English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 307 (16 milliseconds)
English Persian
accumulate جمع شونده
accumulates جمع شونده
accumulating جمع شونده
cumulative جمع شونده
accumulative جمع شونده
congregative جمع شونده
retractive جمع شونده
Search result with all words
valuer ارزش قائل شونده
valuers ارزش قائل شونده
entrant وارد شونده
entrants وارد شونده
fragmentation تکه تکه شونده
layer لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layers لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
modulate سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
modulates سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
modulating سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
folding تا شونده
concurrent دریک وقت واقع شونده موافق
sprint نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprinted نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprints نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
insured بیمه شونده
allowance اختلاف یا لقی عمدی بین ابعادو اجزاء جفت شونده
allowances اختلاف یا لقی عمدی بین ابعادو اجزاء جفت شونده
decreasingly بطورکم شونده
post natal واقع شونده پس از تولد
post-natal واقع شونده پس از تولد
resultant حاصل منتج شونده
frequent تکرار شونده
frequented تکرار شونده
frequenting تکرار شونده
frequents تکرار شونده
simultaneous باهم واقع شونده همزمان
incoming وارد شونده
falcon موشک هدایت شونده هوا به هوای فالکن
falcons موشک هدایت شونده هوا به هوای فالکن
mace نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
maces نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
cruise missile موشک هدایت شونده کروز
cruise missiles موشک هدایت شونده کروز
aerosol گاز پخش شونده در هوا مخلوط گاز و هوا
aerosols گاز پخش شونده در هوا مخلوط گاز و هوا
towed توپخانه کششی حمل شونده به وسیله یدک کش
detonating محترق شونده منفجر سازنده
at استاندارد باس IBM که برای انتقال بیتهای داده و اطلاعات آدرس از لبه متصل شونده استفاده میکند
reactive منعکس شونده
intermediate در میان واقع شونده
clincher متمسک شونده
clinchers متمسک شونده
menstruating قاعده شونده
menstruating بی نماز شونده
technical دگرگون شونده
halving نیم حباب منطبق شونده درانواع دوربینها و مسافت یابها برای تراز کردن
precipitate غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitated غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitates غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitating غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
taper باریک شونده نوک تیز
tapered باریک شونده نوک تیز
tapers باریک شونده نوک تیز
metabolic دگرگون شونده
honeycomb بمب یا نارنجک مشبک تکه تکه شونده
honeycombs بمب یا نارنجک مشبک تکه تکه شونده
ballistics علم حرکت اجسام پرتاب شونده
ballistics مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
nocturnal واقع شونده درشب
flaky ورقه ورقه ورقه شونده
perishable کالای فاسد شونده
squashy له شونده
squashy بسهولت خرد وله شونده
projectile جسم پرتاب شونده
ingredient داخل شونده عوامل
ingredients داخل شونده عوامل
riser بلند شونده
concertina سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
concertinaed سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
concertinaing سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
concertinas سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
guided missile موشک هدایت شونده
guided missiles موشک هدایت شونده
terrier نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
terriers نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
sparrow نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
sparrows نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
doggo اهسته ناپدید شونده
reflectively بطور منعکس شونده
conducive موجب شونده
conducive منجر شونده
blowy بسهولت باطراف منتشر شونده
diminishing کم شونده
interviewee مصاحبه شونده
interviewees مصاحبه شونده
acquiescent راضی شونده
payee پرداخت شونده
payees پرداخت شونده
disincentive مانع شونده منع کننده
disincentives مانع شونده منع کننده
intrusive بزور داخل شونده فرو رونده
deterrent مانع شونده
deterrents مانع شونده
repressive مانع شونده
fulminating محترق شونده
drying خشک شونده
friable خرد شونده
outgoing صادر شونده
explosive منفجر شونده
Other Matches
self reacting بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
step down کم شونده
vimineous خم شونده
deliquescent اب شونده
gelable دلمه شونده
juvenescent جوان شونده
ameliorative بهتر شونده
ingressive داخل شونده
accumulatively بطورجمع شونده
introgresseive داخل شونده
aggravative بدتر شونده
acidific ترش شونده
intrant داخل شونده
adrenergic فعال شونده
inhibiter مانع شونده
inhibitor مانع شونده
accretive زیاد شونده
liquescent مایع شونده
recreant تسلیم شونده
latescent پنهان شونده
locator جایگزین شونده
analysand تحلیل شونده
comparand قیاس شونده
evanescent محو شونده
combinatory ترکیب شونده
examinee امتحان شونده
excurrent جاری شونده
fill in جانشین شونده
coagulable دلمه شونده
clotty دلمه شونده
concentrator متمرکز شونده
concretive سفت شونده
emissive خارج شونده
dilatant گشاد شونده
deviator منحرف شونده
deteriorative بدتر شونده
depreciable مستهلک شونده
erubescent سرخ شونده
eruptional منفجر شونده
displaceable جابجا شونده
fly table میز تا شونده
clastic تقسیم شونده
hardenable سخت شونده
assimilatory هم جنس شونده
illative منتج شونده
inbound وارد شونده
increscent زیاد شونده
ingoing وارد شونده
ingoing داخل شونده
ingravescent سخت تر شونده
gray سفید شونده
base ejection پرتاب شونده از ته
clastic جدا شونده
foldaway کوچک شونده
frondescent برگ شونده
changful دگرگون شونده
changful جوربجور شونده
causative سبب شونده
fusible ذوب شونده
gelable ژلاتینی شونده
emanative صادر شونده
soluble oil روغن حل شونده
simultaneous with each other با هم واقع شونده
seconder دوم شونده
seceder منتزع شونده
rubescent قرمز شونده
rigescent سخت شونده
tabescent لاغر شونده
stretchy گشاد شونده
stretchiest گشاد شونده
stretchier گشاد شونده
virescent سبز شونده
tilting board صفحه کج شونده
tensive وخیم شونده
tensive سفت شونده
pulverulent خرد شونده
proliferous تکثیر شونده
osculant واقع شونده
perfusive پخش شونده
perfusive پاشیده شونده
nigrescent سیاه شونده
napidescent سنگ شونده
meliorative بهتر شونده
migratory جابجا شونده
metastatic جابجا شونده
rarefactive رقیق شونده
restrainer مانع شونده
redintegrate تجدید شونده
revulsive جابجا شونده
rigescent سفت شونده
remittent سبک شونده
etesian واقع شونده بطورسالیانه
wire fuse فیوز ذوب شونده
self-starter خودبخود شروع شونده
interjacent در میان واقع شونده
yellowing leaves برگهای زرد شونده
ligating atom اتم لیگاند شونده
erratic block بلوک جابجا شونده
panel formwork قالببندی پیاده شونده
erumpent منفجر شونده شکوفنده
entering group گروه وارد شونده
marcescent پژمرده شونده و نریزنده
marcescent خشک شونده و نریز
self rectifying خود بخودتصحیح شونده
vectored thrust تراست هدایت شونده
serpiginous دونده جابجا شونده
fusing conductor سیم ذوب شونده
fusible wire سیم ذوب شونده
fusible link عضو ذوب شونده
ratee درجه بندی شونده
self charging خود بخود پر شونده
spasm war جنگ کم و زیاد شونده
recurring costs هزینههای تکرار شونده
fulminant اتشگیر محترق شونده
reentrant دوباره داخل شونده
landing forces نیروهای پیاده شونده
removable باز و بسته شونده
repressor عامل مانع شونده
iridescence رنگ برنگ شونده
progressive wave موج پخش شونده
vectored تراست هدایت شونده
self-starters خودبخود شروع شونده
anemophilous لقاح شونده در اثرباد
circumfluent جاری شونده دراطراف
carburizer ماده بار شونده
accumulative error خطای جمع شونده
beaching party گروه پیاده شونده
impact parameter پارامتر ضرب شونده
convertible table میز صحرایی تا شونده
concentric contraction انقباض جمع شونده
disappearing target هدف ناپدید شونده
cumulative error خطای جمع شونده
diluted soluble oil روغن حل شونده رقیق
diminuendo تدریجا ضعیف شونده
acronical فاهر شونده در غروب افولی
memortial یاد اور شونده تذکاری
intervocal میان دو صدا واقع شونده
intervicalic میان دو صدا واقع شونده
interscholastic واقع شونده درمیان اموزشگاه ها
self administered اداره شونده بوسیله خویشتن
self cecording ثبت شونده بطورخود کار
air break swich سوئیچ قطع شونده هوایی
aperiodic compass قطب نمای چفت شونده
retractive منقبض شونده جمع کننده
pgm نوعی موشک هدایت شونده
privilegium قانون عطف به ما سبق شونده
priming spark plug شمع موتور پیش پر شونده
preterminal واقع شونده قبل از مرگ
posttraumatic واقع شونده پس از تصادف یا ضربه
landing forces نیروها پیاده شونده به ساحل
reentrant مقعر دوباره داخل شونده
acronichal فاهر شونده در غروب افولی
self closing بطور خودکار بسته شونده
hiking seat تهته اتکای خم شونده در قایق
fusible metal strip نوار فلزی ذوب شونده
fissionable قابل تجزیه متلاشی شونده
free rocket موشک غیر هدایت شونده
self liquidating باسانی تبدیل بپول شونده
tilted flume مجرا با شیب تنظیم شونده
coincident واقع شونده دریک وقت
transformative قابل تبدیل دگرگون شونده
exudation مواد پخش شونده در یک انفجار
vimineous دارای شاخه وترکههای خم شونده
collinear دریک خط مستقیم واقع شونده
etesian سالی یک مرتبه واقع شونده
confluent باهم جاری شونده متلاقی
contractile ادغام شونده هم کشی پذیر
brigade landing team تیم پیاده شونده تیپی
self lubricating خودبخود روغن کاری شونده
hiking board تخته اتکای خم شونده در قایق
illation نتیجه رسان منتج شونده
self regulating خود بخود تنظیم شونده
assimilative هم جنس شونده شباهت دار
guided weapon جنگ افزار هدایت شونده
self rising خود بخود بلند شونده
epizootic منتشر شونده درمیان جانوران
backward bending supply curve منحنی عرضه به عقب خم شونده
self lubricating خود بخود نرم شونده
battalion landing team تیم پیاده شونده گردانی
self tightening خود بخود تنگ شونده
voiceful صدا پیچ شونده طنین انداز
self charging تحمیل شونده بنفس خود خودکار
self locking قفل شونده بطور خود کار
self distributing توزیع شونده بطور خود کار
tipstock قنداق جدا شونده تفنگ یااسلحه
systaltic منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب
theme song ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
synchronous همگاه واقع شونده بطور هم زمان
sympodium منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری
fondu درهم داخل شونده ونفوذ کننده
m day force نیروهای تشکیل شونده درهنگام بسیج
isochronous واقع شونده در فواصل منظم ومساوی
fin de siecle وابسته به اخرقرن نوزدهم کهنه شونده
jackknife بازو بسته شونده شیرجه رفتن
aperiodic compass قطب نمای با عقربه چفت شونده
nike ajax نوعی موشک ضد هوایی هدایت شونده
it is in good keep خوب نگاه داشته یاحفافت شونده
fiducial marks علایم منطبق شونده در صفحه رادار
entac موشک ضد تانک هدایت شونده فرانسوی
isochronal همزمان واقع شونده در فواصل منظم و مساوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com