English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
humanness حالت انسانیت
Other Matches
humanness انسانیت
civilisations انسانیت
litterae humaniores انسانیت
civilizations انسانیت
civilization انسانیت
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
humanist دانشجوی رشته انسانیت یا ادبیات و اثار باستانی یونان و روم
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
expressions حالت
fettle حالت
if حالت
mood حالت
status حالت
situations حالت
disposition حالت
attitude حالت
attitudes حالت
situation حالت
manner حالت
idiocrasy حالت
ill conditioned بد حالت
line condition حالت خط
expression حالت
moods حالت
temper حالت
estates حالت
pyreticosis حالت تب
queasiness حالت قی
make حالت
makes حالت
posture حالت
postured حالت
postures حالت
posturing حالت
estate حالت
phase حالت
predicaments حالت
tempered حالت
tempers حالت
unexpressive بی حالت
stances حالت
stance حالت
case حالت
cases حالت
self حالت
phases حالت
phased حالت
predicament حالت
stated حالت
temperaments حالت
temperament حالت
feverishness حالت تب
states حالت
glass eyed بی حالت
state حالت
state- حالت
grain حالت
febricity حالت تب
stating حالت
condition حالت
expressive eyes چشمان با حالت
output state حالت خروجی
orthogonality حالت عمودی
plumbness حالت عمودی
aglow در حالت هیجان
polyvalency حالت چندفرفیتی
privileged mode حالت ممتاز
problem state حالت مسئلهای
conversational mode حالت محاورهای
faintly در حالت ضعف
paramnesia حالت فراموشی
oxidation number حالت اکسایش
springs حالت فنری
vein حالت تمایل
spring حالت فنری
individualism حالت انفرادی
periodicity حالت تناوبی
normality حالت عادی
perpendicularity حالت عمودی
veins حالت تمایل
trimmest وضع حالت
excited state حالت برانگیخته
conjugality حالت زناشویی
facial expression حالت چهره
pastiness حالت خمیری
continuum state حالت پیوستار
oxidation state حالت اکسایش
physical state حالت فیزیکی
posed وضع حالت
downiness حالت کرکی
drinking bout حالت مستی
drive state حالت سائقی
drowsihead حالت نیمخواب
deadness حالت مرده
eburnation حالت عاجی
eigenstate حالت انرژی
skin the cat حالت گربهای
sentimentalism حالت احساساتی
seismicity حالت ارتعاش
doughiness حالت خمیری
doubtfulness حالت تردید
poses وضع حالت
posing وضع حالت
solid state حالت جامد
sol state حالت سولی
soild state حالت جامد
small ball پرتاب بی حالت
trim وضع حالت
trims وضع حالت
sea state حالت دریا
saccharinity حالت قندی
counterpoise حالت تعادل
queasiness حالت تهوع
queasily با حالت تهوع
quantum state ویژه حالت
pyreticosis حالت حمائی
corresponding state حالت متنافر
exceptional case حالت استثنایی
real mode حالت واقعی
pulverulence حالت خاکی
protected mode حالت محفوظ
creaminess حالت سرشیری
ragingly با حالت خشم
resiliency حالت ارتجاعی
energy state حالت انرژی
equation of state معادله حالت
equilibrium state حالت تعادل
repellency حالت دفع
refractivity حالت انکسار
defensive حالت تدافع
reclining position حالت غنوده
erectness حالت عمودی
rapturously با حالت بیخودی
prone position حالت درازکش
of a good d. خوش حالت
gas phase حالت گازی
deliverable state در حالت تحویل
input mode حالت ورودی
affectedly با حالت بخودگرفته
affectivity حالت عاطفی
initial state حالت اغازی
incipincy حالت نخستین
burst mode حالت پیوسته
amentia حالت هذیان
vitreus state حالت شیشهای
incipience حالت نخستین
adrenergic reponse state حالت پر ادرنالینی
insert mode حالت درج
limit state حالت حدی
lethargically با حالت سبات
kashruth حالت جواز
kashrut حالت جواز
chararcter mode حالت دخشهای
jussive حالت امری
accidentalness حالت اتفاقی
acedia حالت خ-لسه
isopiestic حالت فشارمتعادل
glassy state حالت شیشهای
inactive status حالت انتساب
goutiness حالت نقرسی
arborescence حالت شاخهای
iciness حالت یخی
atilt با حالت حمله
i.c. حالت اولیه
heat proof quality حالت نسوزی
automatism حالت خودکاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com