English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
assemblage جمع اوری اماد
assemblages جمع اوری اماد
Other Matches
civilian supply امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
coordinated procurement عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
balanced mobilization بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
proteranthy گل اوری قبل از برگ اوری
craft reimbursable supply اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
procurement rate نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
bulk material اماد یک جا
water supplies اماد اب
water supply اماد اب
essential supply اماد ضروری
reserve stock اماد ذخیره
general supplies اماد عمومی
follow up supply اماد بعدی
essential supply اماد حیاتی
follow up supply اماد متعاقب
follow up اماد بعدی
intransit stock اماد سیال
mission load اماد عملیاتی
materiel management مدیریت اماد
train بنه اماد
trains بنه اماد
armed جنگ اماد
categories انواع اماد
gratuitous issue اماد پیشکشی
level of supply سطح اماد
procurement تامین اماد
condition code کدوضعیت اماد
development order دستوربهبود اماد
stock اماد ذخیره
care of supplies مراقبت اماد
bulk supply اماد با کانتینر
bulk supply اماد عمده
bulk material اماد حجیم
category اقلام اماد
assault supplies اماد هجومی
critical item اماد حساس
air material اماد هوایی
care of supplies نگهداری اماد
class i supplies اماد طبقه 1
stocked اماد ذخیره
depot supply اماد دپویی
depot supply اماد امادگاهی
class ii supplies اماد طبقه 2
consigned inventory اماد امانی
commodity command فرماندهی اماد
class v supplies اماد طبقه 5
class iv supplies اماد طبقه 4
air landed supply اماد هوانشستی
stockage ذخیره اماد
shop supply اماد تعمیرگاهی
supply sergeant گروهبان اماد
short supply اماد کم یاب
requisition line خط درخواست اماد
supply route مسیر اماد
supply route اماد راه
supply point نقطه اماد
supply control کنترل اماد
supply support پشتیبانی اماد
trained بنه اماد
one day's supply یک روز اماد
unit supply اماد یکانی
resupply اماد مجدد
service stock اماد و کالاهای جنگی
stock funds اعتبار نقدی اماد
inventory ذخیره موجودی اماد
centralized items اقلام اماد تمرکزی
control period دوره کنترل اماد
class i activity اجرای اماد طبقه 1
class i installation انبار اماد طبقه 1
class i installation تاسیسات اماد طبقه 1
class ii activity اجرای اماد طبقه 2
class ii installation انبار اماد طبقه 2
procures تهیه و تحویل اماد
short supply اماد کمبود دار
control level سطح کنترل اماد
class ii installation تاسیسات اماد طبقه 2
consumable supplies اماد مصرف شدنی
row stack فاصله اماد از دیوار
procure تهیه و تحویل اماد
procured تهیه و تحویل اماد
authorized allowance supplies سهمیه اماد مجاز
authorized allowance supplies سهمیه مجاز اماد
application study بررسی پذیرش اماد
table of distribution جدول تقسیم اماد
unit reserves اماد ذخیره یکانی
ammunition point نقطه اماد مهمات
unit train بنه اماد یکان
ammunition day of supply روز اماد مهمات
automatic supply سیستم اماد خودکار
automatic supply روش خودکار اماد
available supply rate نواخت اماد موجود
procuring تهیه و تحویل اماد
bulk supply اماد به طور قوال
beach dump نقطه اماد در سر پل دریایی
basic end item اقلام اولیه اماد
base reserves اماد مبنای ذخیره
balanced supply اماد متعادل شده
balanced stock ذخیره اماد متعادل
supply route خط تدارکات راه اماد
logistical مربوط به اماد یکانها
day of supply تعداد روزهای اماد
antimateriel agent عامل فساد اماد
distribution point نقطه توزیع اماد
distribution point نقطه تقسیم اماد
early resupply تجدید اماد به موقع
emergency leave سطح اماد اضطراری
expendable property اماد مصرف شدنی
back order اماد غیر موجود
main supply route مسیر اصلی اماد
main supply route اماد راه اصلی
naval stores ذخایر و اماد دریایی
issue priority تقدم توزیع اماد
distributions جدول توزیع اماد
distribution جدول توزیع اماد
procurement تهیه و تحویل اماد
distribution area منطقه توزیع اماد
resupply تجدید اماد کردن
development order دستور ساخت اماد
rolling reserve اماد ذخیره غلطان
resources منابع اماد ذخایر
deteriorating supplies اماد فاسد شدنی
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
required supply rate نواخت اماد موردنیاز
requisition line مسیر درخواست اماد
demand satisfaction تحویل اماد مورد نیاز
disposition استقرار یکانها و اماد درمنطقه
ration factor ضریب اماد جیره غذایی
army material command فرماندهی اماد نیروی زمینی
urgency of need حیاتی بودن احتیاج به اماد
available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
ammunition available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
status code رمز وضعیت اماد در یک امادگاه
classified items اماد طبقه بندی شده
air landed supply اماد تخلیه شده با هواپیما
administrative lead time زمان اداری دریافت اماد
advice code کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
administrative shippings ارسال اماد به طریق اداری
disposable end item اماد یا اقلام قابل انهدام
coordinated procurement assigness شعبه مسئول خرید کلی اماد
defense subsistence supply center مرکز اماد زیستی وزارت دفاع
base section بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
assignment of space تخصیص جا برای انبار کردن اماد
army ready material program برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
army material program برنامه تهیه اماد نیروی زمینی
control period مدت زمان کنترل و بررسی اماد
floatation سطح اماد اضافی شارژ انباراضافی
floatation اضافی بودن سطح سیال اماد
antimateriel agent عامل مخصوص فاسد کردن اماد
class iii supplies اماد طبقه 3 بنزین و موادروغنی وسوختی
reproductions هم اوری
competition هم اوری
supplementation پس اوری
rivalry هم اوری
competitions هم اوری
rivalries هم اوری
supplementation هم اوری
reproduction هم اوری
intransit stock اماد در حال حرکت یا جریان در سیستم توزیع
air target material program برنامه تهیه اماد برای تک به هدفهای هوایی
referral order درخواست برای اماد غیرموجود یا جایگزین در انبار
bulk stock ذخایر بسته بندی شده اماد قوال و یک جا
application study بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
dunnage نگله کپه بار روپوش اماد بارپوش
nauseousness تهوع اوری
enucleation مغزبیرون اوری
stigmatism ننگ اوری
exemplification نمونه اوری
salivation بزاق اوری
obtainment بدست اوری
exemplification مثال اوری
odontiasis دندان در اوری
prosaicness کسالت اوری
productiveness بار اوری
lethality مرگ اوری
food gathering خوراک اوری
reproductivity استعداد هم اوری
symbolization نماد اوری
ingathering فراهم اوری
titillation غلغلک اوری
perniciousness زیان اوری
sporogony هاگ اوری
collection جمع اوری
childbearing بچه اوری
resuscitation بهوش اوری
assemblages جمع اوری
malignancy زیان اوری
staging برصحنه اوری
accumulation جمع اوری
justifications دلیل اوری
procurement بدست اوری
accumulations جمع اوری
justification دلیل اوری
collections جمع اوری
gatherings گرد اوری
gathering گرد اوری
innovated نو اوری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com