Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
repartee
جواب شوخی امیز
Other Matches
jocular
شوخی امیز
humoursome
شوخی امیز
sportiveŠetc
شوخی امیز
prankful
شوخی امیز
humorous
شوخی امیز
waggery
شوخی شیطنت امیز
prandial
واژه شوخی امیز
humbugs
شوخی فریب امیز
fun
شوخی امیز مفرح
jocose
شوخی امیز فکاهی
humbug
شوخی فریب امیز
hob
شوخی فریب امیز
jocosely
شوخی امیز فکاهی
hoax
شوخی فریب امیز
hoaxes
شوخی فریب امیز
hobs
شوخی فریب امیز
sikt
شوخی طعنه امیز کردن
wisecrack
حرف کنایه دار یا شوخی امیز
wisecracks
حرف کنایه دار یا شوخی امیز
play a joke
حیله شوخی امیز بکار بردن
wisecracker
کسیکه حرف کنایه داریا شوخی امیز میزند
A clumsy practical joke.
آدم شوخی است ( شوخی های یدی )
It is no joke .
این شوخی ندارد ( شوخی نیست )
irresponsive
جواب ندهنده بی جواب
rat race
عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
admonitory
نصیحت امیز توبیخ امیز
tricky
خدعه امیز مهارت امیز
antagonistic
خصومت امیز رقابت امیز
trickier
خدعه امیز مهارت امیز
trickiest
خدعه امیز مهارت امیز
incriminatory
تهمت امیز اتهام امیز
suasive
ترغیب امیز تحریک امیز
gratulant
تهنیت امیز تبریک امیز
expostulatory
سرزنش امیز تعرض امیز
whyŠthere is the answer
در سر جواب
ripostes
جواب
counterplea
جواب رد
riposted
جواب
riposte
جواب
irreprovable
بی جواب
in reply to
در جواب
rejoinders
جواب
rejoinder
جواب
responses
جواب
riposting
جواب
recalcitrancy
جواب رد
comeback
جواب
comebacks
جواب
antiphony
جواب
replying
جواب
response
جواب
resolvent
جواب
repost
جواب
replied
جواب
replies
جواب
recalcitrance
جواب رد
reply
جواب
response position
مکان جواب
an abrupt answer
جواب تند
have it
<idiom>
به جواب رسیدن
reply paid
جواب قبول
toss off
<idiom>
حاضر جواب
unanswerable
جواب ناپذیر
recitative
جواب دادن
snip snap
جواب زیرکانه
question answer
سئوال- جواب
answerable
جواب دار
A correct answer.
جواب صحیح
voice response
جواب صوتی
counter memorial
جواب یادداشت
to give the mitten
جواب کردن
auto answer
خود جواب
A straightforward answer.
جواب سر راست
to make a response
جواب دادن
send away
جواب دادن
responsory
جواب جماعت
answer pennant
پرچم جواب
answer mode
حالت جواب
brusque
پیش جواب
The wrong answer.
جواب غلط
answering
: جواب پاسخ
interlocutor
جواب دهنده
reply paid /RP/
[reply prepaid]
جواب قبول
irrefragably
بطور بی جواب
answered
: جواب پاسخ
responded
جواب دادن
responds
جواب دادن
answer
: جواب پاسخ
interlocutors
جواب دهنده
answers
: جواب پاسخ
undertakers
جواب گو مسئول
undertaker
جواب گو مسئول
nope
جواب منفی
undertaking
جواب گو مسئول
favourable
جواب مساعد
respond
جواب دادن
telephone responder
جواب دهنده تلفن
retorts
جواب متقابل تلافی
to comply
[with]
[به نیازی]
جواب دادن
have her cable
لنگر جواب دادن
counterclaim
جواب به ادعای شاکی
unique solution
جواب منحصر بفرد
replied
جواب شفاهی دفاعیه
unansweable
بی جواب تکذیب ناپذیر
to return a greeting
جواب سلام دادن
reply
جواب شفاهی دفاعیه
answer
جواب احتیاج را دادن
sockdologer
اتمام حجت جواب
rebut
جواب متقابل دادن
counterbid
جواب خریداربه فروشنده
rebuts
جواب متقابل دادن
answers
جواب احتیاج را دادن
replies
جواب شفاهی دفاعیه
rebutted
جواب متقابل دادن
answering
جواب احتیاج را دادن
answered
جواب احتیاج را دادن
rebutting
جواب متقابل دادن
sockdolager
اتمام حجت جواب
Touché!
خوب جواب دادی!
to meet
[به نیازی]
جواب دادن
to accommodate
[به نیازی]
جواب دادن
out in left field
<idiom>
از جواب صحیح دورشدن
He answered nothing.
اصلا جواب نداد
talk back
<idiom>
بی ادبانه جواب دادن
corespondent
مسئول جواب گویی
replying
جواب شفاهی دفاعیه
retorts
جواب متقابل دادن
flea in one's ear
<idiom>
جواب دندان شکن
A crushing reply(retort).
جواب دندان شکن
retort
جواب متقابل دادن
sallies
جواب سریع و زیرکانه
sally
جواب سریع و زیرکانه
retort
جواب متقابل تلافی
In response (reply) to your letter.
در جواب نامه تان
To dismiss(sack,discharge)someone.
کسی را جواب کردن
replied
پاسخ دادن جواب کتبی
A logical remark has no answer.
<proverb>
یرف یساب جواب ندارد .
refutatory
تکذیب کننده متضمن جواب رد
answering
جواب دادن از عهده برامدن
reply
پاسخ دادن جواب کتبی
meet some one's objections
به ایرادات کسی جواب دادن
answers
جواب دادن از عهده برامدن
never to be at a loss for an answer
همیشه حاضر جواب بودن
replies
پاسخ دادن جواب کتبی
answer
جواب دادن از عهده برامدن
improvisator
بدیهه ساز حاضر جواب
answered
جواب دادن از عهده برامدن
audio response device
دستگاه جواب دهنده سمعی
Please answer the telephone.
لطفا" جواب تلفن را بدهید
refutative
تکذیب کننده متضمن جواب رد
Answer me this question.
جواب این سؤالم را بده
bite the hand that feeds you
<idiom>
جواب خوبی را با بدی دادن
He was pressed for pressed for ad answer .
به اوفشار آوردند تا جواب بدهد
replying
پاسخ دادن جواب کتبی
antiphony
انعکاس یا جواب سرود وموسیقی
He didnt return (acknowledge) my greetings.
جواب سلام مرا نداد
To take the salute.
جواب سلام ( نظامی ) رادادن
Why don't you answer?
چرا جواب نمی دهید؟
funniment
شوخی
frolicsomeness
شوخی
jest
شوخی
jests
شوخی
lark
شوخی
larks
شوخی
humours
شوخی
drollery
شوخی
prank
شوخی
bon mot
شوخی
pranks
شوخی
joking
شوخی
jokes
شوخی
joked
شوخی
joke
شوخی
facetiae
شوخی
facetiousness
شوخی
for fun
به شوخی
humouring
شوخی
humour
شوخی
humors
شوخی
humoring
شوخی
humored
شوخی
funny bones
شوخی
funny bone
شوخی
fun
شوخی
humoured
شوخی
good humouredly
به شوخی
waggery
شوخی
jocosity
شوخی
jocundly
با شوخی
lightsomeness
شوخی
persiflage
شوخی
gamesomeness
شوخی
game
شوخی
sportiveŠetc
شوخی کن
jestingly
به شوخی
raillery
شوخی
jink
شوخی
humorousness
شوخی
in a sober earnest
بی شوخی
in play
به شوخی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com