English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English Persian
rooster جوجه خروس
roosters جوجه خروس
cockerel جوجه خروس
cockerels جوجه خروس
Other Matches
brood کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
broods کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
brooded کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
roosters خروس
cock خروس
cocking خروس
cocks خروس
rooster خروس
chanticleer خروس
prince's feather تاج خروس
moor cock خروس کولی
love lies bleeding گل تاج خروس
bantams خروس جنگی
indian liquorice چشم خروس
capon خروس اخته
capons خروس اخته
game cock خروس جنگی
tumbleweed تاج خروس
sickle feather شاهپر دم خروس
gamecock خروس جنگی
fighting cock خروس جنگی
game fowl خروس جنگی
coxcomb گل تاج خروس
amaranth گل تاج خروس
crows بانگ خروس
crowing بانگ خروس
crowed بانگ خروس
crow بانگ خروس
bantamweight خروس وزن
lightweights خروس وزن
lightweight خروس وزن
cock fighting خروس بازی
cockscomb گل تاج خروس
cockfighting جنگ خروس
cocker خروس جنگی
cocker خروس باز
bantam خروس جنگی
cockscombs گل تاج خروس
cockcrowing وقت بانگ خروس
game fowl نژاد خروس جنگی
amaranthine منسوب به تاج خروس
cockspur سیخ پای خروس
rupicoline شبیه خروس کوهی
cockfights جنگ اندازی خروس ها
pit زمین جنگ خروس
cockfight جنگ اندازی خروس ها
cockcrow صدای بانگ خروس
pits زمین جنگ خروس
rupicolous شبیه خروس کوهی
heath cock خروس کولی باقرقره سیاه نر
suckers خروس قندی اب نبات مکیدنی
prayer beads لوبیای گیاه چشم خروس
woodcock خروس جنگلی اسیایی و اروپایی
sucker خروس قندی اب نبات مکیدنی
indian licorice عشقه چشم خروس نخود امریکایی
cygnets جوجه قو
cygnet جوجه قو
chick جوجه
brood جوجه
broods جوجه
squab جوجه
birds جوجه
brooded جوجه
squealer جوجه
bird جوجه
hatcher جوجه گیر
budding poet جوجه شاعر
peachick جوجه طاووس
dovelet جوجه کبوتر
owlet جوجه جغد
falconet جوجه باز
duckling جوجه مرغابی
eaglet جوجه عقاب
turkey poult جوجه بوقلمون
flapper جوجه اردک
hatched جوجه گیر ی
gosling جوجه غاز
hatches جوجه گیر ی
duckling جوجه اردک
ducklings جوجه اردک
nestlings جوجه اشیانه
chicken feed غذای جوجه
incubation جوجه کشی
chickens جوجه مرغ
chicken جوجه مرغ
goslings جوجه غاز
nestling جوجه اشیانه
hatch جوجه گیر ی
hedgehog جوجه تیغی
hedgehogs جوجه تیغی
jequirity دانه گیاه چشم خروس شیرین بیان هندی
cocks :مثل خروس جنگیدن گوش ها را تیز وراست کردن
cock :مثل خروس جنگیدن گوش ها را تیز وراست کردن
cocking :مثل خروس جنگیدن گوش ها را تیز وراست کردن
porcupine ant eater جوجه تیغی استرالیا
polt جوجه ماکیان وامثال ان
piper جوجه کبوتر لوله کش
porcupinish مانند جوجه تیغی
incubators ماشین جوجه کشی
poult جوجه مرغ و بوقلمون
incubated جوجه کشی کردن
incubate جوجه کشی کردن
pipers جوجه کبوتر لوله کش
ugly duckling <idiom> جوجه اردک زشت
porcupiny مانند جوجه تیغی
incubates جوجه کشی کردن
incubating جوجه کشی کردن
hatcher اسباب جوجه گیری
incubator ماشین جوجه کشی
keet جوجه مرغ شاخدار
hedge hog ارمجی جوجه تیغی
quill تیغ جوجه تیغی قلم پر
Don't count your chickens before they are hatched. <proverb> جوجه رو آخر پاییز می شمارند.
Don't count your chickens before they're hatched. <proverb> جوجه رو آخر پاییز می شمارند.
to hatch out [egg] بیرون آمدن جوجه [از تخم]
quills تیغ جوجه تیغی قلم پر
urchins بچه شیطان جوجه تیغی
urchin بچه شیطان جوجه تیغی
porcupine جوجه تیغی خارپشت کوهی
hatchling جوجه سراز تخم دراورده
porcupines جوجه تیغی خارپشت کوهی
Dont count your chickens before they are hatched. جوجه ها راآخر پائیز می شمارند
Black sheep جوجه اردک زشت [اصطلاح روزمره]
broiler بهم زننده جوجه یا پرنده کبابی
fledgling جوجه تازه پر وبال دراورده نوچه
fledglings جوجه تازه پر وبال دراورده نوچه
fledgeling مرغ تازه پروبال دراورده جوجه
hatch تخم دادن جوجه بیرون امدن
hatches تخم دادن جوجه بیرون امدن
echidna جوجه تیغی استرالیا خارپشت بیدندان
hatched تخم دادن جوجه بیرون امدن
to d. a chinken شکم جوجه راپیش از پختن پاک کردن
spines تیغ یابرامدگیهای بدن موجوداتی مثل جوجه تیغی
spine تیغ یابرامدگیهای بدن موجوداتی مثل جوجه تیغی
down پر دراوردن جوجه پرندگان پرهای ریزی که برای متکابکار میرود
avianize ضعیف کردن ویروس بعلت کشت مکرر در جنین جوجه
chuck جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chucks جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chucked جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
egg tooth نوک جوجه ازتخم درنیامده که با ان پوست تخم راشکسته بیرون میاید
hedgehogs مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
pullets جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
pullet جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
Murghi rugs فرش های مرغی [این طرح در فرش های جنوب ایران بیشتر دیده شده و نمادی از مرغ یا خروس را بصورت شکل هندسی نشان می دهد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com