Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
blackhead
جوش کوچک درصورت
blackheads
جوش کوچک درصورت
Other Matches
in the event of
درصورت
failing
درصورت کوتاهی از
failings
درصورت کوتاهی از
gashing
جای زخم درصورت
gashes
جای زخم درصورت
gashed
جای زخم درصورت
on the surface
درصورت فاهر از بیرون
gash
جای زخم درصورت
subject to being unsold
فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
back-up
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
back up
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
also eligible
اسبی که درصورت حذف یک اسب دیگر میتواند جای انرابگیرد
privileged
مجاز به ادامه مسیر و گرفتن سرعت درصورت رسیدن قایق دیگر به ان
buyer's option to duble
خیار مشتری در این که درصورت ترقی ارزش پول پیش از تسلیم مبیع
seller's option to duble
خیار بایع در مورد این که درصورت تنزل ارزش پول پیش از تسلیم مبیع
replication
1-قطعه یدکی درسیستم درصورت بروزخطا یا خرابی . 2-کپی کردن دکورد یا داده درمحل دیگری
imperialism
استعمار طلبی سیاست مبتنی بر توسعه یک کشور تا حد یک امپراطوری ویا حفظ چنین قلمرویی درصورت وجود
war crimes
اعمالی راگویند که اگر از سربازان یااتباع دشمن صادر شود درصورت اسیر شدن بخاطرارتکاب انها مجازات خواهندشد
voter
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
contra preferentum rule
درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
word warp
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
heir presumptive
وارث درجه دوم که درصورت نبودن حخاجبی وارث میشوند وارث مقدر
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
implied malice
سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
fractional
کوچک
minor
کوچک
culverts
پل کوچک
culvert
پل کوچک
gracile
کوچک
bantam
کوچک
half pint
کوچک
puny
کوچک
micro
کوچک
petit
کوچک
smaller
کوچک
small
کوچک
small fry
کوچک
bantams
کوچک
little
کوچک
pint size
کوچک
pint-size
کوچک
minute
کوچک
dimmers
کوچک
diminutive
کوچک
smallest
کوچک
ickle
کوچک
imminution
کوچک
tiddly
کوچک
tiddliest
کوچک
tiddlier
کوچک
thumbnails
کوچک
petty
کوچک
pipsqueaks
کوچک
pipsqueak
کوچک
thumbnail
کوچک
minus cule
کوچک
whiffet
سگ کوچک
weensy
کوچک
venule
رگ کوچک
pillule
حب کوچک
runty
کوچک
minuscule
کوچک
weenier
کوچک
seed bud
پر کوچک
weeniest
کوچک
weeny
کوچک
short ton
تن کوچک
pilule
حب کوچک
exiguousness
کوچک
dinky
کوچک
cerebellum
مخ کوچک
plumelet
پر کوچک
plumule
پر کوچک
micros
کوچک
floret
گل کوچک
canis minor
سگ کوچک
canis minoris
سگ کوچک
fortalice
دژ کوچک
ponceau
پل کوچک
pouch
کیسه کوچک
papilla
برامدگی کوچک
twigs
: شاخه کوچک
pouches
کیسه کوچک
rundlet
بشکه کوچک
runlet
بشکه کوچک
minor port
بندر کوچک
twig
: شاخه کوچک
minor repair
تعمیرات کوچک
roe deer
یکجورگوزن کوچک
cam
تپه کوچک
nutlet
فندق کوچک
notelet
یادداشت کوچک
nutlet
هسته کوچک
oliver
چکش کوچک
cams
تپه کوچک
negrillo
زنگی کوچک
onager
گورخر کوچک
crackers
کلوچه کوچک
booklet
کتاب کوچک
cracker
کلوچه کوچک
minus cule
حرف کوچک
runnel
نهر کوچک
minor exchange
تفاوت کوچک
minor diameter
قطر کوچک
pinpointing
چیز کوچک
pinpoints
چیز کوچک
tip
سر صفحه کوچک
cove
: خلیج کوچک
small detail
جزء کوچک
tipping
سر صفحه کوچک
microstomous
کوچک دهان
inlet
خلیج کوچک
inlets
خلیج کوچک
microcephalia
کوچک سری
splint
برامدگی کوچک
coves
: خلیج کوچک
pinpointed
چیز کوچک
minimizer
کوچک شمار
minify
کوچک کردن
minicomputer
کامپیوتر کوچک
pocket
کوچک جیبی
mini floppy
دیسک کوچک
scatter rug
قالیچه کوچک
minim
هرچیز کوچک
minims
هرچیز کوچک
statuettes
مجسمه کوچک
statuette
مجسمه کوچک
short castling
قلعه کوچک
pockets
کوچک جیبی
pinpoint
چیز کوچک
miniaturization
کوچک سازی
pickaninny
بچه کوچک
prickled
خراش کوچک
prickle
خراش کوچک
circlet
دایره کوچک
circlets
دایره کوچک
phlyctenule
تاول کوچک
trap
محوطه کوچک
petty offence
جرم کوچک
pettily
بطور کوچک
minimizing
کوچک شمردن
minimizes
کوچک شمردن
minimized
کوچک شمردن
minimize
کوچک شمردن
minimising
کوچک شمردن
minimises
کوچک شمردن
prickles
خراش کوچک
miniaturizing
کوچک کردن
whip
تاکل کوچک
sprig
شاخه کوچک
whips
تاکل کوچک
picaninny
بچه کوچک
sprigs
شاخه کوچک
wisp
بقچه کوچک
pianette
پیانوی کوچک بم
wisps
بقچه کوچک
whipped
تاکل کوچک
phoneme
صدای کوچک
miniaturised
کوچک کردن
miniaturises
کوچک کردن
miniaturising
کوچک کردن
miniaturize
کوچک کردن
miniaturizes
کوچک کردن
minimised
کوچک شمردن
pilot motor
موتور کوچک
pinkie
انگشت کوچک
platelet
صفحه کوچک
atrophies
کوچک شدن
pocket lamp
لامپ کوچک
point target
هدف کوچک
princeling
شاهزاده کوچک
puniness
کوچک اندامی
atrophy
کوچک شدن
radicle
ریشه کوچک
atrophying
کوچک شدن
rillet
نهر کوچک
shrunken
کوچک شدن
squirt
فواره کوچک
squirted
فواره کوچک
squirting
فواره کوچک
atrophied
کوچک شدن
abject
کوچک کردن
planetesimal
کوچک ستاره
pinky
انگشت کوچک
saucers
بشقاب کوچک
saucer
بشقاب کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com