Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English
Persian
lateral
جنبی جناحی
Other Matches
flanker
عده مامور تک جناحی استحکامات جناحی یکان
out flanking
جناحی
flanked
احاطه جناحی
flanking
احاطه جناحی
flanking fire
اتش جناحی
flank
احاطه جناحی
abutment
پایه جناحی
flank development
گسترش جناحی
flank observation
دیدبانی جناحی
to roll up the enemy line
حمله جناحی
alate
دارای قسمتهای جناحی
pinions
چرخ دنده جناحی
flank openings
گشایشهای جناحی شطرنج
pinioning
چرخ دنده جناحی
pinion
چرخ دنده جناحی
epaulement
استحکام موقتی جناحی مترس
abutment
پایه جناحی پشت بند دیوار
wingman
خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
circumferential
جنبی
hypokinesis
کم جنبی
laterad
جنبی
peripheral
جنبی
bypassed
جنبی
bypasses
جنبی
bypass
جنبی
sideways
جنبی
bypassing
جنبی
margins
جنبی
margin
جنبی
lateral
جنبی
next door
[to]
<adv.>
جنبی
immediately next door
<adv.>
همین جنبی
side effects
اثرات جنبی
off hand game
بازی جنبی
peripheral processor
پردازشگر جنبی
racking stress
تنش جنبی
photokinesis
نور جنبی
slow motion
کند جنبی
peripheral driver
محرک جنبی
peripheral device
دستگاه جنبی
peripheral unit
واحد جنبی
side view
نمای جنبی
peripheral equipment
تجهیزات جنبی
adjunctive therapy
درمان جنبی
by-products
فراورده جنبی
by-product
فراورده جنبی
bypassing
مسیر جنبی
bypasses
مسیر جنبی
bypassed
مسیر جنبی
bypass
مسیر جنبی
margin cost
هزینه جنبی
next
پهلویی جنبی
collateral heirs
وراث جنبی
by product
محصول جنبی
coproduct
فراورده جنبی
bradykinesis
کند جنبی
auxiliary service
خدمات جنبی
peripheral control unit
واحد کنترل جنبی
peripheral controller
کنترل کننده جنبی
yaw
حرکت جنبی قایق
yawed
حرکت جنبی قایق
byways
کار یا فعالیت جنبی
byway
کار یا فعالیت جنبی
aids to trade
خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
ultromotivy
جنبش خود بخود نیروی خودبخودی جنبی
tetrapterous
دارای چهار بال چهار جناحی
cross servicing
خدمات جنبی یا جانبی خدمات چند جانبه
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
out flank
دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com