Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (14 milliseconds)
English
Persian
purl
حاشیه حلقه دود یا بخار
purled
حاشیه حلقه دود یا بخار
purling
حاشیه حلقه دود یا بخار
purls
حاشیه حلقه دود یا بخار
Other Matches
rosette border
حاشیه گل و بوته
[اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
Zipper selvage
حاشیه زیپ شکل
[در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border
حاشیه فرعی
[حاشیه کناری]
[این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
loops
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
looped
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
precipitation of moisture
انقباض و فرود امدن بخار تراکم بخار
Kufic border
حاشیه کوفی
[این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged
متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
ragged
متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
friezes
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
frieze
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border
حاشیه سماوری
[در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
write enable ring
حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band
حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
nests
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrule
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
nest
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrules
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
crispest
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisps
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
looped
حلقه درون حلقه دیگر
loops
حلقه درون حلقه دیگر
crisp
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loop
حلقه درون حلقه دیگر
crisper
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
cloud band border
[حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
reciprocal border
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
bight
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
Herati border
طرح حاشیه هراتی
[این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
gadroon
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
purl
حلقه حلقه شدن
purling
حلقه حلقه شدن
quoit
حلقه پرتاب حلقه
purls
حلقه حلقه شدن
purled
حلقه حلقه شدن
eye bolt
حلقه حلقه اتصال
convolute
حلقه حلقه کردن
wreathy
حلقه حلقه شده
rainbow border
حاشیه رنگین کمان
[در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
adjusting ring
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
fume
بخار
aqueous vapor
بخار اب
vaporer
بخار زا
fumes
بخار
vaporific
بخار زا
vaporific
بخار شو
gassed
بخار
fumed
بخار
water vapor
بخار اب
gas
بخار
reek
بخار
reeked
بخار
reeking
بخار
gases
بخار
reeks
بخار
gasses
بخار
vapo
بخار
vapor
بخار
fuming
بخار
steaming
بخار
brume
بخار
miasma
بخار بد بو
miasmas
بخار بد بو
steam
بخار اب
steam
بخار
haze
بخار
steamed
بخار
halitus
بخار
steams
بخار
steams
بخار اب
steamed
بخار اب
steaming
بخار اب
vapour
بخار
vapour
بخار اب
vaporizer
بخار کننده
boilers
مولد بخار
vaporizer
مولدهای بخار
exhaust steam
بخار خروجی
flue boiler
دیگ بخار
boilers
دیگ بخار
vaporous
بخار دار
steamy
پر حرارت پر بخار
boiler
دیگ بخار
vaporing
بخار دادن
vaporizable
بخار شدنی
boiler
مولد بخار
vaporous
مانند بخار
flue dust
بخار گاز
furnace dust
بخار کوره
gas tank
بخار بنزین
gasiform
بخار مانند
HP
اسب بخار
vaporization
تبدیل به بخار
vaporization
بخار سازی
volatilize
بخار شدن
steamers
ماشین بخار
steamers
کشتی بخار
vapory
بخار وار
steamer
کشتی بخار
steamer
ماشین بخار
vapory
بخار مانند
vapory
شبیه بخار
gland steam
بخار دورزبانه
vapory
بخار الود
fumatorium
اطاق بخار
vapour pressure
فشار بخار اب
steam distillation
تقطیر با بخار اب
steam turbine
توربین بخار
steam valve
دریچه بخار
steam boiler
دیگ بخار
steam boat
کشتی بخار
steam boat
کرجی بخار
steam bath
حمام بخار
saturated body
بخار مشبع
pulsometer
تلمبه بخار
pulsimeter
تلمبه بخار
vaporizing
بخار شدن
vaporizes
بخار شدن
vaporized
بخار شدن
steam trap
تله بخار
steam ship
کشتی بخار
steam hammer
چکش بخار
steam stripping
تقطیر با بخار اب
steam engine
موتور بخار
turbines
توربین بخار
turbine
توربین بخار
steam fog
مه حاصل از بخار اب
steam gas
بخار دواتشه
steam gauge
بخار سنج
vaporimeter
بخار سنج
steam generator
دیگ بخار
vaporize
بخار شدن
vaporising
بخار شدن
steam engine
ماشین بخار
stream turbine
توربین بخار
sudatorium
حمام بخار
superheated steam
بخار داغ
sweating bath
حمام بخار
horse power
اسب بخار
bucket of steam
سطل بخار
vapor pressure
فشار بخار
vapor trail
لولههای بخار
vaporable
بخار شدنی
vaporarium
حمام بخار
vapour bath
حمام بخار
cheval vapor
اسب بخار
atmology
علم بخار اب
live steam
بخار زنده
vaporises
بخار شدن
vaporised
بخار شدن
reeks
بخار دهان
mofette
بخار بدبو
reeking
بخار دهان
mercury vaper
بخار جیوه
reeked
بخار دهان
colic
بخار یاگازمعده
reek
بخار دهان
steam whistle
سوت بخار
steamboat
کشتی بخار
steamship
کشتی بخار
vaporer
بخار دار
flue
لوله بخار
steam
بخار کردن
engine
ماشین بخار
Turkish baths
گرمابه بخار
Turkish bath
گرمابه بخار
steams
بخار کردن
steaming
بخار کردن
flues
لوله بخار
steamed
بخار کردن
hooter
سوت بخار
hooters
سوت بخار
pet cock
شیر بخار
steamiest
شبیه بخار
fumes
دود بخار
steamier
پر حرارت پر بخار
fumes
بخار شدن
horsepower
اسب بخار
fuming
بخار شدن
fuming
دود بخار
steamier
شبیه بخار
fumed
دود بخار
steamiest
پر حرارت پر بخار
fume
بخار شدن
steamy
شبیه بخار
fume
دود بخار
fumed
بخار شدن
verges
حاشیه
verge
حاشیه
fringe
حاشیه
margent
حاشیه
braided
حاشیه
marginal note
حاشیه
marginate
حاشیه
margine
حاشیه
margin
حاشیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com