توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
anti balance tab بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
gassed بنزین
gasoline بنزین
fuel بنزین
gasses بنزین
petrol بنزین
gasolene بنزین
gas بنزین
gases بنزین
motor sprit بنزین
fueled بنزین
storm bird بنزین
fuelling بنزین
benzine بنزین
fuels بنزین
fuelled بنزین
benzole بنزین
flowed جریان جاری کردن
switches جریان را عوض کردن
flow جریان جاری کردن
flows جریان جاری کردن
switch جریان را عوض کردن
switched جریان را عوض کردن
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
petrol pipe لوله بنزین
petrol filter صافی بنزین
gasolinic وابسته به بنزین
high grade petrol بنزین سوپر
gas inlet valve needle ژیگلور بنزین
gas injection پاشش بنزین
gas pump پمپ بنزین
petrol can باک بنزین
gas pump تلمبه بنزین
petrol pump پمپ بنزین
premium grade petrol بنزین سوپر
light gasolin بنزین سبک
gas injection تزریق بنزین
fuel filter صافی بنزین
fuel pump پمپ بنزین
gas بنزین گازمعده
avgas بنزین هواپیما
Premium gas بنزین سوپر
phenyl اصل بنزین
aviation gasoline بنزین هواپیما
gas level سطح بنزین
petrol tank مخزن بنزین
gasoline barrel بشکه بنزین
filling stations پمپ بنزین
gasoline consumption مصرف بنزین
naphtha بنزین سنگین
gas tank بخار بنزین
gasoline dump باک بنزین
gas tank پودر بنزین
petrol container فرف بنزین
gasses بنزین گازمعده
gas storage مخزن بنزین
gasoline electric بنزین الکتریکی
gassed بنزین گازمعده
gas stations پمپ بنزین
gases بنزین گازمعده
gas recovery بازیابی بنزین
gas station پمپ بنزین
filling station پمپ بنزین
gasoline drum بشکه بنزین
gasoline can قوطی بنزین
petrol pump تلمبه بنزین
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
current flow سیلان جریان فلوی جریان
bridling کنترل کردن
bridle کنترل کردن
controls کنترل کردن
check-up کنترل کردن
get along <idiom> کنترل کردن
bridled کنترل کردن
bridles کنترل کردن
controlling کنترل کردن
control کنترل کردن
check-ups کنترل کردن
inspects جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspecting جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspected جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspect جستجو کردن بررسی کردن کنترل
flumming تنگ کردن مقطع جریان اب
reflow فروکش کردن جریان مجدد
To swim against the current. بر خلاف جریان آب شنا کردن
grid current limiting محدود کردن جریان شبکه
married under a contract unlimited perio زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
gasoline gels بنزین تغلیظ شده
petrol feed pump پمپ تغذیه بنزین
petrol injection pump پمپ تزریق بنزین
gas synthesis ترکیب مصنوعی بنزین
gasoline brick بنزین بااکتان بالا
gasoline brick بنزین خوش سوز
gasoline dump مخزن موقتی بنزین
I've run out of petrol. بنزین تمام کردم.
unleaded petrol بنزین بدون سرب
gas form natrural gas بنزین از گاز طبیعی
gas air mixture مخلوط بنزین و هوا
storm bird بنزین ریختن ماشین
gasholders محل نگهداری بنزین
gasholder محل نگهداری بنزین
gas inlet valve needle سوزن شیرورودی بنزین
pr etrol filling station ایستگاه پمپ بنزین
controls کنترل کردن فرمان
damage control کنترل کردن خسارات
controlling کنترل کردن فرمان
control کنترل کردن فرمان
electrolyze تجزیه کردن بوسیله جریان برق
damper الت میزان کردن جریان هوا
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
service stations ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
petrol gage دستگاه اندازه گیری بنزین
benzoline بنزین خام یاپالوده نشده
gas saving صرفه جویی در مصرف بنزین
service station ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
serivce station ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه
Where is the neareset petrol station? نزدیکترین پمپ بنزین کجاست؟
gas form natrural gas بنزین حاصله از گاز طبیعی
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
airspace control کنترل کردن فضای هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com