Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (7 milliseconds)
English
Persian
playboy
جوان دخترباز
playboys
جوان دخترباز
Other Matches
wencher
دخترباز
yonker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
younker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
princock
جوان ژیگولو جوان جلف
princox
جوان ژیگولو جوان جلف
lass
زن جوان
lasses
زن جوان
youths
جوان
youth
جوان
frying
جوان
fry
جوان
dell
زن جوان
dells
زن جوان
moll
زن جوان
young persons
جوان
yoth
جوان
juvenescent
نو جوان
callant
جوان
callan
جوان
beardless
جوان
molls
زن جوان
fries
جوان
adolescents
جوان
younger
جوان
adolescent
جوان
young
جوان
playboys
جوان عیاش
ephebophilia
جوان خواهی
floozy
زن جوان بوالهوس
playboy
جوان عیاش
to die young
جوان مردن
youngish
نسبتا جوان
youngish
جوان وار
yong lion
شیر جوان
young smith
اسمیت جوان
puss
دخترک زن جوان
beau
جوان شیک
boyo
پسربچه جوان
snot
جوان گستاخ
youthful
جوان باطراوت
young population
جمعیت جوان
young and old
پیر و جوان
nags
اسب جوان
nagged
اسب جوان
nag
اسب جوان
gigolo
جوان جلف
swain
جوان روستایی
juvenescent
جوان شونده
juvenescent
تازه جوان
lionet
شیر جوان
rejuvenation
جوان سازی
gigolos
جوان جلف
peachick
جوان خودفروش
insenescible
همیشه جوان
immature soil
خاک جوان
trull
دختر جوان
punks
جوان ولگرد
punk
جوان ولگرد
rejuvenesce
دوباره جوان شدن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
rejuveoize
دوباره جوان شدن
juvenescence
حالت جوان شدن
yoth
شخص جوان جوانمرد
skipjack
جوان ژیگولووخود نما
cora
[سر ستونی در شکل زن جوان]
to wear one's years well
خوب ماندن جوان
agerasia
پیر جوان نما
rejuvenates
دوباره جوان کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
rejuvenation
دوباره جوان سازی
youth
شباب شخص جوان
youths
شباب شخص جوان
hooligans
جوان اوباش صفت
[be]
no chicken
دیگر جوان نبودن
hooligan
جوان اوباش صفت
fillies
دختر شوخ و جوان
sow
ماده خوک جوان
sowed
ماده خوک جوان
sows
ماده خوک جوان
young turk
افسر جوان افراطی
filly
دختر شوخ و جوان
sweetbread
تیموس حیوانات جوان دنبلان
yuppie
جوان تحصیل کرده و پر - درآمد
sylphid
زن جوان وزیبا وباریک اندام
yuppies
جوان تحصیل کرده و پر - درآمد
She doesnt like that young man.
از آن جوان خوشش نمی آید
spring chicken
<idiom>
شخص جوان (بصورت منفی)
chaperone
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperone
همراه دختران جوان رفتن
chaperones
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
You are 5 years younger than me.
شما ۵ سال جوان تر از من هستید.
chaperones
همراه دختران جوان رفتن
gill flirt
زن جوان سبک وهرزه دخترول
macaroni
ماکارونی جوان خارج رفته
chaperons
همراه دختران جوان رفتن
kitty
دختر جوان زن سبک و جلف
chaperon
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperon
همراه دختران جوان رفتن
cocotte
زن جوان بد اخلاق وجلف هرزه
kitties
دختر جوان زن سبک و جلف
narcissus
جوان رعنایی که عاشق تصویرخودشد
He is not young anymore.
او
[مرد]
دیگر جوان ن
[یست]
.
chaperons
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
maid
دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
johnny
جوان ژیگولو و خوشگذران پاسبان
junker
جوان نجیب زاده المانی
maids
دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
YWCAs
مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
greensick
مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
You cannot put old heads on young shoulders .
<proverb>
سر پیر نتوان بر شانه جوان بگذاشت .
have an old head on young shoulders
<idiom>
جوان ولی عقل بزرگترها را داشتن
oaks
مسابقه مادیانهای اصیل جوان در انگلستان
fuzz
ریش تازه جوان کرکی شدن
YWCA
مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
adonic
جوان زیبایی که معشوق ونوس بود
hidden momentum of population growth
به دلیل این که یک جمعیت وسیع جوان
chaperones
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperon
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
an unlicked cub
جوان زمخت- ادم نتراشیده ونخراشیده
chaperons
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperone
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
interplant
کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
passanger
شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
hope chest
جعبهای که زن جوان جهیزیه والبسه خود را در ان میگذارد
duenna
زن سالمندی که مراقب دختران وزنان جوان است
adonis
جوان زیبایی که مورد علاقه افرودیت بود
reformatory schools
کانون اصلاح وتربیت مدارس تهذیب مجرمین جوان
jugend stil
[ترجمه تحت الفظی سبک جوان در هنر نوی آلمان]
governess
زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governesses
زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
finishing school
اموزشگاهی که زنان جوان رابرای دخول درجامعه اماده ومهذب میسار
finishing schools
اموزشگاهی که زنان جوان رابرای دخول درجامعه اماده ومهذب میسار
sugar daddy
<idiom>
پیرمردی که پولدار است به خانمهای جوان درقبال مصاحبت پول پرداخت میکند
probation
کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
pullet
جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
pullets
جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com