English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English Persian
standby حالت انتظار
standbys حالت انتظار
wait state حالت انتظار
Search result with all words
nonpay status حالت انتظار خدمتی
ready cap حالت انتظار هواپیمای جنگنده برای پرواز
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
Other Matches
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
attend انتظار کشیدن انتظار داشتن
attending انتظار کشیدن انتظار داشتن
attends انتظار کشیدن انتظار داشتن
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
prospect انتظار
anticipation انتظار
ready line خط انتظار
expectancy انتظار
expectantly با انتظار
expectation انتظار
expectations انتظار
prospects انتظار
prospected انتظار
expectance انتظار
prospecting انتظار
to look forward to انتظار داشتن
beyond the pale <idiom> دوراز انتظار
in prospect انتظار داشته
anticipated <adj.> انتظار می رود
waiting list لیست انتظار
wait state وضعیت انتظار
in the cards <idiom> انتظار داشتن
waiting-rooms اطاق انتظار
ante-chamber اتاق انتظار
waiting-room اطاق انتظار
anticipatory در حال انتظار
waiting lists لیست انتظار
lobbies سالن انتظار
lobby سالن انتظار
expectancy table جدول انتظار
lobbied سالن انتظار
expectancy chart نمودار انتظار
error of expectation خطای انتظار
inopinate انتظار نداشته
to my great surprise برخلاف انتظار من
wait time زمان انتظار
estimated <adj.> انتظار می رود
expected <adj.> انتظار می رود
presumable <adj.> انتظار می رود
aspiration level سطح انتظار
probable <adj.> انتظار می رود
anticipative درحالت انتظار
rendezvous area موضع انتظار
reception rooms اتاق انتظار
half pay حق انتظار خدمت
redezvous محل انتظار
in prospective انتظار داشته
ante-rooms اطاق انتظار
waiting time زمان انتظار
bide در انتظار ماندن
waiting room اطاق انتظار
anteroom اطاق انتظار
anterooms اطاق انتظار
reception room اتاق انتظار
waiting-room اتاق انتظار
cooling period زمان انتظار
expectative مورد انتظار
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
suit up ذخیره در انتظار بازی
expected price قیمت مورد انتظار
expected value ارزش مورد انتظار
expected frequency فراوانی مورد انتظار
to look forward to something انتظار چیزی را داشتن
look forward انتظار چیزی را داشتن
means end expectation انتظار وسیله- هدف
on deck در انتظار نوبت شنا
beyond one's expectation مافوق انتظار کسی
point spread امتیاز قابل انتظار
sales expectations فروش مورد انتظار
anticipated profit سود مورد انتظار
anticipated price قیمت مورد انتظار
in prospect مورد انتظار [در برنامه ]
tempo stroll variation واریاسیون صبر و انتظار
one anxious week of waiting یک هفته انتظار با نگرانی
intended saving پس انداز مورد انتظار
likly انتظار داشتنی مناسب
anticipated inflation تورم مورد انتظار
profiteers فردیکه انتظار سودزیاد دارد
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
par for the course <idiom> تنها چیزیکه انتظار داشته
profiteer فردیکه انتظار سودزیاد دارد
promise نوید انتظار وعده دادن
awaiting منتظر شدن انتظار داشتن
expect انتظار داشتن منتظر بودن
intended investment سرمایه گذاری مورد انتظار
speculate انتظار سودو زیاد داشتن
speculated انتظار سودو زیاد داشتن
speculates انتظار سودو زیاد داشتن
speculating انتظار سودو زیاد داشتن
wait انتظار کشیدن معطل شدن
waited انتظار کشیدن معطل شدن
waits انتظار کشیدن معطل شدن
awaiting aircraft availability زمان انتظار درخط تعمیر
fractional antedating goal response خرده پاسخ انتظار هدف
hold forth پیشنهاد کردن انتظار داشتن
to have arrived [expected moment] رسیدن [به زمان انتظار رفته]
promises نوید انتظار وعده دادن
await منتظر شدن انتظار داشتن
awaited منتظر شدن انتظار داشتن
awaits منتظر شدن انتظار داشتن
product life expectancy عمر مورد انتظار محصول
expected انتظار داشتن منتظر بودن
expecting انتظار داشتن منتظر بودن
expects انتظار داشتن منتظر بودن
central tendency احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
queuing theory نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
envisaging انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisaged انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisage انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisages انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
a further 50 are in prospect ۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
taxi rank [British E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
cabstand [American E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
taxi stand توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
I look forward to receiving your reply. من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
lounger کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
deliver the goods <idiom> موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
Perhaps you are waiting for the plums fall into your mouth. لابد انتظار داری که لقمه را بجوند ودهانت بگذارند
get away with murder <idiom> انجام کاری خیلی بد بدون انتظار تنبیه را داشتن
immediate پردازش داده پس از ایجاد آن و نه انتظار برای پاس ساعت یا زمان سنگرون
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
hangs قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
hang قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
mttr متوسط زمانی که انتظار می رود برای تشخیص و تصحیح یک خطا در سیستم کامپیوتری لازم باشدRepair To Time ean
HE that lies down with dogs must expect to rise with fleas.. <proverb> کسى که با سگها بخوابد بایستى انتظار آن را هم داشته باشد که با یشرات برخیزد.(پسر نوی با بدان بنشست ,خاندان نبوتش گم شد).
ring سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
hope انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes انتظار داشتن ارزو داشتن
hoping انتظار داشتن ارزو داشتن
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
disposition حالت
manner حالت
fettle حالت
status حالت
situation حالت
posturing حالت
postures حالت
postured حالت
makes حالت
unexpressive بی حالت
state- حالت
make حالت
expressions حالت
line condition حالت خط
posture حالت
if حالت
expression حالت
stated حالت
condition حالت
phase حالت
phased حالت
phases حالت
pyreticosis حالت تب
queasiness حالت قی
stance حالت
stances حالت
moods حالت
stating حالت
states حالت
mood حالت
self حالت
tempered حالت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com