English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (14 milliseconds)
English Persian
wane جنگ دشمن
waned جنگ دشمن
wanes جنگ دشمن
waning جنگ دشمن
Search result with all words
front سمت دشمن
fronting سمت دشمن
unfriendly دشمن ناشناس
strike حمله ضربه زدن به دشمن
strikes حمله ضربه زدن به دشمن
meet تصادم کردن با دشمن درخور بودن درخور
meets تصادم کردن با دشمن درخور بودن درخور
scramble درگیر شدن باهواپیمای دشمن
scrambled درگیر شدن باهواپیمای دشمن
scrambles درگیر شدن باهواپیمای دشمن
scrambling درگیر شدن باهواپیمای دشمن
hit اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
contact ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacted ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacting ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacts ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
sweep تجسس هوایی سریع منطقه دشمن
quail نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
capitulation تسلیم شدن به دشمن قرارداد کاپیتولاسیون قراردادی که به موجب ان امتیازات خاصی به یک دولت خارجی و اتباع ان داده میشود
bogey تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogeys تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogies تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
coalition مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalitions مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
merged باهواپیمای دشمن برخورد کرددر رهگیری هوایی
merged دشمن فاهر شد
splashed در پدافند هوایی یعنی هواپیمای دشمن زده شد
guerillas جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerrilla جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerrillas جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
threat دشمن تهدید کردن
threats دشمن تهدید کردن
squawk در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawks در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
hostile دشمن
hostile متعلق به دشمن خصومت امیز
blocking سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
ace رتبه اول خلبانی که حداقل پنج هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد
aces رتبهء اول خ-لبانی که حداقل 5هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد
punch در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punched در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punches در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
ferret هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferrets هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
early warning اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
early-warning اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
plot تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
gall حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
galls حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
enemies دشمن
enemies دشمن کردن
enemy دشمن
enemy دشمن کردن
adversaries دشمن
adversary دشمن
decoy هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
decoyed هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
decoying هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
decoys هدف مدل هدف مخصوص گول زدن رادارهای دشمن
penetration نفوذ در جبهه دشمن داخل شدن درصفوف دشمن نفوذ در شبکه اطلاعات یااداری
distract گیج کردن حواس دشمن را پرت کردن
distracts گیج کردن حواس دشمن را پرت کردن
snipe ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
snipe از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniped ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
sniped از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
snipes ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
snipes از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniping ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
sniping از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
neutralised خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralised بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralises خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralises بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralising خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralising بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralize خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralize بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizes خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralizes بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizing خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralizing بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
disorganised به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganises به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganising به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganize به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganizes به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganizing به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
betray تسلیم دشمن کردن
betrayed تسلیم دشمن کردن
betraying تسلیم دشمن کردن
betrays تسلیم دشمن کردن
repulse پس زدن دشمن وازدن
Other Matches
radio deception گول زدن دشمن با بی سیم فریب رادیویی دشمن
to triumph over the enemy برشکست دشمن شادی کردن بر دشمن پیروز شدن
radio countermeasures اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
rejects عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
rejecting عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
rejected عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
reject عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
enemy alien طرفداران دشمن در خاک خودی هواداران دشمن
close with اخذتماس با دشمن درگیر شدن با دشمن
close-ups نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
close up نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
close-up نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
roll back به عقب راندن تدریجی مواضع دفاعی دشمن در هم نوردیدن تدریجی دفاع دشمن
breaching رخنه درمیدان مین رخنه نفوذی مواجه شدن با دشمن درگیری با دشمن
shadower یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
espionage جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
close in security برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
evasion اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
evasions اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
identification friendly or foe سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
breach سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
hostile track تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
end on سینه به سینه شدن با دشمن روبرو شدن با دشمن یاچیزی
approach march راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
out flank دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
repel پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repelled پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repelling پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repels پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
shelling report گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
adversarial دشمن
at d. دشمن
foes دشمن
xenophobe دشمن
abhorrer دشمن
foe دشمن
foeman دشمن
evades گریز از دشمن
evaded گریز از دشمن
evade گریز از دشمن
xenophobe دشمن بیگانه
antagonist رقیب دشمن
contains احاطه دشمن
engagements درگیری با دشمن
engagement درگیری با دشمن
contained احاطه دشمن
contain احاطه دشمن
evading گریز از دشمن
antagonizes دشمن کردن
antagonized دشمن کردن
antagonize دشمن کردن
antagonising دشمن کردن
antagonises دشمن کردن
antagonised دشمن کردن
nemesis دشمن بزرگ
antagonists رقیب دشمن
man hater دشمن ادم
the enemy کشتی دشمن
the enemy نیروی دشمن
feudist متحد دشمن
potential enemy دشمن اصلی
enemy forces نیروهای دشمن
enemy state دولت دشمن
potential enemy دشمن حتمی
hostile artillery توپخانه دشمن
hostile battery اتشبار دشمن
alien enemy دشمن خارجی
enemy state حکومت دشمن
antagonizing دشمن کردن
antichrst دشمن مسیح
hateable دشمن داشتنی
arch enemy دشمن بزرگ
archenemy دشمن بزرگ
To the envy of our enemies . به کوری چشم دشمن
close in نزدیک شدن به دشمن
action station پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
break through نفوذکردن در مواضع دشمن
harassing به هم زدن کارایی دشمن
flank crossing عبوراز جناح دشمن
anti air ضد برتری هوایی دشمن
close with نزدیک شدن به دشمن
enemy in liken of friend دشمن در لباس دوست
trophy of war غنیمت جنگی از دشمن
to roll up the enemy line بخط دشمن کردن
break off قطع تماس با دشمن
One enemy is one too many. یک دشمن هم زیاد است
He gave the inemy no respite . به دشمن مهلت نداد
betrayment تسلیم به دشمن کردن
to pierce the enemy's line دشمن رخنه کردن
line of approach راه تقرب به دشمن
repulsing پس زدن دشمن وازدن
repulsed پس زدن دشمن وازدن
suspect battery اتشبار مشکوک دشمن
repulses پس زدن دشمن وازدن
harasses ناراحت کردن دشمن
harasses ایذا کردن دشمن
harass ناراحت کردن دشمن
harass ایذا کردن دشمن
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
limited objective هدف نزدیک به جبهه دشمن
antisocial مخل اجتماع دشمن جامعه
search and clear جستجو و پاک کردن دشمن
strategic reconnaissance بررسی مقدماتی وضع دشمن
contact report گزارش تماس با هواپیمای دشمن
threat study بررسی امکانات رزمی دشمن
threat study بررسی توسعه تهدید دشمن
captured material وسایل گرفته شده از دشمن
catalytic ترغیب کننده دشمن به درگیری
identification zone منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
direct pressure تعاقب کردن مستقیم دشمن
denial measures تدابیر ممانعت ازنفوذ دشمن
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
counter fire اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
evader گمشده جنگی در منطقه دشمن
confirmed location محل تایید شده دشمن
confusion agent عامل گیج کردن دشمن
combat jump پرش با چتر درمنطقه دشمن
electromagnetic intrusion نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
flank crossing دور زدن جناح دشمن
evasion and scape گریز و فراراز دست دشمن
diversionary attack تک منحرف کننده توجه دشمن
infiltrating در خطوط دشمن نفوذ کردن
One enemy is too many, a hundred friend are too few. <proverb> یک دشمن زیاد است صد دوست کم .
We were surrounded ( encircled ) by the enemy forces . درمحاصره نیروهای دشمن بودیم
infiltrates در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrated در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrate در خطوط دشمن نفوذ کردن
To break down the enemys resistance. مقاومت دشمن رادرهم شکستن
siege mentality دشمن پنداری همه جانبه
liberated مناطق ازاد شده ازاشغال دشمن
blockade runner شخصی یا ناوی که ازمحاصره دشمن میگذرد
crossing the t قطع کردن راه ستون دشمن
communication deception گول زدن دشمن در ارتباط و مخابرات
countermeasures اقدامات ضد عملیات دشمن عمل متقابل
sniperscope دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
escaped فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
engagement control کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
envelopment دور زدن یکی از جناحین دشمن
no enemy is insignificant دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
escapes فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escape فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
snooperscope دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
seadata اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
radio direction finding پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
escaping فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
barrier combat air patrol گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
attrition sweeping مین روبی ضد عملیات فرسایشی دشمن
orange forces علامت نیروهای دشمن درتمرینات جنگی
penetration aids وسایل تولید رخنه در صفوف دشمن
survivability قابلیت مقاومت در مقابل دشمن توان زندگی
transponder tango دستگاه تشخیص دشمن وخودی مدل اولیه
transponder sierra دستگاه تشخیص دشمن وخودی مدل پیشرفته
shock action غافلگیری حمله ناگهانی غافلگیر کردن دشمن
rehabilitation training center مرکز اموزش بازاموزی زندانیان جنگی دشمن
Enemy troops poured into the city. سربا زان دشمن ریختند داخل شهر
Our heavy guns pounded ( away at ) the enemy positions . توپخانه سنگین ما مواضع دشمن رادرهم کوبید
follow up رده پشتیبان دنباله دنبال کردن دشمن
mopping up پاک کردن منطقه ازوجود بقایای دشمن
approach line خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
parroted وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
mix up, caution موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
vor وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
parroting وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parrots وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
stay behind باقی گذاشته شده نیروی باقیمانده در منطقه دشمن
interception رهگیری هوایی جلوگیری از ورودهواپیماهای دشمن استراق سمع
interrogator responder دستگاه تماس یا مکالمه سیستم شناسایی دشمن وخودی
overlap tell رله اطلاعات مربوط به هدف یا دشمن به ایستگاههای مجاور
We cloced in on the enemy . حلقه محاصره خودمان را روی دشمن تنگ تر کردیم
parrot وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
intruder operation تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
snake in the grass <idiom> دشمنی که وانمود به دوستی میکند (دشمن دوست نما)
The planes pin- pointed the enemy targets . هواپیما ها گشتند تا هدفهای دشمن را دقیق پیدا کردند
internee فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
exfiltration خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
internees فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
radio fix تعیین محل فرستنده دشمن یاخودی بااستفاده از دو یا چندایستگاه به گوش
evades فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evading فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
catches ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
evaded فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
american civilian internee information قسمت اطلاعات مربوط به غیرنظامیان بازگشته ازسرزمین دشمن به امریکا
plotting رسم مسیر ناوبری هواپیمایا کشتی محل هدف یا دشمن
evade فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
to sweep the seas همه جای دریاراعبورکردن دریاهارا ازوجود دشمن پاک کردن
target array نمودار گرافیک نیروها و تاسیسات و وضعیت دشمن در منطقه هدف
many اعلام تعداد 8 یا بیشترهواپیمای دشمن دیده میشود در رهگیری هوایی
evasion and scape تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
mural crown ناجی که به نخستین بالارونده ازدیوار شهر دشمن داده میشد
people sniffer رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
stop squawk در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را خاموش کنید
squawk flash در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روشن کنید
disengagement جدا شدن ازدشمن عقب نشینی اختیاری قطع تماس با دشمن
collision course interception تقاطع مسیر رهگیری باهواپیمای دشمن مسیربرخورد هواپیمای رهگیر بادشمن
jus postliminii هرگاه اموال کسی در جنگ توسط دشمن اخذ و متعاقبا" پس گرفته شود
spoofer در رهگیری هوایی یعنی دشمن از وسایل فریب الکترونیکی یا تاکتیکی استفاده میکند
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com