English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
spasticity حالت انقباضی
Other Matches
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
deflationary انقباضی
spastical انقباضی
deflationary gap شکاف انقباضی
anti inflationary policy سیاست انقباضی
systolic pressure فشارخون انقباضی
deflationary pressure فشار انقباضی
restrictive effect اثر انقباضی
spastics انقباضی تشنجی
spastic انقباضی تشنجی
contractile force نیروی انقباضی
contraction crack ترک انقباضی
shrinkage crack ترک انقباضی
tight money سیاست پولی انقباضی
restrictive monetary policy سیاست پولی انقباضی
contractionary monetary policy سیاست پولی انقباضی
restrictive fiscal policy سیاست مالی انقباضی
contractionary fiscal policy سیاست مالی انقباضی
systolic phase دوره انقباضی قلب
systole مرحله انقباضی یک دوره کار قلب
geostrophic وابسته به نیروی انحناء وپیچیدگی یا انقباضی که دراثرگردش زمین ایجادمیشود
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
marginal case حالت نهائی حالت حدی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
expression حالت
makes حالت
estate حالت
cases حالت
make حالت
self حالت
if حالت
ill conditioned بد حالت
postured حالت
predicament حالت
predicaments حالت
line condition حالت خط
estates حالت
expressions حالت
manner حالت
posture حالت
febricity حالت تب
feverishness حالت تب
temper حالت
tempered حالت
postures حالت
tempers حالت
glass eyed بی حالت
disposition حالت
pyreticosis حالت تب
case حالت
queasiness حالت قی
situation حالت
idiocrasy حالت
situations حالت
attitude حالت
attitudes حالت
posturing حالت
temperaments حالت
phased حالت
temperament حالت
phase حالت
state- حالت
stance حالت
phases حالت
state حالت
stated حالت
states حالت
unexpressive بی حالت
moods حالت
status حالت
mood حالت
fettle حالت
stating حالت
grain حالت
stances حالت
condition حالت
nervousness حالت عصبانی
defensively با حالت تدافع
acedia حالت خ-لسه
grittiness حالت شنی
humanness حالت انسانیت
ground state حالت پایه
i.c. حالت اولیه
heat proof quality حالت نسوزی
hang over حالت خماری
iciness حالت یخی
goutiness حالت نقرسی
resilience حالت ارتجاعی
jussive حالت امری
kashrut حالت جواز
kashruth حالت جواز
fluidity حالت مایعی
domesticity حالت اهلی
possessives حالت اضافه
limit state حالت حدی
possessive حالت اضافه
linearity حالت طولی
thirstily با حالت تشنگی
dative حالت برایی
isopiestic حالت فشارمتعادل
insert mode حالت درج
input mode حالت ورودی
idiocrasy حالت مخصوص
idle position حالت سکون
lethargically با حالت سبات
ignition condition حالت احتراق
crudely در حالت خامی
in a state of depression در حالت افسردگی
in form خوش حالت
inactive status حالت انتساب
incipience حالت نخستین
incipincy حالت نخستین
initial state حالت اغازی
liquid state حالت مایع
vitreus state حالت شیشهای
command mode حالت فرماندهی
counterpoise حالت تعادل
automatism حالت خودکاری
creaminess حالت سرشیری
atilt با حالت حمله
deadness حالت مرده
arborescence حالت شاخهای
antisepsis حالت ضد عفونی
deliverable state در حالت تحویل
deplorble condltion حالت زار
answer mode حالت پاسخ
answer mode حالت جواب
milkiness حالت شیری
doubtfulness حالت تردید
doughiness حالت خمیری
corresponding state حالت متنافر
balanced state حالت تعادل
conjugality حالت زناشویی
continuum state حالت پیوستار
colloidal state حالت کلوییدی
circumstantiality حالت وکیفیت
circuit opening حالت مدارباز
childishness حالت بچگی
chararcter mode حالت دخشهای
burst mode حالت پیوسته
conversational mode حالت محاورهای
borderline state حالت مرزی
balminess حالت مرهمی
balanced state حالت متعادل
balanced state حالت متوازن
downiness حالت کرکی
drinking bout حالت مستی
accusative حالت مفعولی
facial expression حالت چهره
febile دارای حالت تب
sulkily با حالت قهر
feminineness حالت زنانه
feminity حالت زنانه
final state حالت پایانی
free wheeling حالت خلاصی
fugitiveness حالت شخص
gas phase حالت گازی
genitive حالت اضافه
defensive حالت تدافع
defensively حالت دفاعی
expressive eyes چشمان با حالت
accidentalness حالت اتفاقی
amentia حالت هذیان
drive state حالت سائقی
drowsihead حالت نیمخواب
affectivity حالت عاطفی
eburnation حالت عاجی
eigenstate حالت انرژی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com