English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 223 (40 milliseconds)
English Persian
brail up جمع کردن بادبان
Search result with all words
truss بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussed بهم بستن بادبان را جمع کردن
trusses بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussing بهم بستن بادبان را جمع کردن
reef پیچیدن و جمع کردن بادبان
reefs پیچیدن و جمع کردن بادبان
hank وسیله وصل کردن بادبان به سیم دکل
hanks وسیله وصل کردن بادبان به سیم دکل
sail کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
shake out باز کردن بادبان
shake-out باز کردن بادبان
shake-outs باز کردن بادبان
langrage اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrel اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langridge اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
reefknot گره مربع مخصوص توگذاشتن یا جمع کردن بادبان تو گذاشتن
sheet down ثابت کردن بادبان در مقابل باد
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
to take in sail جمع کردن یا پیچیدن بادبان شراع پیچیدن
traveler میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
Other Matches
working sails بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
foresail بادبان عمده دگل جلو کشتی بادبان پایین
vela بادبان
sail بادبان
sailed بادبان
sailings بادبان
velorum بادبان
batten pocket بادبان
brail بادبان
inhauler بادبان کش
sailcloth بادبان
inhaul بادبان کش
mizzen sail بادبان پاشنه
lateen rig بادبان 3 گوشه
foresail بادبان سینه
catboat قایق تک بادبان
halyard ریسمان بادبان
fill away بادبان برافراشتن
cut of sail برش بادبان
halliard ریسمان بادبان
foot پایین بادبان
reefers بادبان جمع کن
jackstay بادبان بند
topsail بالاترین بادبان
fill away بادبان اراستن
to clew up[ a sail بالاکشیدن بادبان
inhauler ریسمان بادبان کش
unfurl بادبان گستردن
gaskets بادبان بند
mainsail بادبان اصلی
unfurling بادبان گستردن
sail area سطح بادبان
main sail بادبان اصلی
goosewing دو پهلو بادبان
unfurled بادبان گستردن
to take in a reef بادبان را تو گذاشتن
unfurls بادبان گستردن
jigger بادبان کوچک
gasket بادبان بند
lateen sail بادبان سه گوش
reefer بادبان جمع کن
miz واپسین بادبان کشتی
airing هوا خوری بادبان
set sail بالا بردن بادبان
rig بادگل و بادبان اراستن
rigged بادگل و بادبان اراستن
rigs بادگل و بادبان اراستن
atrip مربوط به بادبان برافراشته
press of sail or canvas بادبان بفراخور باد
sail loft جایگاه بادبان سازی
head sail بادبان جلوی دکل
head sail بادبان جلو کشتی
under bare poles با دکل خالی بی بادبان
furls پیچیدن و بستن بادبان
frigates کشتی بادبان دار
furled پیچیدن و بستن بادبان
frigate کشتی بادبان دار
furl پیچیدن و بستن بادبان
flying jib بادبان سه گوش کوچک
clew گوشه پایین بادبان
ship rigged دارای بادبان مربع
mainsail بادبان اصلی کشتی
tackline طناب بادبان جلو
afterleech بادبان جلوی قایق
luff لبه جلویی بادبان
furling پیچیدن و بستن بادبان
skysail بادبان فوقانی کشتی
topsoil بادبان اصلی ناو
dumb barge کرجی بی بادبان یابی موتور
mizen واپسین بادبان کشتی دو دگلی
genoa بادبان عریض برای مسابقه
bend بستن بادبان به تیر دکل
flying dutchman قایق بادبان دار 3 نفره
mizzen واپسین بادبان کشتی دو دگلی
foretoppsail بادبان بالای شراع صدر
foresail بادبان سه گوش در جلوی دکل
spinnaker بادبان 3 گوشه بشکل بالن
mizzen sail بادبان روی دکل فرعی
head دستشویی قایق بالای بادبان
gaff headed بادبان چهارضلعی نیازمند به میله
lateen sail کشتی دارای بادبان سه گوش
parachute spinnaker بادبان سه گوش قایقهای تفریحی
lateener کشتی دارای بادبان سه گوش
jib بادبان سه گوشه جلوی دکل
jibbing بادبان سه گوشه جلوی دکل
boomed تیر افقی وصل به بادبان
lugger کشتی کوچک با بادبان چارگوش
booming تیر افقی وصل به بادبان
staysail بادبان 3 گوشه روی سیم
booms تیر افقی وصل به بادبان
backs تنظیم بادبان پشت کمان
jibbed بادبان سه گوشه جلوی دکل
boom تیر افقی وصل به بادبان
sky scraper بادبان سه گوش بسیار بلند
windsurfer تخته موج سواری با بادبان
windsurfers تخته موج سواری با بادبان
back تنظیم بادبان پشت کمان
windsurfing موج سواری با تخته و بادبان
mainsheet طناب حافظ بادبان اصلی
jibs بادبان سه گوشه جلوی دکل
yard میله وصل به دکل برای بادبان
kites بادبان 3 گوشه بشکل بالن کایت
ketches کشتی دارای بادبان جلو و عقب
parachute spinnaker نوعی بادبان خیلی بزرگ 3گوشه
sheets طناب تنظیم بادبان ناو صفحه
gibes تغییر محل بادبان به سمت مخالف
kite بادبان 3 گوشه بشکل بالن کایت
spinnaker pole تیری که بادبان 3 گوشه به ان وصل میشود
jibe تغییر محل بادبان به سمت مخالف
gooseneck وسیله اتصال تیر بادبان به دکل
jibed تغییر محل بادبان به سمت مخالف
canoes قایق باریک وبدون بادبان وسکان
jibbed بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
buntline طنابی که بپای بادبان بسته میشود
sloop rigged قایق دارای یک دکل و بادبان 3گوشه
yards میله وصل به دکل برای بادبان
jibbing بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
jib بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
stay sail بادبان نصب شده برروی دیرک
ketch کشتی دارای بادبان جلو و عقب
canoe قایق باریک وبدون بادبان وسکان
jibes تغییر محل بادبان به سمت مخالف
jibing تغییر محل بادبان به سمت مخالف
downhaul طناب مخصوص کشیدن بادبان کشتی
balloon jib بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
ballooner بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
jibs بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
send sailing مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
sheet طناب تنظیم بادبان ناو صفحه
gaff topsail بادبان سه گوش یا مربع شکل سبک
tacked گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacking گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacks گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
main yard قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
leach لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
outhaul طناب وصل کننده بادبان به تیر افقی
mizzen staysail بادبان روی سیم جلوی دکل فرعی
shroud طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
tack گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
leeches لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
leech لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
shrouded طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
tacking تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
battens قطعه چوب صاف برای نگهداشتن حالت بادبان
chain plate صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
batten قطعه چوب صاف برای نگهداشتن حالت بادبان
sheets طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
halliard طناب ویژه بالا و پایین بردن بادبان یاپرچم
tack تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
spreader میله افقی که بادبان را از دکل جدا نگاه می دارد
tacked تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
sheet طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
lugsail بادبان چهارگوشی که بطوراریب به زورق یا قایق اویخته شود
tacks تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
jibstay قسمت فوقانی تیر که بادبان یک گوشه روی ان قرار می گیرد
boatswains افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
boatswain افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
chute چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
crotch مربع کوچک در 4 گوشه میزبیلیارد بی کیسه چنگک نگهدارنده تیر افقی بادبان
chutes چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
crotches مربع کوچک در 4 گوشه میزبیلیارد بی کیسه چنگک نگهدارنده تیر افقی بادبان
blankest حرکت دادن قایق بطوریکه مانع وزیدن بادروی بادبان سمت باد شود
blank حرکت دادن قایق بطوریکه مانع وزیدن بادروی بادبان سمت باد شود
gaff میله نگهدارنده ضلع بالایی بادبان قلاب مخصوص حمل ماهی به خشکی یا قایق
telltale نوار فلزی یا چوبی روی دیوار جلو اسکواش نوارپارچه وصل به بادبان برای نشان دادن سمت باد
ssquare rig کشتی دکل دار دارای بادبان خم شده بطرف دکل
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
pinch محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
pinches محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
yaght قایق بادبان دار یا موتور دار
inhaul ریسمان ریسمان بادبان کشی
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com