Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
offhand position
حالت ایستاده در تیر اندازی
Other Matches
stationary state
حالت ایستاده
to set
گذاشتن
[در حالت ایستاده]
quasi stationary state
شبه حالت ایستاده
to set
جای دادن
[در حالت ایستاده]
kick turn
دور زدن در حالت ایستاده
chest roll
چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
cold starting
راه اندازی در حالت سرد
instant start lamp
لامپ با راه اندازی در حالت سرد
vertical retort tar
قطران کورههای ایستاده قطران قرعهای ایستاده
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
standing
ایستاده
static
ایستاده
standee
شخص ایستاده
standing start
استارت ایستاده
stationary
لایتغیر ایستاده
stalled tank
تانک ایستاده
standing wave
موج ایستاده
stationary wave
موج ایستاده
offhand
تیراندازی ایستاده
upright spin
چرخش ایستاده
he is on his legs
بر پا ایستاده است
semierect
نیمه ایستاده
on stilts
بالا ایستاده بل
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
stand-up
روی پا ایستادن ایستاده
perpendicular
ستون وار ایستاده
statically
در حال ایستاده یا ساکن
erectly
بطور ایستاده یا عمودی
standup goalie
دروازه بانی ایستاده
stand up
روی پا ایستادن ایستاده
I was standing at the street corner .
درگوشه خیابان ایستاده بودم
step through method
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
corner-post
[پایه ایستاده در سنگ نبش]
power form
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
pointsman
عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
ashlering
[مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
witness stand
محلی که شاهد درانجا ایستاده و شهادت میدهد
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
the taxis are on their rank
اتومبیلهای کرایهای درایستگاه خود ردیف ایستاده اند
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
joysticks
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
joystick
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
vorticel
جانور ذره بینی حلقهای شکل که در اب ایستاده زندگی میکند
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
expectoration
تف اندازی
exspuition
تف اندازی
filling
اب اندازی
fillings
اب اندازی
arm wrestling
مچ اندازی
wrist wrestling
مچ اندازی
diving
اب اندازی
start up
راه اندازی
extrajection
برون اندازی
triggers
راه اندازی
triggering
راه اندازی
abortions
بچه اندازی
actuation
بکار اندازی
chrematistics
علم پس اندازی
abortion
بچه اندازی
ejection
بیرون اندازی
gunfire
تیر اندازی
inbreak
دست اندازی
sortition
پشک اندازی
trapping
بدام اندازی
sortition
قرعه اندازی
starting
راه اندازی
shading
سایه اندازی
moulting
شاخ اندازی
moulting
پوست اندازی
firing
توپ اندازی
boot
راه اندازی
cannonade
توپ اندازی
contortions
ازشکل اندازی
encroachment
دست اندازی
trap
در تله اندازی
postponement
تاخیر اندازی
postponements
تاخیر اندازی
launghing
براه اندازی
cannonry
توپ اندازی
trapping
در تله اندازی
snash
دست اندازی
molt
پوست اندازی
dockage
حق بار اندازی
sputtering
بیرون اندازی
lead work
شیشه اندازی
lead work
جام اندازی
bootstrap
خودراه اندازی
contortion
ازشکل اندازی
leg pull
دست اندازی
supersedure
تعویق اندازی
encroachments
دست اندازی
basket dam
بندسله اندازی
glaziery
جام اندازی
trigger
راه اندازی
triggered
راه اندازی
gunshots
تیر اندازی
ecdysis
پوست اندازی
gunshot
تیر اندازی
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
self assertion
خودرا جلو اندازی
upcast
بالا اندازی تاه کش
skish
مسابقه قلاب اندازی
soft start
راه اندازی نرم
drainage
خشک اندازی فاضلاب
shadow ball
تمرین گوی اندازی
tournament casting
مسابقه قلاب اندازی
boot
خود راه اندازی
resets
راه اندازی مجدد
starting lever
اهرم راه اندازی
encroach
دست اندازی کردن
encroached
دست اندازی کردن
encroaches
دست اندازی کردن
reset
راه اندازی مجدد
starting motor
موتور راه اندازی
starting position
وضعیت راه اندازی
starting power
توانایی راه اندازی
starting power
قدرت راه اندازی
starting procese
فرایند راه اندازی
starting time
زمان راه اندازی
starting current
جریان راه اندازی
igniter switch
کلید راه اندازی
boot record
رکورد راه اندازی
releasing mechanism
مکانیسم راه اندازی
reboot
راه اندازی مجدد
casting
روش قلاب اندازی
operating handle
دستگیره راه اندازی
to set intrigues on foot
پشت سر هم اندازی کردن
drivers
برنامه راه اندازی
cold boot
راه اندازی سرد
driver
برنامه راه اندازی
attemptable
قابل دست اندازی
to load off
بار اندازی کردن
to lay a wager
دست اندازی کردن
start button
تکمه راه اندازی
start up disk
دیسک راه اندازی
starting torque
کشتاور راه اندازی
encroach
دست اندازی کردن
gabion
سله اندازی گابیون
cockfight
جنگ اندازی خروس ها
cockfights
جنگ اندازی خروس ها
ectuating switch
سوئیچ راه اندازی
impinge
دست اندازی کردن
cranking capacity of battery
فرفیت راه اندازی باتری
glazing
شیشه بری جام اندازی
sagittary
سهمی وابسته به تیر اندازی
device driver
برنامه راه اندازی دستگاه
surf cast
قلاب اندازی از ساحل در موج
drayage
هزینه بارگیری وبار اندازی
innate releasing mechanism
مکانیسم راه اندازی فطری
starting winding
سیم پیچی راه اندازی
master boot record
رکورد راه اندازی اصلی
system reset
راه اندازی مجدد سیستم
outfox
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxing
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
navy yard
محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
hardware reset
باز راه اندازی سخت افزاری
centrifugal starting switch
سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
grid current starting point
نقطه راه اندازی جریان شبکه
to bring a bout by intrigue
بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
outfoxed
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxes
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
pie alley
مسیر اسان برای گوی اندازی
dartboard
صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
dartboards
صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
offense
توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
skips
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
surfcasting rod
چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
skipped
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
servomechanism
مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
skip
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
to take a pot shot
[pot shots]
at somebody
[something]
به کسی
[چیزی]
مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
gun-loop
[دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com