Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
English
Persian
shoot
جوانه زدن انشعاب
shoots
جوانه زدن انشعاب
Other Matches
gemmulation
جوانه کوچک ایجادموجود تازه توسط جوانه سلولی
tillers
جوانه جوانه زدن
tiller
جوانه جوانه زدن
budded
جوانه
youngling
جوانه
bud
جوانه
seedlings
جوانه
seedling
جوانه
shootings
جوانه
shooting
جوانه
gemmiferous
جوانه زن
gemma
جوانه
offshoot
جوانه
offshoots
جوانه
buds
جوانه
germinating
جوانه زدن
taste bud
جوانه چشایی
germinates
جوانه زدن
acrospire
جوانه زدن
erupts
جوانه زدن
erupting
جوانه زدن
germination
جوانه زنی
erupted
جوانه زدن
sprout
جوانه زدن
budded
جوانه زدن
bud
جوانه زدن
buds
جوانه زدن
taste buds
جوانه چشایی
erupt
جوانه زدن
sprouts
جوانه شاخه
sprouts
جوانه زدن
sprouted
جوانه شاخه
sprouted
جوانه زدن
sprout
جوانه شاخه
germinated
جوانه زدن
germinate
جوانه زدن
burgeons
جوانه زدن
shots
جوانه زده
pululate
جوانه زدن
pullulation
جوانه زنی
pullulate
جوانه زدن
germinant
جوانه زننده
gemmiparous
جوانه اور
gemmiparous
جوانه دار
leaf
جوانه زدن
gemmation
جوانه زنی
shot
جوانه زده
ratoon
جوانه گیاه
burgeoning
جوانه زدن
burgeoned
جوانه زدن
burgeon
جوانه زدن
germin
جوانه زدن
sprouting
جوانه زدن
sprit
جوانه زدن
gemmate
جوانه دار
ratoon
جوانه زدن
sprit
جوانه یا شاخه کوچک
nips
کش رفتن جوانه زدن
nipped
کش رفتن جوانه زدن
nip
کش رفتن جوانه زدن
A aron's rod
[میله ای با برگ و جوانه گل]
spurts
جهش جوانه زدن
spurting
جهش جوانه زدن
spurted
جهش جوانه زدن
spurt
جهش جوانه زدن
seedlings
جوانه کوچک درخت
chrysalises
شفیره حشرات جوانه
grown
رسیده جوانه زده
chrysalis
شفیره حشرات جوانه
seedling
جوانه کوچک درخت
repullulate
دوباره جوانه زدن
blastogenesis
تکثیر از راه جوانه زدن
peeps
جوانه زدن اشکار شدن
peeping
جوانه زدن اشکار شدن
peeped
جوانه زدن اشکار شدن
peep
جوانه زدن اشکار شدن
divarication
انشعاب
furcation
انشعاب
embranchment
انشعاب
service branch
انشعاب
signing intersection
انشعاب
service connections
انشعاب
divergence
انشعاب
divergences
انشعاب
bifurcation
انشعاب
diverging
انشعاب
split
انشعاب
parallel
انشعاب
paralleled
انشعاب
paralleling
انشعاب
parallelled
انشعاب
parallelling
انشعاب
parallels
انشعاب
forking
انشعاب
fork
انشعاب
branches
انشعاب
junctions
انشعاب
ramification
انشعاب
offshoots
انشعاب
branch
انشعاب
connection
انشعاب
offshoot
انشعاب
ramifications
انشعاب
connexions
انشعاب
junction
انشعاب
branches
جوانه زدن براه جدیدی رفتن
branch
جوانه زدن براه جدیدی رفتن
distribution box
جعبه انشعاب
drop wire
سیم انشعاب
crotches
جای انشعاب
crotches
نقطه انشعاب
crotch
جای انشعاب
leading in wire
سیم انشعاب
crotch
نقطه انشعاب
master service
انشعاب اصلی
multiple cable joint
مفصل انشعاب
multiple cable joint
موف انشعاب
connection factor
ضریب انشعاب
service entrance
پست انشعاب
branch instruction
دستورالعمل انشعاب
service wire
سیم انشعاب
conduit box
جعبه انشعاب
condeitional branch
انشعاب شرطی
branchpoint
نقطه انشعاب
rosettes
مقره انشعاب
tributaries
شاخه انشعاب
tributary
شاخه انشعاب
branch cutout
فیوز انشعاب
diverges
انشعاب یافتن
branch address
نشانی انشعاب
rosette
مقره انشعاب
additional outlet
انشعاب اختصاصی
diverged
انشعاب یافتن
diverge
انشعاب یافتن
building connection
انشعاب ساختمان
cold water supply
انشعاب ابسرد
conditonal branching
انشعاب شرطی
conditional branch
انشعاب شرطی
case branch
انشعاب شرطی
dichotomy
انشعاب به دو شعبه
dichotomies
انشعاب به دو شعبه
cable jointing sleeve
موف انشعاب
take off divider
مقسم انشعاب دهنده
unconditional branch
انشعاب غیر شرطی
barrel switch
کلید انشعاب اژیر
rosette cutout
مقره انشعاب فیوزدار
divergent
انشعاب پذیر منشعب
digitation
انشعاب بشکل پنجه
cable jointing sleeve
مفصل انشعاب کابل
extention alarm push
جعبه انشعاب اژیر
bypassed
سبب انشعاب شدن
bypassing
سبب انشعاب شدن
bypasses
سبب انشعاب شدن
bypass
سبب انشعاب شدن
branch control structure
ساختار کنترل انشعاب
wood ray
انشعاب اوندی چوب
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
pressure taping
انشعاب فشار سنجی
pbx
تبادل انشعاب خصوصی
proliferous
بارور شونده بوسیله پیازیا جوانه زنی وامثال ان
secession
تجزیه طلبی انشعاب حزبی
junction
پیوندگاه
[جای انشعاب چهارراه ]
crutches
محل انشعاب بدن انسان
crutch
محل انشعاب بدن انسان
surroyal
انشعاب شاخ گوزن چهارساله
armlet
انشعاب کوچک دریاشبیه خلیج
triskelion
شکلی مرکب از سه پره یا سه انشعاب
triskele
شکلی مرکب ازسه پره یا سه انشعاب
fork
محل انشعاب چند شاخه شدن
forking
محل انشعاب چند شاخه شدن
crotch
محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
crotches
محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
jumpers
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
pabx
Exchange AutomaticBranch Private تبادل انشعاب خودکار خصوصی
tree
سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
jumper
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
grain
دانه دانه کردن جوانه زدن
private automatic branch exchange
رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
resource
یکی از دو انشعاب فایل . شاخه منبع حاوی منابع مورد نیاز فایل است
straight line coding
برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
transferring
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود
transfers
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود
transfer
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
antler
شاخ فرعی انشعاب شاخ
antlers
شاخ فرعی انشعاب شاخ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com