English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (11 milliseconds)
English Persian
kinetoscope جنبش نما
Search result with all words
wavy جنبش بعقب و جلو متموج
inactive بی جنبش
move جنبش تکان
move حرکت جنبش
moved جنبش تکان
moved حرکت جنبش
moves جنبش تکان
moves حرکت جنبش
heartbeat جنبش
heartbeats جنبش
movable جنبش پذیر تغییرناپذیر
vibration جنبش
travel حرکت جنبش
traveled حرکت جنبش
travels حرکت جنبش
stock-still بی جنبش
momentum مقدار جنبش انی
inert فاقد نیروی جنبش بیروح
motion جنبش
motioned جنبش
motioning جنبش
motions جنبش
awakening جنبش
passively بی جنبش
mobility جنبش
swing جنبش
swings جنبش
commotion جنبش اغتشاش
operation گردش جنبش
immobile بی جنبش
immobile ثابت جنبش ناپذیر
immobile جنبش ناپذیر
jar تکان جنبش
jarred تکان جنبش
jars تکان جنبش
movement جنبش
locomotion جنبش
impetus نیروی جنبش
vibrant در حال جنبش تکریری
kinetics جنبش شناسی
kinetics علم جنبش و نیرو
vane کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
vanes کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
rising جنبش
action جنبش حرکت
action جنبش
actions جنبش حرکت
actions جنبش
oscillation جنبش
oscillations جنبش
rocking جنبش
revolt نهضت جنبش
revolts نهضت جنبش
bustle جنبش
bustled جنبش
bustles جنبش
jiggle جنبش
jiggled جنبش
jiggles جنبش
jiggling جنبش
cause جنبش سبب شدن
causes جنبش سبب شدن
causing جنبش سبب شدن
stir جنبش
stir به جنبش دراوردن
stirred جنبش
stirred به جنبش دراوردن
stirrings جنبش
stirrings به جنبش دراوردن
stirs جنبش
stirs به جنبش دراوردن
stagnate از جنبش ایستادن
stagnated از جنبش ایستادن
stagnates از جنبش ایستادن
stagnating از جنبش ایستادن
flicker پرپرزدن جنبش
flickered پرپرزدن جنبش
flickers پرپرزدن جنبش
tranquil بی جنبش درحال سکون
tremor تکان جنبش
tremors تکان جنبش
braid جنبش جهش
braided جنبش جهش
braids جنبش جهش
revival جنبش مذهبی
revivals جنبش مذهبی
reformer پیشوای جنبش
reformers پیشوای جنبش
spurt کوشش ناگهانی وکوتاه جنبش تند وناگهانی
spurted کوشش ناگهانی وکوتاه جنبش تند وناگهانی
spurting کوشش ناگهانی وکوتاه جنبش تند وناگهانی
spurts کوشش ناگهانی وکوتاه جنبش تند وناگهانی
impassioned به جنبش درامده
rock جنبش
rocked جنبش
rocks جنبش
an onward movement جنبش سوی پیش
angular momentum مقدار جنبش چرخشی
astir در جنبش
bolshevism مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
Other Matches
libration جنبش ترازویی و حرکت موازنهای جنبش نمایان ماه
resistance force جنبش مقاومت یا جنبش ازادی بخش انقلابی
leger or ledger بی جنبش
the r. جنبش
vibratility جنبش
vibrational جنبش
stock still بی جنبش
on the move در جنبش
immotile بی جنبش
inanition جنبش
kinesis جنبش
kinesodic جنبش بر
kinesthesis حس جنبش
libration جنبش
kymograph جنبش نگار
labor movement جنبش کارگری
libration جنبش ترازویی
libration جنبش موازنهای
life blood جنبش بی اخبار
mass movement جنبش تودهای
movableness جنبش پذیری
paratonic از جنبش بازدارنده
kymogram جنبش نگاره
kinology جنبش شناسی
kinaesthesia حس جنبش درماهیچه
kinaesthesis حس جنبش درماهیچه
kinesthesia حس جنبش درماهیچه
kinematic جنبش شناسی
kinematics جنبش شناسی
kinesalgia جنبش درمان
kinesimeter جنبش سنج
kinesimometer جنبش سنج
kinesiotherapy جنبش درمانی
photokinesis نور جنبش
psychokinesis جنبش فراروانی
quiescently بدون جنبش
reformation نهضت جنبش
saltation جنبش ناگهانی
to put in motion در جنبش دراوردن
to youse to a به جنبش انداختن
tremour تکان جنبش
undulation جنبش نوسانی
uniform movement جنبش یکسان
impassionate به جنبش امده
gybe جنبش تغییرجهت
hyperkinesthesia شدت حس جنبش
immovableness جنبش ناچذیری
forward motion جنبش پیشرو
libration of the moon جنبش نمایان ماه
groundswell جنبش تند گستر
oscillatory motion جنبش تاب وار
myokinetic test ازمون جنبش عضلانی
music of the spheres اهنگ جنبش سیارات
peristalsis جنبش کرم وار
peristaltic movement جنبش کرم وار
f. morement جنبش برای پیشرفت
peristole جنبش کرم وار
gas kinetics علم جنبش گازها
kinematical وابسته به جنبش شناسی
photokymograph جنبش نگار نوری
hydrokinetics علم جنبش مایعات
gyrostatics گفتاردر جنبش وضعی
revivalist movement جنبش اصول بیداری مذهبی
actimeter نمایان ساز [جنبش بدن]
she is quick with child جنبش بچه رادرشکم حس میکند
immovably چنانکه نتوان جنبش داد
to set in motion بجریان انداختن به جنبش اوردن
photodynamic اثر روشنایی در جنبش گیاهان
passivism فلسفه صبر وعدم جنبش
reform movement جنبش یا نهضت برای اصلاحات
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
photodynamics اثر روشنایی در جنبش گیاهان
photothropism جنبش در تحت تاثیر روشنایی
statgnate از جنبش ایستادن گندیده شده
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
lost cause جنبش یا آرمان از دست رفته
lost causes جنبش یا آرمان از دست رفته
planker گیاهان و جانورانی که دستخوش جنبش اب دریاهستند
Community architecture [جنبش مداخله در طراحی ساختمان های انگلیس]
gyrostat التی که جنبش وضعی جسمی رانشان میدهد
ultromotivy جنبش خود بخود نیروی خودبخودی جنبی
quick stage ان مرحله ازابستنی که زن جنبش بچه رادرزهدان خودحس میکند
gyrostabilizer التی که جنبش حرکت وضعی زمین را نشان میدهد
revivalist movement جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
Expressionism [جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
City Beautiful [جنبش طراحان، محوطه سازان آمریکایی در دفاع از زیبایی شهرها]
Aesthetic Movement [جنبش هنرمندان آمریکایی و انگلیسی در احیای طراحی های باشکوه عصر ملکه ویکتوریا]
late-Modern architecture [معماری که تصویرها و ایده ها و نقش و نگار آن گرفته شده از جنبش معماری مدرن بود.]
kinematics حرکت شناسی جنبش شناسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com