Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 269 (13 milliseconds)
English
Persian
collection
جمع اوری
collections
جمع اوری
accumulation
جمع اوری
accumulations
جمع اوری
assemblage
جمع اوری
assemblages
جمع اوری
Search result with all words
fruition
تمتع میوه اوری
sewerage
شبکه جمع اوری فاضلاب
rallying point
محل تجمع برای تجدید قوا محل جمع اوری یکانها یا خودروها
rallying points
محل تجمع برای تجدید قوا محل جمع اوری یکانها یا خودروها
attachment
ضمیمه اثاث جمع اوری
rake
جمع اوری کردن
rakes
جمع اوری کردن
raking
جمع اوری کردن
collection
جمع اوری اخبار
collection
جمع اوری کردن
collections
جمع اوری اخبار
collections
جمع اوری کردن
staging
برصحنه اوری
compilation
جمع اوری و انتخاب
compilation
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
compilations
جمع اوری و انتخاب
compilations
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
survey
جمع اوری اطلاعات
surveyed
جمع اوری اطلاعات
surveys
جمع اوری اطلاعات
blood bank
بانک جمع اوری خون
blood banks
بانک جمع اوری خون
malignancy
زیان اوری
trapdoor
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
competition
هم اوری
competitions
هم اوری
rivalries
هم اوری
rivalry
هم اوری
benefit
نمایش برای جمع اوری اعانه .
benefited
نمایش برای جمع اوری اعانه .
benefiting
نمایش برای جمع اوری اعانه .
stack
جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacked
جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacks
جمع اوری و منظم کردن وسایل
canvass
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvass
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassed
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvasses
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvasses
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassing
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
recoveries
بازیابی اخراجات جمع اوری وسایل
recovery
بازیابی اخراجات جمع اوری وسایل
procurement
بدست اوری
antagonism
هم اوری اصل مخالف
cull
جمع اوری کردن
culled
جمع اوری کردن
culling
جمع اوری کردن
culls
جمع اوری کردن
stockpile
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
hoarding
جمع اوری دیوار موقتی
hoardings
جمع اوری دیوار موقتی
compile
جمع اوری کردن
compiled
جمع اوری کردن
compiles
جمع اوری کردن
compiling
جمع اوری کردن
group
جمع اوری چندین چیز با هم
groups
جمع اوری چندین چیز با هم
portfolio
اسناد بهادارجمع اوری شده
portfolios
اسناد بهادارجمع اوری شده
harassment
بستوه اوری
philately
تمبر جمع کنی جمع اوری تمبر
gathering
گرد اوری
gatherings
گرد اوری
wrangle
گرد اوری وراندن احشام
wrangled
گرد اوری وراندن احشام
wrangles
گرد اوری وراندن احشام
wrangling
گرد اوری وراندن احشام
hypnotism
علم هیپنوتیزم یاطریقه خواب اوری مصنوعی
mass
جمع اوری کردن
masses
جمع اوری کردن
massing
جمع اوری کردن
production
عمل اوری ساخت
productions
عمل اوری ساخت
regroup
جمع شدن جمع اوری کردن
regrouped
جمع شدن جمع اوری کردن
regrouping
جمع شدن جمع اوری کردن
regroups
جمع شدن جمع اوری کردن
treating
جمع اوری اراء با رشوه یا غذا و مشروب دادن به رای دهندگان
rallied
دوباره جمع اوری کردن
rallies
دوباره جمع اوری کردن
rally
دوباره جمع اوری کردن
levied
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levies
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levy
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levying
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
innovate
نو اوری کردن
innovated
نو اوری کردن
innovates
نو اوری کردن
innovating
نو اوری کردن
reap
جمع اوری کردن بدست اوردن
reaped
جمع اوری کردن بدست اوردن
reaping
جمع اوری کردن بدست اوردن
reaps
جمع اوری کردن بدست اوردن
boring
ملال اوری
Other Matches
proteranthy
گل اوری قبل از برگ اوری
reproductions
هم اوری
reproduction
هم اوری
supplementation
پس اوری
supplementation
هم اوری
food gathering
خوراک اوری
ingathering
فراهم اوری
lethality
مرگ اوری
nauseousness
تهوع اوری
obtainment
بدست اوری
odontiasis
دندان در اوری
exemplification
مثال اوری
resuscitation
بهوش اوری
childbearing
بچه اوری
justifications
دلیل اوری
justification
دلیل اوری
enucleation
مغزبیرون اوری
exemplification
نمونه اوری
symbolization
نماد اوری
reproductivity
استعداد هم اوری
salivation
بزاق اوری
sporogony
هاگ اوری
stigmatism
ننگ اوری
perniciousness
زیان اوری
productiveness
بار اوری
prosaicness
کسالت اوری
titillation
غلغلک اوری
assemblage
جمع اوری اماد
collecting point
نقطه جمع اوری
assemblages
جمع اوری اماد
collect
جمع اوری کردن
collects
جمع اوری کردن
muster
جمع اوری کردن
mustered
جمع اوری کردن
marshalling
جمع اوری کردن
tax collection
جمع اوری مالیات
seed
اولاد تخم اوری
recover
جمع اوری یکان
recover
جمع اوری کردن
to round up
جمع اوری کردن
to put in mind
یاد اوری کردن
to get in
جمع اوری کردن
to beat up for
جمع اوری کردن
recovering
جمع اوری یکان
recovering
جمع اوری کردن
recovers
جمع اوری یکان
recovers
جمع اوری کردن
innovation
چیز تازه نو اوری
seeds
اولاد تخم اوری
innovations
چیز تازه نو اوری
collecting
جمع اوری کردن
mustering
جمع اوری کردن
musters
جمع اوری کردن
stemless
فاقداستعداد ساقه اوری
exogamy
برون زاد اوری
florescence
فصل شکوفه اوری
get in
جمع اوری کردن
herborization
جمع اوری گیاه
round on
جمع اوری کردن
ingethering
جمع اوری محصول
inspissation
قوام اوری سفتی
intelligence collection
جمع اوری اطلاعات
reflorescence
غنچه اوری مجدد
marshall
جمع اوری کردن
neurypnology
علم خواب اوری
paragraph assembly
جمع اوری پاراگراف
deposit collection
جمع اوری سرمایه
data gathering
جمع اوری داده
stypticity
بند اوری خون
data collection
جمع اوری داده ها
capacitance
قدرت جمع اوری
capitalization
جمع اوری سرمایه
codification
گرد اوری قوانین
collection plan
طرح جمع اوری
conglobation
گردشدگی- گرد اوری
culler
جمع اوری کننده
cumulation
جمع اوری انباشتگی
data capturing
جمع اوری داده
data gathering
گرد اوری داده ها
data gathering
جمع اوری داده ها
outbreeding
برون زاد اوری
antisweep device
ضامن ضد جمع اوری مین
data collection system
سیستم جمع اوری داده ها
convocate
احضارکردن جمع اوری کردن
assemblage
جمع اوری اقلام تدارکاتی
collection plan
طرح جمع اوری اخبار
deposit collection
جمع اوری کردن زباله ها
vernalize
میوه اوری را تسریع کردن
roll up
جمع اوری کردن تاسیسات
reviviscence
بهوش اوری نیرو بخشی
information center
مرکز جمع اوری اطلاعات
raise money
جمع اوری کردن پول
parthenocarpy
میوه اوری بدون لقاح
intelligence collection
طرح جمع اوری اطلاعات
information bureau
مرکز جمع اوری اطلاعات
harvest home
محل جمع اوری خرمن
gathering pit
گودال جمع اوری فاضلاب
collection agency
عامل جمع اوری اخبار
pathetism
خواب اوری مصنوعی هیپنوتیزیم
assemblages
جمع اوری اقلام تدارکاتی
scrounging
علیق جمع اوری کردن
scrounged
علیق جمع اوری کردن
scrounge
علیق جمع اوری کردن
scrounges
علیق جمع اوری کردن
oology
بررسی و جمع اوری تخم پرندگان
ingross
تحریر کردن جمع اوری نیروها
ingross
جمع اوری کردن نیروی خودی
industrial data collection device
دستگاه صنعتی جمع اوری داده
tallagers
مامور جمع اوری مالیات وعوارض
target information center
مرکز جمع اوری اطلاعات هدفها
sewerage requipment
تاسیسات شبکه جمع اوری فاضلاب
round up
جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
reintegrate
دوباره جمع اوری ومتحد کردن
grabble
پهن نشستن جمع اوری کردن
fifo lifo
دو روش جمع اوری اقلام داده
interviewed
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
interviews
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
granulation
دانه دور زخم گوشت نوبالا اوری
intelligence department
ادارهای که وفیفه اش جمع اوری اطلاعات است
acoustical intelligence
اطلاعات جمع اوری شده ازسیستم صوتی
interview
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
to give
پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
recovery party
گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
interviewing
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
electrode sweep
جمع اوری مین با استفاده ازکابل الکتریکی یا مغناطیسی
oropesa
کابل شناور مخصوص جمع اوری مین دریایی
swamper
ساکن مرداب کسیکه الوار را جمع اوری میکند
target dossiers
پرونده اطلاعات جمع اوری شده درمورد هدفهای منطقه
form utility
کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
quarter ditch
نهری که اب جویهای کوچک را جمع اوری کرده و به کانال تخلیه هدایت میکند
prospectus
شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
prospectuses
شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
salvage group
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
limitation of actions
در CLقوانین مربوط به مرور زمان در مجموعهای بنام limitation of Statues جمع اوری شده است
offertory
سینی محتوی پول یا پول جمع اوری شده از حضار در کلیسا
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
recover
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
medical assemblage
مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
recovers
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recovering
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
mercantilism
روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
freedom of information act
قانون فدرالی که به شهروندان عادی اجازه میدهد تا به اطلاعاتی که توسط نمایندگی فدرالی جمع اوری شده است دسترسی یابند
mustered
احضار کردن جمع اوری کردن
mustering
احضار کردن جمع اوری کردن
musters
احضار کردن جمع اوری کردن
to gather up
جمع اوری کردن اماده کردن
muster
احضار کردن جمع اوری کردن
battlefield recovery
اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
mustered
جمع شدن جمع اوری
sporogenesis
هاگ زایی هاگ اوری
sporogeny
هاگ زایی هاگ اوری
musters
جمع شدن جمع اوری
muster
جمع شدن جمع اوری
mustering
جمع شدن جمع اوری
antirecovery device
ضامن ضد جمع اوری مین ضامن ضد باز و بسته کردن مین
pay as you go principle
اصلی که بر اساس ان مالیات دریافتی توسط دولت برای سیستم تامین اجتماعی در هرسال به بازنشستگان درهمان سال پرداخت میشود وبنابراین دولت وجوهی را ازاین بابت جمع اوری نمیکند
whole blood center
مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
control surface
کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
collecting
جمع اوری کردن جمع کردن
collect
جمع اوری کردن جمع کردن
collects
جمع اوری کردن جمع کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com