English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
filmdom جهان سینما
screenland جهان سینما
Other Matches
kinematograph دستگاه سینما دوربین سینما
second world جهان دوم . کشورهای پیشرفته اقتصادی سوسیالیستی را جهان دوم نامند
atlas فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
atlases فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
cinematograph سینما
kinema or cin سینما
movie theater سینما
flick سینما
flicked سینما
flicking سینما
flicks سینما
film سینما
filmed سینما
picture palace سینما
movies سینما
silver screen سینما
moving pictures سینما
the pictures سینما
cinema سینما
moving picture سینما
cinemas سینما
movie سینما
motion picture سینما
motion pictures سینما
filmdom صنعت سینما
screens پرده سینما
screening, screenings پرده سینما
screened پرده سینما
screen پرده سینما
silver screen پرده سینما
filmed فیلم سینما
picture palace جایگاه سینما
film فیلم سینما
picture theatre جایگاه سینما
picturedrome جایگاه سینما
kinematograph تمایشگاه سینما
moving picture فیلم سینما
On the movie screen. روی پرده سینما
picturing سینما با عکس نشان دادن
picture سینما با عکس نشان دادن
pictured سینما با عکس نشان دادن
picture theatre سینما نمایش گاه متحرک
pictures سینما با عکس نشان دادن
There were teeming ( surging) crowds outside the entrance of the theatre house . دم در سینما جمعیت موج می زند
the forthcoming movie فیلمی که به زودی به سینما می آید
what say you to a cinema? در باره سینما چه عقیده دارید
moviegoer کسی که اغلب به سینما میرود
moviegoers کسی که اغلب به سینما میرود
I dont have time to go to the movies . فرصت نمی کنم به سینما بروم
picturedrome سینما نمایش گاه تصاویر متحرک
I am not much of a cinema-goer. زیاد اهل سینما ( رفتن ) نیستم
What films are they showing at this cinema ( theatra house ) ? این سینما چه فیلم هائی رانشان می دهد ؟
top billing بالاترین قسمت اگهی سینما صدر اعلان
This is a perfect (an excellent) site for a cinema(theatre house). این زمین برای ساختن یک سینما جان می دهد
leading lady ستاره زنی که نقش اول رادرنمایش یا سینما بعهده دارد
vale جهان
worlds جهان
world جهان
universe جهان
macrocosms جهان
vales جهان
macrocosm جهان
microcosm جهان کهین
nether world این جهان
the old world جهان کهنه
nether world جهان پایین
nether world جهان اینده
weltanschauung جهان بینی
microcosm جهان کوچک
worldly-wise جهان دیده
panorama جهان نما
world power جهان نیرو
world test ازمون جهان
mineral kingdom جهان جمادات
world view جهان بینی
internationalist جهان گرا
open universe جهان باز
the invisible world جهان ناپدید
the lower regions جهان مردگان
the lower world جهان پایین
the next world جهان اینده
the vanity of the world پوچی جهان
the whole world سراسر جهان
panoramas جهان نما
Christendom جهان مسیحیت
this world of ours این جهان ما
christenings جهان مسیحیت
the future جهان اینده
worldview جهان بینی
peregrinator جهان گرد
outworld جهان بیرونی
universe of system جهان سیستم
orrery جهان نما
the invisible جهان ناپدید
all the world over در سراسر جهان
demiurge جهان افرین
world creating جهان افرین
creator the world جهان افرین
cosmorama جهان نما
cosmography شرح جهان
finite universe جهان متناهی
closed universe جهان متناهی
all over the world در سراسر جهان
closed universe جهان بسته
worldwide در سرتاسر جهان
animals kingdom جهان جانوران
animal kingdom جهان جانوران
creator of the world جهان آفرین
earthling ساکن جهان
Third World جهان سوم
here below دراین جهان
worldly wise جهان دیده
universe جهان کیهان
free world جهان ازاد
finite universe جهان بسته
first world جهان اول
underworld زیرین جهان
faerie جهان پریان
inanimate nature جهان جمادات
microcosms جهان کوچک
microcosms جهان کهین
infinite universe جهان باز
expansion of universe انبساط جهان
infinite universe جهان نامتناهی
the art of the Ancient world هنر جهان باستان
the world and its fullness جهان وهرچه دراوهست
to be born چشم به جهان گشودن
the world is transitory جهان ناپایدار است
Antiquity جهان باستانی [تاریخ]
under the sun در جهان در زیر افتاب
the Classical World [the Ancient World] جهان باستانی [تاریخ]
in ancient times در اوقات جهان باستانی
third world countries کشورهای جهان سوم
theseven wonders of the world عجایب هفتگانه جهان
ultramundane ماورا جهان ماوراگیتی
extramundane بیرون از جهان یادنیا
planisphere جهان نمای مسطح
outward things جهان برونی یا فاهر
all over the world در همه جای جهان
supramundane مافوق این جهان
mundane affairs کارهای این جهان
peregrination جهان گردی دربدری
peregrinations جهان گردی دربدری
aboral دورترین نقطه از جهان
intermundane واقع در میان دو جهان
industrial workers of the world کارگران صنعتی جهان
georama جهان نمای پوک
demimonde جهان زنان هرجایی
vales زمین جهان خاکی
oscillating universe جهان نوسان کننده
atlas کتاب نقشهء جهان
the back of beyond دورترین گوشه جهان
the church militant قاطبه مسیحیان جهان
superlunary بیرون از این جهان
vale زمین جهان خاکی
atlases کتاب نقشهء جهان
superlunar بیرون ازاین جهان
superempirical خارج از جهان مادی
he passed hence ازاین جهان رخت بربست
the whole world همه دنیا تمامی جهان
he passed hence این جهان را بدرود گفت
in a battle for world domination مبارزه برای سلطه جهان
oecumenical وابسته به قاطبه مسیحیان جهان
the developed world جهان توسعه یافته [پیشرفته]
antemundane مربوط به پیش از افرینش جهان
ecumenic وابسته به قاطبه مسیحیان جهان
demiurgeous وابسته به جهان افرین یااهریمن
the lower world جهان مردگان عالم اسوات
demiurgic وابسته به جهان افرین یااهریمن
premundane پیش ازافرینش جهان بوده
third world economies اقتصاد کشورهای جهان سوم
to know what's what ازچیزهاوکارهای جهان اگاه بودن
vegetable kingdom جهان گیاهان مولود نباتی
transcendentalism فلسفه خارج جهان مادی
planisphere جهان نمای سطح نما
sinusoidal projection نقشه جهان نمای مسطح
oecumenical جامع مشهوردر سراسر جهان
world wide مشهور جهان متداول درهمه جا
supemundane بالاتراز چیزهای وابسته به این جهان
rhadamanthus نام یکی از داوران جهان پایین
candidates' tournament تورنمنت نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
cosmopolitan وابسته به همه جهان بین المللی
candidates' matches رویارویی نامزدهای قهرمانی شطرنج جهان
topsy-turvy world [upside-down world] جهان سروته [درهم وبرهم ] [وارونه ]
mundane era تاریخی که مبداان افرینش جهان باشد
apples یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
the pilgrimage of life زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
apple یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
time flies <proverb> عمر ضایع مکن ای دل که جهان می گذرد
utopian تصوری شخصی که درصدد اصلاح جهان است
America Online بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
eustatic مربوط به تغییرات سطح دریادر سرتاسر جهان
globetrotters کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر میکند
globetrotter کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر میکند
malism عقیده باینکه این جهان روی همرفته بد جهانی است
When compared to other countries around the world, Britain spends little on defence. در مقایسه با کشورهای دیگر در سراسر جهان بریتانیا کم برای دفاع خرج می کند.
atomism عقیده باینکه جهان مادی ازذرات ریز ساده تشکیل شده است
enterprise سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
enterprises سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
IBM بزرگترین شرکت کامپیوتری در جهان که اولین سیستم بر پایه PC را روی پردازنده PC ایجاد کرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com