Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (7 milliseconds)
English
Persian
budding poet
جوجه شاعر
Other Matches
broods
کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
brood
کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
brooded
کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
poet
شاعر
poets
شاعر
scop
شاعر
rich in
پر از شاعر
bard
شاعر
bards
شاعر
minstrels
شاعر نقال
laureatel
شاعر برجسته
bard
شاعر و اوازخوان
bards
شاعر و اوازخوان
poet laureate
شاعر برجسته
productive of poets
شاعر پرور
horatian
شاعر لاتین
minstrel
شاعر نقال
poematic
نظمی شاعر
mythopoet
شاعر افسانه نویس
verseman
شاعر وسراینده نظم
verser
شاعر و سراینده نظم
homeric
شاعر نابینای یونان
orpheus
ارفیوس موسیقی دادن و شاعر
sweet william
گل میخک شاعر حسن یوسف
skald
شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
virgilian
به شیوه virgil شاعر نامی روم
shaken
وابسته به شکسپیر شاعر نامی انگلیس
trouvere
شاعر رزمی شمال فرانسه در سده یازدهم
rimester
قافیه ساز شاعر بی استعداد وکم مایه شاعرک
minnesinger
شاعر غزل سرای المانی درسدههای 21تا 41میلادی
troubadours
شاعر بزمی ونوازنده دوره گرد قرون 11 الی 31فرانسه
poetaster is pejorative word
شاعرک واژه ایست که برای تحقیر شاعر بکار میرود
troubadour
شاعر بزمی ونوازنده دوره گرد قرون 11 الی 31فرانسه
cygnet
جوجه قو
squab
جوجه
cygnets
جوجه قو
birds
جوجه
chick
جوجه
squealer
جوجه
bird
جوجه
brooded
جوجه
broods
جوجه
brood
جوجه
odysseys
قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه "
odyssey
قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه "
eaglet
جوجه عقاب
dovelet
جوجه کبوتر
hatches
جوجه گیر ی
flapper
جوجه اردک
hatch
جوجه گیر ی
peachick
جوجه طاووس
hatcher
جوجه گیر
owlet
جوجه جغد
falconet
جوجه باز
cockerel
جوجه خروس
ducklings
جوجه اردک
duckling
جوجه اردک
hedgehogs
جوجه تیغی
duckling
جوجه مرغابی
nestling
جوجه اشیانه
chicken feed
غذای جوجه
incubation
جوجه کشی
roosters
جوجه خروس
cockerels
جوجه خروس
turkey poult
جوجه بوقلمون
chickens
جوجه مرغ
chicken
جوجه مرغ
hatched
جوجه گیر ی
nestlings
جوجه اشیانه
rooster
جوجه خروس
hedgehog
جوجه تیغی
goslings
جوجه غاز
gosling
جوجه غاز
poult
جوجه مرغ و بوقلمون
porcupiny
مانند جوجه تیغی
porcupinish
مانند جوجه تیغی
ugly duckling
<idiom>
جوجه اردک زشت
porcupine ant eater
جوجه تیغی استرالیا
polt
جوجه ماکیان وامثال ان
piper
جوجه کبوتر لوله کش
incubates
جوجه کشی کردن
incubated
جوجه کشی کردن
incubate
جوجه کشی کردن
incubator
ماشین جوجه کشی
incubators
ماشین جوجه کشی
incubating
جوجه کشی کردن
keet
جوجه مرغ شاخدار
hedge hog
ارمجی جوجه تیغی
pipers
جوجه کبوتر لوله کش
hatcher
اسباب جوجه گیری
Don't count your chickens before they're hatched.
<proverb>
جوجه رو آخر پاییز می شمارند.
Dont count your chickens before they are hatched.
جوجه ها راآخر پائیز می شمارند
urchins
بچه شیطان جوجه تیغی
to hatch out
[egg]
بیرون آمدن جوجه
[از تخم]
urchin
بچه شیطان جوجه تیغی
Don't count your chickens before they are hatched.
<proverb>
جوجه رو آخر پاییز می شمارند.
porcupine
جوجه تیغی خارپشت کوهی
quills
تیغ جوجه تیغی قلم پر
hatchling
جوجه سراز تخم دراورده
quill
تیغ جوجه تیغی قلم پر
porcupines
جوجه تیغی خارپشت کوهی
hatches
تخم دادن جوجه بیرون امدن
fledgeling
مرغ تازه پروبال دراورده جوجه
Black sheep
جوجه اردک زشت
[اصطلاح روزمره]
echidna
جوجه تیغی استرالیا خارپشت بیدندان
hatched
تخم دادن جوجه بیرون امدن
hatch
تخم دادن جوجه بیرون امدن
fledgling
جوجه تازه پر وبال دراورده نوچه
broiler
بهم زننده جوجه یا پرنده کبابی
fledglings
جوجه تازه پر وبال دراورده نوچه
to d. a chinken
شکم جوجه راپیش از پختن پاک کردن
spine
تیغ یابرامدگیهای بدن موجوداتی مثل جوجه تیغی
spines
تیغ یابرامدگیهای بدن موجوداتی مثل جوجه تیغی
avianize
ضعیف کردن ویروس بعلت کشت مکرر در جنین جوجه
down
پر دراوردن جوجه پرندگان پرهای ریزی که برای متکابکار میرود
chuck
جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
chucked
جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
egg tooth
نوک جوجه ازتخم درنیامده که با ان پوست تخم راشکسته بیرون میاید
chucks
جوجه مرغ تکان صدایی که برای راندن حیوان بکار میرود
hedgehogs
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
pullets
جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
pullet
جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com