English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (6 milliseconds)
English Persian
dementia praecox جنون زودرس
Other Matches
schizothymia جنون همراه با خیال پرستی ومالیخولیا شبیه جنون جوانی
premature زودرس
unripe زودرس
early maturing زودرس
hasty زودرس
pubertas praecox بلوغ زودرس
pre mature blast انفخار زودرس
premature ignition احتراق زودرس
pre mature failure گسیختگی زودرس
altricial نوزاد زودرس
ejaculatio praecox انزال زودرس
early fruit میوه پیش رس یا زودرس
puppy love عشق سطحی و زودرس
incubator محل پرورش اطفال زودرس
incubators محل پرورش اطفال زودرس
early weaning از شیر گرفتن زودرس شیرسوز کردن
dementia جنون
psychosis جنون
hydromania جنون اب
insanity جنون
lunacy جنون
mental a جنون
madness جنون
lockjaw قفل شدن یا کلید شدن دهان که از علائم زودرس کزاز است
accelerated depreciation استهلاک زودرس [روش استهلاک دارایی در مدتی کمتر از زمان مقرر]
lyssophobia جنون هراسی
maniaphobia جنون هراسی
lattah جنون لاتا
latah جنون لاتا
lunes حمله جنون
nymphomania جنون شهوانی زن
oenomania جنون خمری
oniomania جنون خرید
perdiodical insanity جنون ادواری
peregrinomany جنون سفر
permanent insanity جنون دائم
tarantism جنون رقص
run mad به جنون مبتلاشدن
to d. تاسر حد جنون
jimjams جنون خمری
foolishly جنون امیز
dt's جنون خمری
dromomania جنون مسافرت
dipsomania جنون الکلی
dementia praecox جنون جوانی
catatonia نوعی جنون
schizophrenia جنون جوانی
delirium tremens جنون الکلی
kleptomania جنون دزدی
kleptomania جنون سرقت
amok درحال جنون
insanely از روی جنون
erotomania جنون جنسی
f. of love جنون عشق
hypomania جنون خفیف
hebephrenia جنون جوانی
folie a deux جنون دو نفری
pyromania جنون ایجاد حریق
bibliomania جنون کتاب دوستی
lunes حرکات جنون امیز
gallomania جنون فرانسوی مابی
frenzied rage خشم جنون امیز
germanomania جنون المان مابی
hypomanic دارای جنون خفیف
satyriasis جنون شهوانی مرد
kleptamaniac کسی که جنون دزدی دارد
hypochondriacal دچار جنون افسردگی- تهیگاهی
gone amok جنون آنی [روان شناسی]
amuck جنون آنی [روان شناسی]
balletomania عشق یا جنون نسبت به بالت
frenzy جنون انی دیوانه کردن
mythomania جنون دروغ یا اغراق گویی
running amok جنون آنی [روان شناسی]
amok جنون آنی [روان شناسی]
gone amok جنون آدم کشی [روان شناسی]
amuck جنون آدم کشی [روان شناسی]
running amok جنون آدم کشی [روان شناسی]
monomaia جنون درمورد بخصوصی وسواس در چیزی
amok جنون آدم کشی [روان شناسی]
schizo شخص مبتلا به بیماری جنون جوانی
general paresis جنون و فلج حاصل در اثرضایعات سیفلیسی مغز
manic depressive دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
psychokinesis عملیات جنون امیز در اثراختلالات فکری وروانی
manic-depressives دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
manic-depressive دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
amuck یک نوع جنون دراثرمرض مالاریا که منجر به خودکشی میشود
person running amok فرد دچار جنون آدم کشی [روان شناسی]
frenzied attacker فرد دچار جنون آدم کشی [روان شناسی]
paranoia جنون ایجاد سوء ذن شدید و هذیان گویی و فقدان بصیرت
nympholepsy جنون و علاقه شدید برای دسترسی به چیزهای غیرقابل حصول
nymphomanic دچار جنون خوابیدن با مرد دیوانه برای بغل خوابی بامرد
megalomania مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com