English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (10 milliseconds)
English Persian
first world جهان اول
Search result with all words
panorama جهان نما
panoramas جهان نما
isolationism سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
utopian تصوری شخصی که درصدد اصلاح جهان است
Christendom جهان مسیحیت
christenings جهان مسیحیت
internationalism روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
world جهان
worlds جهان
atlas کتاب نقشهء جهان
atlas فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
atlases کتاب نقشهء جهان
atlases فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
vale جهان
vale زمین جهان خاکی
vales جهان
vales زمین جهان خاکی
macrocosm جهان
macrocosms جهان
microcosm جهان کوچک
microcosm جهان کهین
microcosms جهان کوچک
microcosms جهان کهین
worldly wise جهان دیده
worldly-wise جهان دیده
Third World جهان سوم
universe جهان کیهان
universe جهان
simulation عملیاتی که کامپیوتر وضعیت جهان واقع یا ماشین را تقلید میکند و نحوه کار چیزی را نشان میدهد
simulations عملیاتی که کامپیوتر وضعیت جهان واقع یا ماشین را تقلید میکند و نحوه کار چیزی را نشان میدهد
apple یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
apples یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
underworld زیرین جهان
cartel اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
enterprise سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
enterprises سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
real time با همان سرعتی که در جهان واقعی حرکت می کنند.نقاشی متحرک بلا درنگ نیاز به سخت افزار نمایش قادر به نمایش یک ترتیب به صورت ده تصویر مختلف در ثانیه دارد
peregrination جهان گردی دربدری
peregrinations جهان گردی دربدری
cosmopolitan وابسته به همه جهان بین المللی
worldwide در سرتاسر جهان
aboral دورترین نقطه از جهان
all over the world در سراسر جهان
all over the world در همه جای جهان
all the world over در سراسر جهان
America Online بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
animal kingdom جهان جانوران
animals kingdom جهان جانوران
antemundane مربوط به پیش از افرینش جهان
atomism عقیده باینکه جهان مادی ازذرات ریز ساده تشکیل شده است
candidates' matches رویارویی نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
candidates' tournament تورنمنت نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
closed universe جهان بسته
closed universe جهان متناهی
finite universe جهان بسته
finite universe جهان متناهی
cosmography شرح جهان
cosmopolitanism سیستم " جهان وطنی " اعتقاد به لزوم حسن تفاهم واحترام متقابل بین کلیه ملل واقوام عالم
cosmorama جهان نما
creator the world جهان افرین
world creating جهان افرین
demimonde جهان زنان هرجایی
demiurge جهان افرین
demiurgeous وابسته به جهان افرین یااهریمن
demiurgic وابسته به جهان افرین یااهریمن
earthling ساکن جهان
ecumenic وابسته به قاطبه مسیحیان جهان
eustatic مربوط به تغییرات سطح دریادر سرتاسر جهان
expansion of universe انبساط جهان
extramundane بیرون از جهان یادنیا
faerie جهان پریان
filmdom جهان سینما
fourteen points طرح برنامهای برای صلح که "وودرو ویلسن " رئیس جمهور امریکا در 8 ژانویه 8191 ضمن خطابهای به کنگره امریکا اعلام کرد و درواقع پیامی به کلیه ملل ودول جهان تلقی شد
free world جهان ازاد
georama جهان نمای پوک
golfdom جهان گلف و گلف بازان
he passed hence این جهان را بدرود گفت
he passed hence ازاین جهان رخت بربست
here below دراین جهان
IBM بزرگترین شرکت کامپیوتری در جهان که اولین سیستم بر پایه PC را روی پردازنده PC ایجاد کرد
inanimate nature جهان جمادات
industrial workers of the world کارگران صنعتی جهان
infinite universe جهان باز
infinite universe جهان نامتناهی
intermundane واقع در میان دو جهان
internationalist جهان گرا
Internet شبکه گسترده بین المللی که انتقال داده و فایل را به همراه توابع پست الکترونیکی برای میلیونهای کاربر در جهان فراهم میکند. هر کسی میتواند از اینترنت استفاده کند. و نیز مراجعه شود به HTTP
malism عقیده باینکه این جهان روی همرفته بد جهانی است
malthusian theory of population فرضیه جمعیت مالتوس چون ازدیاد جمعیت جهان باتصاعد هندسی و افزایش منابع اغذیه به شکل تصاعدحسابی است باید جمعیت کنترل شود
mineral kingdom جهان جمادات
mundane affairs کارهای این جهان
mundane era تاریخی که مبداان افرینش جهان باشد
National Center for Supercomputing Applications سازمانی که معرفی و ایجاد شبکه جهان گستر را توسط جستجوگر Moscuic Web انجام میدهد
nether world این جهان
nether world جهان پایین
nether world جهان اینده
oecumenical وابسته به قاطبه مسیحیان جهان
oecumenical جامع مشهوردر سراسر جهان
open universe جهان باز
Other Matches
second world جهان دوم . کشورهای پیشرفته اقتصادی سوسیالیستی را جهان دوم نامند
orrery جهان نما
outworld جهان بیرونی
peregrinator جهان گرد
screenland جهان سینما
the future جهان اینده
world power جهان نیرو
world test ازمون جهان
world view جهان بینی
creator of the world جهان آفرین
weltanschauung جهان بینی
the invisible جهان ناپدید
the invisible world جهان ناپدید
the lower regions جهان مردگان
the lower world جهان پایین
the next world جهان اینده
the old world جهان کهنه
the vanity of the world پوچی جهان
the whole world سراسر جهان
this world of ours این جهان ما
universe of system جهان سیستم
worldview جهان بینی
oscillating universe جهان نوسان کننده
planisphere جهان نمای مسطح
outward things جهان برونی یا فاهر
ultramundane ماورا جهان ماوراگیتی
the world and its fullness جهان وهرچه دراوهست
the world is transitory جهان ناپایدار است
theseven wonders of the world عجایب هفتگانه جهان
third world countries کشورهای جهان سوم
the church militant قاطبه مسیحیان جهان
the back of beyond دورترین گوشه جهان
supramundane مافوق این جهان
superlunary بیرون از این جهان
superlunar بیرون ازاین جهان
superempirical خارج از جهان مادی
under the sun در جهان در زیر افتاب
Antiquity جهان باستانی [تاریخ]
the art of the Ancient world هنر جهان باستان
the Classical World [the Ancient World] جهان باستانی [تاریخ]
in ancient times در اوقات جهان باستانی
to be born چشم به جهان گشودن
the whole world همه دنیا تمامی جهان
in a battle for world domination مبارزه برای سلطه جهان
third world economies اقتصاد کشورهای جهان سوم
to know what's what ازچیزهاوکارهای جهان اگاه بودن
transcendentalism فلسفه خارج جهان مادی
vegetable kingdom جهان گیاهان مولود نباتی
the developed world جهان توسعه یافته [پیشرفته]
world wide مشهور جهان متداول درهمه جا
premundane پیش ازافرینش جهان بوده
sinusoidal projection نقشه جهان نمای مسطح
planisphere جهان نمای سطح نما
the lower world جهان مردگان عالم اسوات
topsy-turvy world [upside-down world] جهان سروته [درهم وبرهم ] [وارونه ]
time flies <proverb> عمر ضایع مکن ای دل که جهان می گذرد
rhadamanthus نام یکی از داوران جهان پایین
the pilgrimage of life زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
supemundane بالاتراز چیزهای وابسته به این جهان
globetrotters کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر میکند
globetrotter کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر میکند
When compared to other countries around the world, Britain spends little on defence. در مقایسه با کشورهای دیگر در سراسر جهان بریتانیا کم برای دفاع خرج می کند.
silicon valley محلی در دره سانتاکلارای کالیفرنیا باگسترده ترین تمرکز تجارت وکار تکنولوژی عالی در جهان
sherlu اولین برنامه زبان طبیعی که تجزیه و تحلیل نحوی ومعناشناسی را با معلومات جهان مجتمع کرده است
yalta conference م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
special drawing rights این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
Ancient Greece یونان باستانی [یونان جهان باستان]
stereoscope جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
point four چهارمین ماده از مواد اصلی نطق افتتاحیه ترومن رئیس جمهور امریکادر ژانویه 9491 در کنگره که در ان پیشنهاد شده بود که ایالات متحده امریکا به وسیله تامین کمکها و مساعدتهای فنی در کشورهای توسعه نیافته جهان
utopiannism اعتقاد به مدینه فاضله روش فکری افلاطون فرانسیس بیکن سر توماس مور و ..... که در اثار خودجامعهای با تاسیسات مطلوب و افراد بی عیب و درحد کمال مطلوب ایجاد و ان را به عنوان الگویی برای جوامع جهان معرفی کرده اند
Safavid period دوران صفویه [اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com