Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (8 milliseconds)
English
Persian
cranioscopy
جمجمه نگاری
Other Matches
pictography
تصویر نگاری رمز نگاری
fingerprints
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinting
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinted
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprint
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
brainpan
جمجمه
scalp
جمجمه
acranial
بی جمجمه
crania
جمجمه
cranium
جمجمه
craniums
جمجمه
scalps
جمجمه
skulls
جمجمه
skull
جمجمه
phrenologist
جمجمه شناس
craniometer
جمجمه پیما
pan-
کفه جمجمه
sconce
جمجمه استعداد
craniometry
جمجمه سنجی
skulls
جمجمه فرق سر
phrenology
جمجمه خوانی
craniate
جمجمه دار
death's head
جمجمه مرده
skull
جمجمه فرق سر
phrenologist
جمجمه خوان
craniology
جمجمه شناسی
pan
کفه جمجمه
pans
کفه جمجمه
cranial nerve
عصب جمجمه
skull and crossbones
جمجمه و دو استخوان
cranial index
شاخص جمجمه
cranial capacity
گنجایش جمجمه
craniologist
جمجمه شناس
endocrane
سطح درونی جمجمه
craniological
وابسته به جمجمه شناسی
microcephalia
سر کوچکی جمجمه کوچک
osteocranium
قسمت استخوانی جمجمه
pericranium
قسمت خارجی جمجمه
phrenological
وابسته به جمجمه خوانی
phrenology
جمجمه شناسی روانی
phrenology
علم براهین جمجمه
sagittal
وابسته به درز سهمی جمجمه
cranial index
صد برابر نسبت بین طول جمجمه وارتفاع ان
pithecanthropus
انسان اولیه میمون نمای دورهء پلیوسن که جمجمه اش در جاوه کشف شده
crossbones
تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
hydrographic
اب نگاری
monographs
تک نگاری
monograph
تک نگاری
hydrography
اب نگاری
arteriography
رگ نگاری
angiography
رگ نگاری
reticulum
نگاری
pictography
صورت نگاری
pictorial art
پیکر نگاری
picture writing
تصویر نگاری
sciagraphy
سایه نگاری
psychography
روان نگاری
macrography
بزرگ نگاری
letter writing
نامه نگاری
leetter writing
نامه نگاری
hydrography
علم اب نگاری
hydrographic
نقشه اب نگاری
hydrographic
مربوط به اب نگاری
ski graphŠetc
سایه نگاری
spectrography
بیناب نگاری
phonography
صدا نگاری
phallography
نعوظ نگاری
petrography
سنگ نگاری
spectrography
طیف نگاری
stylistics
سلیس نگاری
oscillography
نوسان نگاری
oceanpgraphy
اقیانوس نگاری
myography
عضله نگاری
tachygraphy
تند نگاری
soleprint
انگشت نگاری از پا
ethnographic
<adj.>
قوم نگاری
seismography
زلزله نگاری
electrotype
برق نگاری
survey
اب نگاری دریایی
cerography
موم نگاری
cartography
نقشه نگاری
chromatography
رنگ نگاری
oceanography
اقیانوس نگاری
chronology
رخداد نگاری
cardiography
قلب نگاری
ethnography
قوم نگاری
pornography
هرزه نگاری
topography
مکان نگاری
topography
برجسته نگاری
journalism
روزنامه نگاری
arteriography
نبض نگاری
chronology
وقایع نگاری
demography
جمعیت نگاری
crystallography
بلور نگاری
surveyed
اب نگاری دریایی
surveys
اب نگاری دریایی
logging
واقعه نگاری
demography
امار نگاری
eco mapping
بوم نگاری
letter writer
نامه نگاری
dermatographia
پوست نگاری
demography
مردم نگاری
dactylagraphy
انگشت نگاری
data recording
داده نگاری
dactyloscopy
انگشت نگاری
notepaper
کاغذ نامه نگاری
seismic method
روش زلزله نگاری
To take fingerprints.
انگشت نگاری کردن
portraiture
پیکر نگاری تعریف
newspaper
روزنامه نگاری کردن
newspapers
روزنامه نگاری کردن
uranographical
وابسته به اسمان نگاری
electroencephalography
برق نگاری مغز
emg
برق نگاری ماهیچه
mental topography
مکان نگاری ذهن
electroretinography
برق نگاری شبکیه
diary method
روش خاطره نگاری
ideographs
حروف اندیشه نگاری
hydrographic datum
سطح مبنای اب نگاری
hydrographic chart
نقشه اب نگاری دریایی
electrocardiography
قلب نگاری برقی
electromyography
برق نگاری ماهیچه
finger print department
اداره انگشت نگاری
computed tomography scanning
مغز نگاری کامپیوتری
chromatographic
وابسته برنگ نگاری
anecdotal method
روش واقعه نگاری
planography
نقشه نگاری طراحی
uranographic
وابسته به اسمان نگاری
telegraphic
از راه دور نگاری
topography
مکان نگاری مساحی
to correspond with
رابطه
[نامه نگاری]
داشتن با
lexicography
فرهنگ نویسی واژه نگاری
automatic
فرم های نامه نگاری
automatics
فرم های نامه نگاری
nautical chart
نقشه دریایی اب نگاری شده
uranography
عالم شناسی اسمان نگاری
topographic
وابسته بنقشه برداری یا مکان نگاری
phrenologically
ازروی علم براهین جمجمه موافق قواعد این علم
floating lines
خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
pastellist
پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
journalese
بزرگ جلوه دادن مطالب درروزنامه نگاری
moulage
انگشت نگاری یا نگارش اثر چیزی برای کشف جرم
stereography
طریقه برجسته نگاری یا رسم ارتفاعات به طریقه استریوسکوپی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
electroencephalogram
منحنی هایی که توسط دستگاه ثبت امواج مغز ثبت شده است موج نگاری مغز
mirror carpet
طرح آینه
[در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com