English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (2 milliseconds)
English Persian
phrenologist جمجمه خوان
Other Matches
scalps جمجمه
acranial بی جمجمه
craniums جمجمه
brainpan جمجمه
cranium جمجمه
skull جمجمه
skulls جمجمه
crania جمجمه
scalp جمجمه
phrenologist جمجمه شناس
sconce جمجمه استعداد
pans کفه جمجمه
pan- کفه جمجمه
death's head جمجمه مرده
cranioscopy جمجمه نگاری
craniometer جمجمه پیما
craniology جمجمه شناسی
craniologist جمجمه شناس
craniate جمجمه دار
cranial nerve عصب جمجمه
cranial index شاخص جمجمه
cranial capacity گنجایش جمجمه
craniometry جمجمه سنجی
pan کفه جمجمه
phrenology جمجمه خوانی
skulls جمجمه فرق سر
skull and crossbones جمجمه و دو استخوان
skull جمجمه فرق سر
phrenology علم براهین جمجمه
phrenology جمجمه شناسی روانی
pericranium قسمت خارجی جمجمه
microcephalia سر کوچکی جمجمه کوچک
craniological وابسته به جمجمه شناسی
phrenological وابسته به جمجمه خوانی
endocrane سطح درونی جمجمه
osteocranium قسمت استخوانی جمجمه
sagittal وابسته به درز سهمی جمجمه
cranial index صد برابر نسبت بین طول جمجمه وارتفاع ان
crossbones تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
pithecanthropus انسان اولیه میمون نمای دورهء پلیوسن که جمجمه اش در جاوه کشف شده
soloists تک خوان
soloist تک خوان
an omnivorous reader <idiom> خر خوان
lip reader لب خوان
table خوان
tabled خوان
recitalist تک خوان
tables خوان
tabling خوان
mark sense reader نشان خوان
epistoler رساله خوان
film reader فیلم خوان
gleeman حماسه خوان
gospeller انجیل خوان
lamenter مرثیه خوان
ballad singer تصنیف خوان
night raven مرغ شب خوان
optical character reader کاراکترنوری خوان
threnodist مرثیه خوان
prelector خطابه خوان
psalmist مزمور خوان
tape reader نوار خوان
scrimmager رجز خوان
songster اواز خوان
songster غزل خوان
sopranist ششدانگ خوان
sopranist زیر خوان
weeper نوحه خوان
optical reader نور خوان
page reader صفحه خوان
peayer دعا خوان
prayerful نماز خوان
yodeler اواز خوان
songstress زن اواز خوان
epistler رساله خوان
epigraphist کتیبه خوان
studious کتاب خوان
singer اواز خوان
singers اواز خوان
card reader کارت خوان
cantatrice زن اوازه خوان
crooner اواز خوان
braggart رجز خوان
badge reader نشانه خوان
braggarts رجز خوان
mourners نوحه خوان
character reader دخشه خوان
decoder رمز خوان
studious درس خوان
mourner نوحه خوان
crooners اواز خوان
document reader سند خوان
reference کتاب بس خوان بازگشت
psalmodist زبور خوان مزمورسرا
references کتاب بس خوان بازگشت
optical character reader دخشه خوان نوری
major-domos نافر خوان سالار
singin bird پرنده اواز خوان
artistes اوازه خوان یا رقاص
major domo نافر خوان سالار
triller اواز خوان باتحریر
major-domo نافر خوان سالار
buskers آواز خوان دورهگرد
artiste اوازه خوان یا رقاص
busker آواز خوان دورهگرد
magnetic tape reader نوار مغناطیسی خوان
optical mark reader علامت خوان نوری
optical page reader صفحه نوری خوان
cantor اواز خوان مذهبی
paper tape reader نوار کاغذی خوان
lay clerk سرود خوان کلیسا
beadsman فاتحه خوان مزدور
optical mark reader نشان خوان نوری
optical mark reader علامت نوری خوان
disk drive head نوک دیسک خوان
chanter سرود خوان کلیسا
threnodist روضه خوان مرثیه نویس
The singer made some recordings ,. آوازه خوان چند صفحه پرکرد
choristers اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
chorister اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
phrenologically ازروی علم براهین جمجمه موافق قواعد این علم
natural philosopher فیزیک خوان کسیکه که عقیده به اصالت طبیعت دارد
omr را با علامت خوان نوری تشخیص میدهد و وارد کامپیوتر میکند
peripheral وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
optical قابل تشخیص باشند توسط علامت خوان نوری و وارد کامپیوتر شوند
background نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
backgrounds نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
interactive video سیستمی که از اتصال کامپیوتری به دیسک خوان اسفاده میکند تا توان پردازش و تصاویر واقعی و متحرک را ایجاد کند
leading edge اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
like father like son پسر کو ندارد نشان از پدر توبیگانه خوان و مخوانش پسر
auto توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
disk operating system کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
autos توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
wands دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wand دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
turnaround document متن چاپی از کامپیوتر و ارسال به کاربربرگردانده شده با کاربر با یادداشتها جدید یا اطلاعات روی آن که توسط متن خوان قابل خواندن است
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
optical فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
CDs دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
CD دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com