English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
lable جهت گذاری
Search result with all words
deposit سرمایه گذاری کردن
deposits سرمایه گذاری کردن
indexing شاخص گذاری
outlay مبلغ سرمایه گذاری شده خرج
mine مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mined مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mines مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
setting کار گذاری
settings کار گذاری
congressman عضو کنگره یا مجلس قانون گذاری امریکا
congressmen عضو کنگره یا مجلس قانون گذاری امریکا
labelling 1-برچسب گذاری روی چیزی . 2-چاپ برچسبها
heading عنوان گذاری
headings عنوان گذاری
public روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
public رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
correct روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correcting روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
corrects روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
charge خرج گذاری کردن شارژ کردن
charges خرج گذاری کردن شارژ کردن
notation نشان گذاری
notations نشان گذاری
plotter وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotters وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
compilation ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
compilations ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
padding پیمایش لایه گذاری
padding لایی گذاری
paragraph فاصله گذاری کردن
paragraphs فاصله گذاری کردن
indent دندانه گذاری
indenting دندانه گذاری
indents دندانه گذاری
nomination نام گذاری
nominations نام گذاری
syntheses هم گذاری اختلاط
synthesis هم گذاری اختلاط
detect سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detects سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
fingering پنجه گذاری انگشت کاری
mincingly با احتیاط با فرو گذاری حقیقت
conversion 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
strip نوار مین گذاری باند فرود موقتی
pool ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pools ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
reload گلوله گذاری مجدد
reloaded گلوله گذاری مجدد
reloading گلوله گذاری مجدد
reloads گلوله گذاری مجدد
namesake کسی که بنام دیگری نام گذاری شود
namesakes کسی که بنام دیگری نام گذاری شود
zero پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
tubing لوله گذاری
coffin جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
coffins جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
casing لوله گذاری چاه
casing لوله گذاری
casings لوله گذاری چاه
casings لوله گذاری
punctuation mark علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation marks علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
self- سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
self- سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
punctuation نقطه گذاری
punctuation نشان گذاری تاکید
masking نقاب گذاری
index علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
indexed علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
indexes علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
cell دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cells دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
synthesised هم گذاری کردن
synthesises هم گذاری کردن
synthesising هم گذاری کردن
synthesize هم گذاری کردن
synthesized هم گذاری کردن
synthesizes هم گذاری کردن
synthesizing هم گذاری کردن
disposal مصرف درمعرض گذاری
punctuate نقطه گذاری کردن
punctuate نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuated نقطه گذاری کردن
punctuated نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuates نقطه گذاری کردن
punctuates نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuating نقطه گذاری کردن
punctuating نشان گذاری کردن نقطه دار
joist تیر اهن گذاری نصب تیر
joists تیر اهن گذاری نصب تیر
decipher تبدیل یک پیام رمز دار یا کد گذاری شده به حالت اصلی متن
deciphered تبدیل یک پیام رمز دار یا کد گذاری شده به حالت اصلی متن
deciphers تبدیل یک پیام رمز دار یا کد گذاری شده به حالت اصلی متن
juxtaposition پهلوی هم گذاری
Other Matches
residential investments سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
overcapitalization سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
desired investment سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
cooperative scorer بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
fuze ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
indention تو گذاری
lineation خط گذاری
coding کد گذاری
enterprise سرمایه گذاری
finances سرمایه گذاری
lodgement ودیعه گذاری
collocation باهم گذاری
lodgment ودیعه گذاری
mark sensing نشان گذاری
invested سرمایه گذاری
insulation عایق گذاری
financing سرمایه گذاری
frustrations عقیم گذاری
pricing قیمت گذاری
policy-making سیاست گذاری
policy making سیاست گذاری
coronations تاج گذاری
coronation تاج گذاری
legislation قانون گذاری
frustration عقیم گذاری
scoring نمره گذاری
pagination صفحه گذاری
grading نمره گذاری
limit of load حد بار گذاری
financed سرمایه گذاری
finance سرمایه گذاری
earmarking علامت گذاری
load فشنگ گذاری
ovulations تخمک گذاری ها
petarder مامورخرج گذاری پل
marks علامت گذاری
mark علامت گذاری
markings علامت گذاری
marking علامت گذاری
devising ارث گذاری
devises ارث گذاری
devised ارث گذاری
devise ارث گذاری
loads فشنگ گذاری
exposures درمعرض گذاری
discrimination فرق گذاری
fillings لایی گذاری
filling لایی گذاری
pointing نقطه گذاری
minelaying مین گذاری
invests سرمایه گذاری
investing سرمایه گذاری
nomenclauture نام گذاری
nomographer قانون گذاری
invest سرمایه گذاری
nomography فن قانون گذاری
demarcation علامت گذاری
codes and codification علامت گذاری
mining مین گذاری
numbering شماره گذاری
imposition of hands دست گذاری
indentations دندانه گذاری
indentation دندانه گذاری
piping لوله گذاری
coding کد گذاری چیزی
capitalization سرمایه گذاری
coding علامت گذاری
valuations ارزش گذاری
idegraphy نشان گذاری
spacing فاصله گذاری
iatraliptics مرهم گذاری
cupellation قال گذاری
dateline تاریخ گذاری
demomination نام گذاری
dimensioning اندازه گذاری
disposure درمعرض گذاری
aggradation ابرفت گذاری
lettering حروف گذاری
impressions نشان گذاری
impression نشان گذاری
hyphenation خط تیره گذاری
hypothecation گرو گذاری
hypothecation رهن گذاری
valuation ارزش گذاری
edgings لبه گذاری
investment سرمایه گذاری
costing هزینه گذاری
costing قیمت گذاری
sanding ماسه گذاری
ovulation تخمک گذاری
investments سرمایه گذاری
edging لبه گذاری
trapping تله گذاری
insertion جوف گذاری
ingravescence رو بشدت گذاری
interposition پا میان گذاری
inunction مرهم گذاری
scaling مقیاس گذاری
scale factor مقیاس گذاری
sedimentation لایه گذاری
sedimentation رسوب گذاری
sequencing ترتیب گذاری
signallzation علامت گذاری
structuralization بنیان گذاری
undervaluation کم ارزش گذاری
wicking فتیله گذاری
weft insertion پود گذاری
prefixion پیش گذاری
loading بار گذاری
denominations نام گذاری
prefixture سرواژه گذاری
enterprises سرمایه گذاری
prefixture جلو گذاری
denomination نام گذاری
prefixion جلو گذاری
preterition فرو گذاری
exposure درمعرض گذاری
prefixion سرواژه گذاری
encoding رمز گذاری
prefixture پیش گذاری
prochronism جلوترتاریخ گذاری
puncuation نقطه گذاری
overinvestment سرمایه گذاری بیش از حد
infix notation نشان گذاری میانوندی
investment banks بانکهای سرمایه گذاری
configural scoring نمره گذاری طرحی
investment cost هزینه سرمایه گذاری
investment function تابع سرمایه گذاری
carboning a lamp کربن گذاری لامپ
gross investment سرمایه گذاری ناخالص
differential scoring نمره گذاری افتراقی
iinfix notation نشان گذاری میانوندی
denture دندان مصنوعی گذاری
excess n notation نشان گذاری با افزونی n
decimal notation نشان گذاری دهدهی
financial investment سرمایه گذاری مالی
induced investment سرمایه گذاری القائی
dateline محل تاریخ گذاری
fixed investment سرمایه گذاری ثابت
foreign investment سرمایه گذاری خارجی
industrial investment سرمایه گذاری صنعتی
compulsury deduction کسر گذاری اجباری
designation system سیستم علامت گذاری
to lay the track ریل گذاری کردن
ice mining مین گذاری یخها
prefix notation نشان گذاری پیشوندی
propensity to invest گرایش به سرمایه گذاری
punctuation symbol نماد نقطه گذاری
punctuative وابسته به نقطه گذاری
radix notation نشان گذاری مبنایی
rate of investment نرخ سرمایه گذاری
nidus جای تخم گذاری
reinvestment سرمایه گذاری مجدد
net investment سرمایه گذاری خالص
national investment سرمایه گذاری ملی
repagination صفحه گذاری مجدد
replacement investment سرمایه گذاری جانشینی
road marking نشانه گذاری راه
scientific notation نشان گذاری علمی
opportunity to invest فرصت سرمایه گذاری
over investment سرمایه گذاری بیش از حد
predatory pricing قیمت گذاری امرانه
pre indexing شاخص گذاری قبلی
postfix notation نشان گذاری پسوندی
post indexing شاخص گذاری بعدی
positional notation نشان گذاری مکانی
positional notation نشان گذاری مرتبهای
polish notation نشان گذاری لهستانی
pavement marking نشانه گذاری راه
paralysation بی اثرسازی عقیم گذاری
paginate صفحه گذاری کردن
primary investment سرمایه گذاری اولیه
primming چاشنی گذاری کردن
scoring key کلید نمره گذاری
mine strip باند مین گذاری
maximum load بار گذاری حداکثر
traffic sign تابلو نشانه گذاری
investment plan برنامه سرمایه گذاری
uncharged خرج گذاری نشده
uncharged چاشنی گذاری نشده
unction مرهم گذاری تدهین
investment opportunities امکانات سرمایه گذاری
unnumbered شماره گذاری نشده
valuation of benefits ارزش گذاری منافع
valuation of costs ارزش گذاری هزینه ها
wadable قابل لایه گذاری
investment mulliplier ضریب سرمایه گذاری
yield of invested capital بازده سرمایه گذاری
hairsplitting مته به خشخاش گذاری
investment institutions موسسات سرمایه گذاری
nitpicking مته به خشخاش گذاری
traffic sign لوحه نشانه گذاری
tracklaying شنی گذاری کردن
share holding سرمایه گذاری در سهام
social investment سرمایه گذاری اجتماعی
malinvestment سرمایه گذاری نامناسب
pricing policy سیاست قیمت گذاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com