English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (7 milliseconds)
English Persian
youthful جوان باطراوت
Other Matches
verdured باطراوت
yonker نجیب زاده جوان جوان سلحشور
younker نجیب زاده جوان جوان سلحشور
princox جوان ژیگولو جوان جلف
princock جوان ژیگولو جوان جلف
vernal شبیه بهار باطراوت چون بهار
lass زن جوان
lasses زن جوان
dell زن جوان
youths جوان
youth جوان
frying جوان
fry جوان
dells زن جوان
moll زن جوان
molls زن جوان
beardless جوان
callan جوان
callant جوان
juvenescent نو جوان
yoth جوان
young persons جوان
fries جوان
young جوان
adolescents جوان
adolescent جوان
younger جوان
peachick جوان خودفروش
boyo پسربچه جوان
beau جوان شیک
puss دخترک زن جوان
to die young جوان مردن
playboy جوان عیاش
playboys جوان عیاش
snot جوان گستاخ
young smith اسمیت جوان
young population جمعیت جوان
swain جوان روستایی
lionet شیر جوان
juvenescent تازه جوان
juvenescent جوان شونده
trull دختر جوان
insenescible همیشه جوان
immature soil خاک جوان
yong lion شیر جوان
floozy زن جوان بوالهوس
ephebophilia جوان خواهی
young and old پیر و جوان
playboys جوان دخترباز
nag اسب جوان
playboy جوان دخترباز
gigolos جوان جلف
gigolo جوان جلف
rejuvenation جوان سازی
nagged اسب جوان
nags اسب جوان
youngish جوان وار
youngish نسبتا جوان
punks جوان ولگرد
punk جوان ولگرد
yoth شخص جوان جوانمرد
rejuvenation دوباره جوان سازی
rejuvenate دوباره جوان کردن
sows ماده خوک جوان
to wear one's years well خوب ماندن جوان
juvenescence حالت جوان شدن
sowed ماده خوک جوان
sow ماده خوک جوان
skipjack جوان ژیگولووخود نما
rejuveoize دوباره جوان شدن
rejuveoize دوباره جوان کردن
rejuvenesce دوباره جوان شدن
young turk افسر جوان افراطی
rejuvenated دوباره جوان کردن
youth شباب شخص جوان
hooligans جوان اوباش صفت
hooligan جوان اوباش صفت
fillies دختر شوخ و جوان
filly دختر شوخ و جوان
[be] no chicken دیگر جوان نبودن
youths شباب شخص جوان
rejuvenates دوباره جوان کردن
rejuvenating دوباره جوان کردن
agerasia پیر جوان نما
cora [سر ستونی در شکل زن جوان]
chaperone همراه دختران جوان رفتن
sweetbread تیموس حیوانات جوان دنبلان
yuppie جوان تحصیل کرده و پر - درآمد
chaperone نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperones نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperones همراه دختران جوان رفتن
She doesnt like that young man. از آن جوان خوشش نمی آید
spring chicken <idiom> شخص جوان (بصورت منفی)
yuppies جوان تحصیل کرده و پر - درآمد
He is not young anymore. او [مرد] دیگر جوان ن [یست] .
sylphid زن جوان وزیبا وباریک اندام
You are 5 years younger than me. شما ۵ سال جوان تر از من هستید.
chaperons نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperon نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperon همراه دختران جوان رفتن
cocotte زن جوان بد اخلاق وجلف هرزه
macaroni ماکارونی جوان خارج رفته
gill flirt زن جوان سبک وهرزه دخترول
kitty دختر جوان زن سبک و جلف
kitties دختر جوان زن سبک و جلف
narcissus جوان رعنایی که عاشق تصویرخودشد
johnny جوان ژیگولو و خوشگذران پاسبان
junker جوان نجیب زاده المانی
chaperons همراه دختران جوان رفتن
maids دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
maid دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
YWCA مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
YWCAs مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
adonic جوان زیبایی که معشوق ونوس بود
have an old head on young shoulders <idiom> جوان ولی عقل بزرگترها را داشتن
oaks مسابقه مادیانهای اصیل جوان در انگلستان
You cannot put old heads on young shoulders . <proverb> سر پیر نتوان بر شانه جوان بگذاشت .
fuzz ریش تازه جوان کرکی شدن
an unlicked cub جوان زمخت- ادم نتراشیده ونخراشیده
chaperone شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperons شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
greensick مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
hidden momentum of population growth به دلیل این که یک جمعیت وسیع جوان
chaperones شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperon شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
hope chest جعبهای که زن جوان جهیزیه والبسه خود را در ان میگذارد
interplant کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
duenna زن سالمندی که مراقب دختران وزنان جوان است
adonis جوان زیبایی که مورد علاقه افرودیت بود
passanger شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
reformatory schools کانون اصلاح وتربیت مدارس تهذیب مجرمین جوان
governess زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
jugend stil [ترجمه تحت الفظی سبک جوان در هنر نوی آلمان]
governesses زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
finishing schools اموزشگاهی که زنان جوان رابرای دخول درجامعه اماده ومهذب میسار
finishing school اموزشگاهی که زنان جوان رابرای دخول درجامعه اماده ومهذب میسار
sugar daddy <idiom> پیرمردی که پولدار است به خانمهای جوان درقبال مصاحبت پول پرداخت میکند
probation کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
pullet جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
pullets جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com