English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
ratoon جوانه گیاه
Other Matches
gemmulation جوانه کوچک ایجادموجود تازه توسط جوانه سلولی
tiller جوانه جوانه زدن
tillers جوانه جوانه زدن
isomorph جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
ear خوشه [بخشی از ساقه گیاه غلاتی] [گیاه شناسی]
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
rhubarb گیاه ریواس [از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
halophyte گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
hemp گیاه شاهدانه [در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
shooting جوانه
bud جوانه
gemma جوانه
offshoots جوانه
gemmiferous جوانه زن
shootings جوانه
buds جوانه
budded جوانه
offshoot جوانه
youngling جوانه
seedling جوانه
seedlings جوانه
germination جوانه زنی
buds جوانه زدن
germinating جوانه زدن
germinates جوانه زدن
germinated جوانه زدن
germinate جوانه زدن
bud جوانه زدن
erupt جوانه زدن
erupted جوانه زدن
sprouts جوانه شاخه
sprouts جوانه زدن
budded جوانه زدن
sprouted جوانه زدن
sprout جوانه شاخه
sprout جوانه زدن
erupts جوانه زدن
erupting جوانه زدن
taste bud جوانه چشایی
burgeons جوانه زدن
sprit جوانه زدن
sprouted جوانه شاخه
shots جوانه زده
germin جوانه زدن
leaf جوانه زدن
gemmiparous جوانه دار
pululate جوانه زدن
pullulation جوانه زنی
gemmation جوانه زنی
pullulate جوانه زدن
gemmate جوانه دار
germinant جوانه زننده
ratoon جوانه زدن
gemmiparous جوانه اور
taste buds جوانه چشایی
burgeon جوانه زدن
burgeoned جوانه زدن
acrospire جوانه زدن
burgeoning جوانه زدن
sprouting جوانه زدن
shot جوانه زده
repullulate دوباره جوانه زدن
A aron's rod [میله ای با برگ و جوانه گل]
seedling جوانه کوچک درخت
sprit جوانه یا شاخه کوچک
shoot جوانه زدن انشعاب
seedlings جوانه کوچک درخت
nips کش رفتن جوانه زدن
shoots جوانه زدن انشعاب
nip کش رفتن جوانه زدن
nipped کش رفتن جوانه زدن
spurts جهش جوانه زدن
grown رسیده جوانه زده
spurting جهش جوانه زدن
spurted جهش جوانه زدن
spurt جهش جوانه زدن
chrysalis شفیره حشرات جوانه
chrysalises شفیره حشرات جوانه
peeps جوانه زدن اشکار شدن
peep جوانه زدن اشکار شدن
peeped جوانه زدن اشکار شدن
peeping جوانه زدن اشکار شدن
blastogenesis تکثیر از راه جوانه زدن
branches جوانه زدن براه جدیدی رفتن
branch جوانه زدن براه جدیدی رفتن
proliferous بارور شونده بوسیله پیازیا جوانه زنی وامثال ان
grain دانه دانه کردن جوانه زدن
vegetable گیاه
herbage گیاه
greenstuff گیاه
lungwort شش گیاه
plants گیاه
herb گیاه
herbs گیاه
plant گیاه
green meat گیاه خوراکی
the stem of a plant ساقه گیاه
turnsole گیاه تورنسل
phanerogam گیاه گلدار
phanerogam گیاه تخمدار
vegetive گیاه پرور
houseplant گیاه خانگی
overgrown with plants گیاه پوش
orchis گیاه ثعلب
oceanophyte گیاه دریایی
hedysarum گیاه ترنجبین
nicotiana گیاه توتون
gymnosperm گیاه بازدانه
overgrown with plants پوشیده از گیاه
groundling گیاه زمینی
phytogenic گیاه زاد
phytology گیاه شناسی
geophyte گیاه خاکی
exogen گیاه برون رو
saxifrage گیاه سنگروی
fig marigold گیاه نیمروز
ramie الیاف گیاه
seed plant بذر گیاه
sensitive plant گیاه حساس
flowerer گیاه گل دهنده
polycotylledon گیاه چندلپه
plant food غذای گیاه
sweet rush گور گیاه
forb گیاه بوته
phytosphere گیاه- کره
phytosphere گیاه- سپهر
fuzz ball گیاه قارچی
phytophagous گیاه خوار
musk root گیاه مشکین
mucilage لزوجت گیاه
waterweed گیاه ابزی
houseplants گیاه خانگی
herblike گیاه مانند
lithophyte گیاه سنگ زی
lemon grass گور گیاه
legumen گیاه خوردنی
xerophyte گیاه خشک زی
plantlike گیاه مانند
herborist گیاه فروش
herborist گیاه شناس
yearling گیاه یک ساله
hydrophyte گیاه ابزی
mandrake مردم گیاه
herby گیاه دار
mandragora مهر گیاه
mandrake مهر گیاه
podophyllum مهر گیاه
monocotyledon گیاه تک لپه
herbary گیاه زار
herbary باغ گیاه
herbescent گیاه مانند
mimosa گیاه حساس
milk weed گیاه پادزهر
herbiferous گیاه دار
herbiferous گیاه اور
milk weed شیر گیاه
microphyte گیاه خرد
manragora مردم گیاه
manragora مهر گیاه
herbist گیاه فروش
herbivora گیاه خواران
honey dew شهد گیاه
acotyledon گیاه بی لپه
botany گیاه شناسی
hybrid گیاه پیوندی
sheaf دسته گل یا گیاه
facet سطح گیاه
to water something آب دادن [گیاه]
plants گیاه نهال
botanist گیاه شناس
botanists گیاه شناس
herbal گیاه نامه
facets سطح گیاه
herbaceous گیاه مانند
Aborigine گیاه بومی
ornamental گیاه ارایشی
vegetative گیاه پرور
plant گیاه نهال
aromatic گیاه خوشبو
grafts پیوند گیاه
grafted گیاه پیوندی
grafted پیوند گیاه
graft گیاه پیوندی
graft پیوند گیاه
fungus گیاه قارچی
undergrowth زیر گیاه
grafts گیاه پیوندی
herbalist گیاه شناس
husband گیاه پرطاقت
herbivore گیاه خوار
herbivorous گیاه خواری
herbicides موادسمی ضد گیاه
herbicide موادسمی ضد گیاه
cutting قلمه گیاه
herbalists گیاه شناس
husbands گیاه پرطاقت
aerophyte گیاه هوازی
castor oil plant گیاه کرچک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com