English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
purfle حاشیه راتزئین کردن
Other Matches
rosette border حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
Zipper selvage حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
Kufic border حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
ragged متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
frieze حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
friezes حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
border حاشیه دار کردن
bordered حاشیه دار کردن
bordering حاشیه دار کردن
fringe حاشیه دار کردن
purfle حاشیه دوزی کردن
fringes حاشیه دار کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
margins مشخص کردن اندازه و حاشیه
tat دارای حاشیه توری کردن
fagot ریشه کردن حاشیه پارچه
faggot ریشه کردن حاشیه پارچه
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
faggots ریشه کردن حاشیه پارچه
margin اندک حاشیه دار کردن
margin مشخص کردن اندازه و حاشیه
margins اندک حاشیه دار کردن
flounces چین دار کردن حاشیه لباس
flounce چین دار کردن حاشیه لباس
flounced چین دار کردن حاشیه لباس
flouncing چین دار کردن حاشیه لباس
skirt دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
left justification زوج کردن حاشیه سمت چپ متن
skirted دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
skirts دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
indents شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
lacevi بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
indent شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
righting مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righted مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
right مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
Herati border طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
gadroon اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
rainbow border حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
fimbriation حاشیه
marginal note حاشیه
margent حاشیه
bordered حاشیه
border حاشیه زه
braids حاشیه
braided حاشیه
fringes حاشیه
bordered حاشیه زه
draught حاشیه
listel حاشیه
skirter حاشیه رو
border line خط حاشیه
outskirt حاشیه
bordering حاشیه زه
margine حاشیه
apostil حاشیه
marginate حاشیه
border حاشیه
braid حاشیه
bordering حاشیه
draft حاشیه
brink حاشیه
brims حاشیه
brimming حاشیه
skirts حاشیه
brimmed حاشیه
brim حاشیه
skirted حاشیه
marginally در حاشیه
marge حاشیه
rand حاشیه
verges حاشیه
marginal حاشیه
margin حاشیه
gloss حاشیه
margins حاشیه
verge حاشیه
rim حاشیه
skirt حاشیه
frilling حاشیه
postil حاشیه
kerb=curb حاشیه
selvage حاشیه
selvedge حاشیه
fringe حاشیه
rims حاشیه
list حاشیه
bordering حاشیه گذاشتن
anconis حاشیه تزئین
braids نوار حاشیه
edging حاشیه یابی
edgings حاشیه یابی
scholiast حاشیه نویس
annotations حاشیه نویسی
marginal وابسته به حاشیه
offsetting حاشیه صحافی
bordered حاشیه گذاشتن
marginalia یادداشتهای حاشیه
circumstantiality حاشیه پردازی
ancon حاشیه تزئین
rims لبه حاشیه
friezes حاشیه ارایشی
unresolved corners حاشیه متقاطع
bleeding edge حاشیه نقشه
divagation حاشیه روی
profit margins حاشیه سود
buffer distance حاشیه امنیت
frieze حاشیه ارایشی
braid نوار حاشیه
drawnwork حاشیه دوزی
marginally بطور حاشیه
offset حاشیه صحافی
emarginate برداشتن حاشیه از
profit margin حاشیه سود
braided نوار حاشیه
hem حاشیه دارکردن
rim لبه حاشیه
laciniated حاشیه دار
fimbriate حاشیه دار
fimbriated حاشیه دار
laciniate حاشیه دار
kerb حاشیه پیاده رو
annotator حاشیه نویس
marginalises در حاشیه قراردادن
lister حاشیه دوز
fringy حاشیه دار
frill حاشیه دوختن بر
annotating حاشیه نوشتن
annotates حاشیه نوشتن
marginalize در حاشیه قراردادن
marginalized در حاشیه قراردادن
marginalising در حاشیه قراردادن
marginalizes در حاشیه قراردادن
marginalizing در حاشیه قراردادن
marginalised در حاشیه قراردادن
annotate حاشیه نوشتن
annotated حاشیه نوشتن
limbate حاشیه دار
kerbs حاشیه پیاده رو
frills حاشیه دوختن بر
hemmed حاشیه دارکردن
hems حاشیه دارکردن
sewing حاشیه دوزی
frizzly حاشیه دار
fixing حاشیه ریشه
frilled حاشیه دار
gloss حاشیه نوشتن بر
frizzy حاشیه دار
impluse margine حاشیه ایمپولز
border حاشیه فرش
fringed حاشیه دار
to leave a margin حاشیه گذاشتن
marge حاشیه دارکردن
border حاشیه گذاشتن
rimmed حاشیه دار
annotation حاشیه نویسی
margent حاشیه کتاب
hemming حاشیه دارکردن
chitlins حاشیه چین دار
tat حاشیه توری گذاشتن
tat توری حاشیه بافتن
chitterlings حاشیه چین دار
crisfate دارای حاشیه موجی
friezes حاشیه زینتی دادن به
frieze حاشیه زینتی دادن به
purfle ارایش حاشیه دوزی
tatting توری حاشیه لباس
frill حاشیه چین دار
repand دارای حاشیه موجی
cylinder skirt حاشیه یا دامنه سیلندر
anathyrosis تراشیدن حاشیه سنگ
tots سرجمع حاشیه نویسی
fuller حدیده حاشیه دار
crab border حاشیه خرچنگی [فرش]
tot سرجمع حاشیه نویسی
to margin the text of a book در حاشیه گذاشتن کتاب
furbelow حاشیه چین دار
frills حاشیه چین دار
binding offset حاشیه جبران شیرازه
drawnwork حاشیه توری پارچه
sinuate دارای حاشیه موجی
sheetlines خطوط حاشیه نقشه
candlewick نخ پنبهای حاشیه دوزی
annotation symbol علامت حاشیه نویسی
cushion-course [حاشیه تزئینی نازبالش]
chitlings حاشیه چین دار
edge of rug لبه و حاشیه فرش
solvency margin حاشیه عدم اعسار
fretwork برجسته کاری حاشیه گذاری
panels قاب گذاردن حاشیه زدن به
purls حاشیه حلقه دود یا بخار
purled حاشیه حلقه دود یا بخار
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com