English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
irreconcilable جور نشدنی ناسازگار
Other Matches
incondensable خلاصه نشدنی تغلیظ نشدنی
unappeasable اقناع نشدنی راضی نشدنی
inconsumable سوخته نشدنی تمام نشدنی
insupressive پامال نشدنی موقوف نشدنی
incorrodible خورده نشدنی سائیده نشدنی
unadjusted ناسازگار
insalubrious ناسازگار
hedgehoggy ناسازگار
discordant ناسازگار
maladapted ناسازگار
maladjusted ناسازگار
instansigent ناسازگار
disagreeable ناسازگار
ill-assorted ناسازگار - ناهمجور
abhorrent بیمناک ناسازگار
incompatibly بطور ناسازگار
uncompromising سخت ناسازگار
uncompromisingly سخت ناسازگار
alien ناسازگار بودن
aliens ناسازگار بودن
inconsistently بطور ناسازگار
ill sorted ناسازگار ناپسند
conflictive بهم ناسازگار
adverse ناسازگار مضر
insociable ناسازگار غیرقابل معاشرت
mutually exclusive دو به دو ناسازگار مانعه الجمع
incompossible منافی یکدیگر ناسازگار
aliens ناسازگار غریبه بودن
incongruously بطور ناجوریا ناسازگار
alien ناسازگار غریبه بودن
inadaptable غیر قابل توافق ناسازگار
conflicts ناسازگار بودن مبارزه کردن
conflicted ناسازگار بودن مبارزه کردن
conflict ناسازگار بودن مبارزه کردن
hedge hog ماشین لاروبی ادم ناسازگار
incompatible ناسازگار یا آنچه خوب کار نمیکند
link تابع نرم افزاری که امکان ارسال داده بین برنامههای ناسازگار میدهد
platforms نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
platform نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
insolvable حل نشدنی
inexecutable <adj.> نشدنی
irresoluble اب نشدنی
indissoluble اب نشدنی
indiminishable کم نشدنی
impalpability حس نشدنی
impractical نشدنی
inextricable حل نشدنی
inductile خم نشدنی
irresolvable حل نشدنی
unfeasible <adj.> نشدنی
infeasible نشدنی
insoluble حل نشدنی
indissoluble حل نشدنی
impracticable <adj.> نشدنی
indefeasibility الغاء نشدنی
indistributable تقسیم نشدنی
indeclinable صرف نشدنی
indefeasible الغاء نشدنی
indecomposable فاسد نشدنی
indigestive هضم نشدنی
indefectible خراب نشدنی
inconvincible ملزم نشدنی
inapproachable نزدیک نشدنی
ineffaceable پاک نشدنی
incognizable شناخته نشدنی
inburnt پاک نشدنی
implacability ارام نشدنی
incommutable سبک نشدنی
incodensable منقبض نشدنی
incompressible فشرده نشدنی
implacability نرم نشدنی
impierceable سوراخ نشدنی
inconvincible متقاعد نشدنی
impregnability تسخیر نشدنی
indocile رام نشدنی
irresuscitable زنده نشدنی
irretractile جمع نشدنی
never say die رام نشدنی
never to be forgotten فراموش نشدنی
next to impossible تقریبا نشدنی
of proof سوراخ نشدنی
quenchless خاموش نشدنی
irrefragable تسلیم نشدنی
haunting فراموش نشدنی
non-starter کار نشدنی
non-starters کار نشدنی
unflappable مایوس نشدنی
unfeasible <adj.> انجام نشدنی
inexecutable <adj.> انجام نشدنی
irresoluble رها نشدنی ول
nonrecurring تجدید نشدنی
inexecutable اجرا نشدنی
inexhaustibility تهی نشدنی
inextinguishable خاموش نشدنی
infintesimal جزخرد نشدنی
infrangible خرد نشدنی
infusible گداخته نشدنی
insatiability اقناع نشدنی
insolubility حل نشدنی ناگذاری
insolubly بطور حل نشدنی
insuppresible موقوف نشدنی
intractile کشیده نشدنی
invictive مغلوب نشدنی
irradicable ریشه کن نشدنی
irrelievable رها نشدنی
irremovable معزول نشدنی
impracticable <adj.> انجام نشدنی
imperishable فاسد نشدنی
unrelenting تسلیم نشدنی
ineradicable ریشه کن نشدنی
ineradicable قلع نشدنی
indefatigable خسته نشدنی
insoluble ماده حل نشدنی
insatiate سیر نشدنی
ineligible شامل نشدنی
indefinably توصیف نشدنی
incorruptible فاسد نشدنی
insurmountable بر طرف نشدنی
inexorable تسلیم نشدنی
inexorable نرم نشدنی
unforgettable فراموش نشدنی
insatiable سیر نشدنی
insatiably سیر نشدنی
unprintable چاپ نشدنی
invincible مغلوب نشدنی
tameless رام نشدنی
incalculable شمرده نشدنی
unmanageable رام نشدنی
inapplicable اجرا نشدنی
intractable رام نشدنی
indefinable توصیف نشدنی
impracticable اجراء نشدنی
irrepressible خوابانده نشدنی
illegibility خوانده نشدنی
imperceptible دیده نشدنی
unerring اشتباه نشدنی
immiscible مخلوط نشدنی
indelible پاک نشدنی
immiscible امیخته نشدنی
inviolate غصب نشدنی
unfailing تمام نشدنی
impalpable لمس نشدنی
imperforable سوراخ نشدنی
irrepressible مطیع نشدنی
impenetrable داخل نشدنی
an impossible act کار نشدنی
an inflexible rod of iron میل خم نشدنی
inseparable جدا نشدنی
indiscernible دیده نشدنی
impenetrable سوراخ نشدنی
indomitable رام نشدنی
invisible دیده نشدنی
inalienable محروم نشدنی لایتجزا
ireversible دگرگون نشدنی بر نگشتنی
irrecoverably بطور وصول نشدنی
indissoluble منحل نشدنی ماندگار
intractably بطور رام نشدنی
prohibited risk خطر بیمه نشدنی
noninterchanging states حالتهای تعویض نشدنی
irremovable برداشته نشدنی ثابت
indelible محو نشدنی ماندگار
unmanagesble رام نشدنی شرور
nonperishable items اقلام فاسد نشدنی
unequivocal صریح اشتباه نشدنی
nonerasable storage انباره پاک نشدنی
nonerasable storage حافظه پاک نشدنی
unequivocally صریح اشتباه نشدنی
irredeemable باز خرید نشدنی
impregnability استواری ابستن نشدنی
ineffaceable محو نشدنی ماندگار
incalculably بطور شمرده نشدنی
unrelenting بیرحم نرم نشدنی
indomitably بطور رام نشدنی
indissolubly بطور منحل نشدنی
irreducible ناکاستنی ساده نشدنی
indelibility پاک نشدنی بودن
an inseparable prefix سر واژه جدا نشدنی
immiscibility حالت مخلوط نشدنی
illimitable نامحدود محدود نشدنی
inextinguishably بطور خاموش نشدنی
ineffaceably بطور پاک نشدنی
inseparably بطور جدا نشدنی
indelibly بطور پاک نشدنی
impossible امکان نا پذیر نشدنی
insuppresible نخواباندنی پامال نشدنی
infintesimal کوچک خرد نشدنی
incorrigible بهبودی ناپذیر درست نشدنی
unbeatable شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
incorruptible فساد نا پذیر منحرف نشدنی
incompressible فشار نا پذیر خلاصه نشدنی
irreclaimable بازیافت نکردنی درست نشدنی
insuperable شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
nonexpendable غیر استهلاکی مصرف نشدنی
piece part قطعه سرهم و جدا نشدنی
weatherproof خراب نشدنی در اثر هوا
irreparable مرمت ناپذیر خوب نشدنی
infeasible غیر عملی اجراء نشدنی
immitigable سبک نشدنی تسکین ندادنی
interminable تمام نشدنی بسیار دراز
impossibility عدم امکان کار نشدنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com