English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
pat lowe جهش با چرخش کامل از یک پا و فرود روی پای دیگر
Other Matches
mapes چرخش کامل در هوا و برگشت روی پای دیگر
ease turn سرعت چرخش فرود چرخیدن یا دور زدن هواپیمابرای فرود
euler پرش از لبه عقبی اسکیت و یک چرخش در هوا و فرود روی لبه داخلی اسکیت دیگر
wilson پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
full چرخش با پشتک کامل
fullest چرخش با پشتک کامل
double دوبار چرخش کامل ژیمناست
doubled دوبار چرخش کامل ژیمناست
doubled up دوبار چرخش کامل ژیمناست
pirouettes چرخش کامل بدن روی یک پا پارالل
pirouette چرخش کامل بدن روی یک پا پارالل
loop jump پرش و چرخش کامل و فرودروی همان لبه اسکیت
three sisty چرخش کامل 063 درجه بدن موج سوار
stalder circle چرخش کامل بدورمیله بدون تماس پاها بامیله
lay back spin چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
dispersoid پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
new deal <idiom> تغییر کامل ،شروع تازه ،شانس دیگر
mohawk چرخش از جلو بعقب و بعکس از روی یک پا به روی پای دیگر
notification message پیام نرم افزار نشر برای تشخیص اشیا دیگر که کار مشخص باید کامل شود
rolls چرخش نیمدایره روی یک پا وبعد روی پای دیگر
rolled چرخش نیمدایره روی یک پا وبعد روی پای دیگر
roll چرخش نیمدایره روی یک پا وبعد روی پای دیگر
diversionary landing فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
plunging fire تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
mazurka پرش از عقب یک اسکیت با نیم چرخش و برگشت بجلو همان اسکیت و سر خوردن روی پای دیگر
salchow پرش از لبه داخلی یک پا باچرخش کامل درهوا وبرگشت روی لبه خارجی پای دیگر
swing roll چرخش نیمدایره روی یکپاوبعد روی پای دیگر با کنترل پای ازاد از جلو بعقب
waltz three سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
circuit وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
circuits وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
crossrole چرخش نیمدایره روی یک پا وچرخش نیمدایره روی پای دیگر
tap loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
toe loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
bingo علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
full mobilization تحرک کامل بحرکت دراوردن کامل
completed case جعبه کامل خشاب کامل
full scale باندازه کامل بمقیاس کامل
full annealing بازپخت کامل تاباندن کامل
single action یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
chip قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise <adv.> به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر]
n-key rollover [این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
imago حشره کامل و بالغ اخرین مرحله دگردیسی حشره که بصورت کامل و بالغ در میاید
thorough بطور کامل کامل
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
conversions وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversion وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time دفعه دیگر [وقت دیگر]
tunnelling روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shift تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifts تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
downstream فرود اب
splashdowns آب فرود
line of fall خط فرود
landing فرود
landings فرود
abseils فرود
abseiled فرود
abseil فرود
abseiling فرود
dropped فرود
drop فرود
dropping فرود
tailwater فرود اب
land فرود
drops فرود
splashdown آب فرود
approach مسیر فرود
landing strips باند فرود
approaches مسیر فرود
run way محوطه فرود
landing strip باند فرود
landing zone منطقه فرود
instrument landing فرود کور
nosediving فرود عمودی
nosedives فرود عمودی
nosedived فرود عمودی
nosedive فرود عمودی
impact point نقطه فرود
approached مسیر فرود
prelanding قبل از فرود
descends فرود امدن
undercarriages ارابه فرود
approach clearance اجازه فرود
application of a force فرود نیرو
angle of fall زاویه فرود
night landing فرود شبانه
missed approach فرود اضطراری
missed approach فرود ناقص
strip باند فرود
light or lighted فرود امدن
access point نقطه فرود
forced landing فرود اجباری
landing weight وزن فرود
landing spot نقطه فرود
landing site محل فرود
undercarriage ارابه فرود
under carriage ارابه فرود
land vi فرود امدن
landing angle زاویه فرود
landing area منطقه فرود
parachut چتر فرود
landing gear ارابه فرود
landing hill تپه فرود
landing light چراغ فرود
landing site پایگاه فرود
landed فرود امده
perched فرود امدن
alighted فرود امدن
alight فرود امدن
plunges فرود امدن
ditching فرود اضطراری
descendeur صفحه فرود
pit منطقه فرود
deck landing aid کمکهای فرود
plunged فرود امدن
soft landing فرود نرم
pits منطقه فرود
perch فرود امدن
plunge فرود امدن
perching فرود امدن
alighting فرود امدن
alights فرود امدن
drop zone منطقه فرود
descend فرود امدن
run way باند فرود
perches فرود امدن
metafile 1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
landing ship dock اسکله فرود اب خاکی
air strip باند فرود یاپرواز
landing فرود ژیمناست به زمین
air landing فرود از راه هوا
drop zone منطقه فرود چترباز
approach end ابتدای باند فرود
approach chart نقشه مسیر فرود
landings فرود ژیمناست به زمین
landing threshold استانه فرود اب خاکی
back dive شیرجه از پشت و فرود با پا
landing aircraft هواپیمای در حال فرود
landing signal officer افسر ارتباط فرود
service court محل فرود سرویس
angle of approach زاویه فرود هواپیما
landing mat باند فرود اضطراری
helipad سکوی فرود هلیکوپتر
angle of fall زاویه فرود گلوله
advanced landing field پایگاه فرود مقدم
slope of falp شیب زاویه فرود
wave off فرود همراه با سایش
maximum landing weight حداکثر وزن فرود
overshoot فرود ناقص هواپیما
landing فرود [هواپیما یا موشک]
point of application of a force نقطه فرود نیرو
overshooting فرود ناقص هواپیما
forced landing فرود اجباری هواپیما
line of fall خط فرود گلوله به زمین
belly flop با شکم فرود آمدن
belly flops با شکم فرود آمدن
final approach مسیرنهایی فرود هواپیما
final approach مسیر نهایی فرود
lodgment area منطقه استراحت یا فرود در سر پل
glide path مسیر فرود ازاد
line of approach مسیر تقرب یا فرود
overshoots فرود ناقص هواپیما
application of load فرود بار کاربرد نیرو
seadrome محل فرود هواپیمای اب نشین
air landed فرود امده از راه هوا
ditching فرود اضطراری هواپیما روی اب
autorotation روش فرود اضطراری هلیکوپتر
norm point نقطه احتمالی فرود در پرش
peas شن نرم در محل فرود چترباز
ground controled approach دستگاه فرود خودکار هواپیما
service court محل فرود سرویس اسکواش
critical point نقطه فرود در پرش با اسکی
scramble net تور بار یا فرود نفرات
hydro airplane هواپیمایی که میتواند روی اب فرود اید
landings پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
automatic carrier landing system سیستم کنترل فرود خودکاربرای هواپیما
free fall زمان فرود ازاد بدون چتر
landing پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
throwing sector نقطه فرود وسیله پرتاب شده
glide slope زاویه فرود ازاد هواپیما یاموشک
drag line طنای اویزان از بالن هنگام فرود
strip alert اماده باش روی باند فرود
strainght running فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
the bird took its perch مرغ فرود امده بر چوب قرارگرفت
taxi حرکت هواپیماها روی باند فرود
drop zone control center مرکز کنترل منطقه بارریزی یا فرود
heliport باند فرود و پرواز هلی کوپتر
taxied حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxies حرکت هواپیماها روی باند فرود
froud number عدد فرود که بدون بعد میباشد
landing beam نورافکن هدایت زمینی هواپیمابرای فرود
adjusting to water حرکت در هوا هنگام فرود دراب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com