English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (4 milliseconds)
English Persian
felonies جنایت بدکاری
felony جنایت بدکاری
Other Matches
dysfunction بدکاری
malfeasance بدکاری
flagitiousness بدکاری ستمکاری
doggery اخلاق پست بدکاری
villainy جنایت
crime جنایت
felonious جنایت
felony جنایت
felonies جنایت
crimination اتهام جنایت
cut-throat جنایت کارانه
desperado جنایت کار
felonious جنایت امیز
blue bell گزارش جنایت
criminally جنایت کارانه
murderous جنایت امیز
malefactor جنایت کار
malefactor جنایت امیز
malefactors جنایت کار
malefactors جنایت امیز
red handed درحین ارتکاب جنایت
red handed هنگام ارتکاب جنایت
red handed حین وقوع جنایت
delinquent مرتکب جنایت یاجنحه
felon جانی جنایت کار
felons جانی جنایت کار
delinquents مرتکب جنایت یاجنحه
act based on pejudgement قصاص قبل از جنایت
punishment of a crime not yet committed قصاص قبل از جنایت
gory جنایت امیز خونخوار
capital crime جنایت بزرگ یامهم
The crime lies heavily on his conscience. جنایت اش بار سنگینی بر وجدان اواست
Hunger begets crime. گرسنگی سبب جرم و جنایت میشود.
red-handed دست درخون هنگام ارتکاب جنایت
bloodguilty مرتکب خونریزی مقصریامسئول ادم کشی جنایت کار
There was too muh greed in the past, and now the chickens are coming hoe to roost with crime and corruption soaring. در گذشته طمع ورزی زیاد بود و حالا با افزایش جنایت و فساد باید تاوان پس دهیم.
compounding a felony سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
attainder سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com