English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (6 milliseconds)
English Persian
the profession جماعت بازیگران
Other Matches
streams جماعت
crowds جماعت
massing جماعت
masses جماعت
mass جماعت
passel جماعت
congregations جماعت
streamed جماعت
stream جماعت
schools جماعت
congregation جماعت
school جماعت
crowd جماعت
pauperdom جماعت گدایان
meiny جماعت همراهان
meinie جماعت همراهان
imam or imaum امام جماعت
peasantry جماعت دهقانان
devitry جماعت شیاطین
womenfolk جماعت زنان
conformist همرنگ با جماعت
conformists همرنگ با جماعت
demophobia جماعت هراسی
prayer in congregation نماز جماعت
workfolk جماعت کارگر
conformity همرنگی با جماعت
workfolks جماعت کارگر
school جماعت همفکر
schools جماعت همفکر
responsory جواب جماعت
players بازیگران
diaspora جماعت یهودیان پراکنده
to go with the tide همرنگ جماعت شدن
to go with the stream همرنگ جماعت شدن
tin pan alley جماعت موسیقی دانان
target audience جماعت هدف تبلیغات
dramatis personoe بازیگران نمایش
registration of player نامنویسی بازیگران
sacerdotage کشیش مابی جماعت کشیشان
posses دسته افراد پلیس جماعت
star turn ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
posse دسته افراد پلیس جماعت
move list فهرست بازیگران غیرفعال
company دسته هیئت بازیگران
green room انتظارگاه یاخلوتگاه بازیگران
designated tournament مسابقه بهترین بازیگران
pavilion باشگاه بازیگران در انگلستان
personages شخصیت بازیگران داستان
personage شخصیت بازیگران داستان
solid تیمی با بازیگران خوب
seeding رده بندی بازیگران
companies دسته هیئت بازیگران
scorecards برگه نام بازیگران
scorecard برگه نام بازیگران
solids تیمی با بازیگران خوب
pavilions باشگاه بازیگران در انگلستان
major seminary دانشکده علوم روحانی جماعت کاتولیک
When in Rome, do as the Romans do! <proverb> خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
horses بازیگران قوی تیم مهاجم
opera hat کلاه نرم که بازیگران برسرمیگذارند
troupes دسته بازیگران ونمایش دهندگان
standings فهرست نام بازیگران یا تیمها
greenroom اطاق انتظاریا خلوتگاه بازیگران
troupe دسته بازیگران ونمایش دهندگان
taxied عضو گروه بازیگران قراردادی
taxi عضو گروه بازیگران قراردادی
bases boaded ضربه با حضور بازیگران درپایگاههای 1 و 2 و 3
dugouts پناهگاه کنار زمین بازیگران
greenrooms اطاق انتظاریا خلوتگاه بازیگران
taxies عضو گروه بازیگران قراردادی
taxiing عضو گروه بازیگران قراردادی
dugout پناهگاه کنار زمین بازیگران
triggerman ادمکش سریع العمل درمیان جماعت اوباش
naturism عریان گری [پیروی از عقاید جماعت برهنگان]
huddling گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddles گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddled گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddle گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
scenarios دستورنوشته ورود وخروج بازیگران نمایش
taxi squad گروه بازیگران قراردادی درباشگاه حرفهای
field player بازیگران جز دروازه بان بازیگر ثابت
prim buffa سردسته بازیگران یاخوانندگان زنانه در کمدی
pro am مسابقه گلف بازیگران حرفهای و اماتور
scenario دستورنوشته ورود وخروج بازیگران نمایش
short side خط بازیگران با تعداد کمتری بازیگر دهانه دروازه
up and back بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
penalty time keeper حساب نگهدار پنالتیهاو مدت اخراج بازیگران
call time تام یک دقیقهای مربی برای راهنمایی کردن بازیگران
disabled list فهرست بازیگران اسیب دیده ومحروم از چند بازی
clean the bases ضربه زدنی که بازیگران درپایگاهها را به پایگاه اصلی می رساند
zone ride کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
golf cart گاری دوچرخه برای حمل وسایل بازیگران در زمین گلف
rotation چرخش بازیگران والیبال به شکل عقربه ساعت از محل سرو زدن
dress rehearsal اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
dress rehearsals اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
grease paint رنگ روعنی برای رنگ کردن صورت بازیگران
concordat پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
dramatis personae بازیگران نمایشنامه هنرپیشگان نمایشنامه
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com