Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
offensiveness
حالت تهاجم یا حمله
Other Matches
offensives
تهاجم تهاجمی حمله عمومی
offensive
تهاجم تهاجمی حمله عمومی
invading
تهاجم کردن حمله کردن بر
invades
تهاجم کردن حمله کردن بر
invaded
تهاجم کردن حمله کردن بر
invade
تهاجم کردن حمله کردن بر
atilt
با حالت حمله
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
hysterics
حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
velimirovic attack
حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
counter riposte
حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
incursion
تهاجم
invasions
تهاجم
invasion
تهاجم
inburst
تهاجم
inruption
تهاجم
irruption
تهاجم
inroad
تهاجم
incursions
تهاجم
offense
تهاجم
assaulted
تهاجم
tailback
بک تهاجم
tailbacks
بک تهاجم
assault
تهاجم
assaults
تهاجم
fair game
<idiom>
موضوع تهاجم
offensively
ازراه تهاجم
aggro
تعدی و تهاجم
invasion
تاراج تهاجم
foray
تهاجم تاراج
forays
تهاجم تاراج
agression
تجاوز تهاجم
invasions
تاراج تهاجم
offense,etc
تهاجم زیان
invasions
تهاجم استیلا
invasion
تهاجم استیلا
incursive
تهاجم کننده
inbreak
تهاجم تاراج
vortex breakdown/brust
جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
foray
تهاجم کردن بیغما بردن
forays
تهاجم کردن بیغما بردن
rio treaty
اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
hysteroid
حمله تشنجی شبیه حمله
hysterogenic
حمله تشنجی شبیه حمله
ond shot
بیک حمله دریک حمله
lock forward
هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفین ردکننده توپ
strong safety
مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
front line
خط حمله خط حمله یادفاع
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
target date
زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
post attack
بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
inroad
حمله
attacking line
خط حمله
spells
حمله
hysteria
حمله
spelled
حمله
attacking
[style of play, player]
<adj.>
حمله
impugnation
حمله
ictys
حمله
impugnment
حمله
spell
حمله
offenses
حمله
offence
حمله
thrusts
حمله
offense
حمله
offense,etc
حمله
seizure
حمله
sally
حمله
sallies
حمله
assaulting
حمله
thrusting
حمله
offensives
حمله
falling sickness
حمله
campaigning
حمله
campaigned
حمله
campaign
حمله
epileptic fit
حمله
onslaught
حمله
fittest
حمله
fits
حمله
fit
حمله
campaigns
حمله
assault
حمله
assaulted
حمله
time cut
ضد حمله
canvass
حمله
canvassed
حمله
assaults
حمله
canvasses
حمله
canvassing
حمله
stound
حمله
assailment
حمله
onslaughts
حمله
seizures
حمله
wide open
حمله
offensive
<adj.>
حمله
countering
حمله
besetting
حمله پی در پی
onset
حمله
countered
حمله
counter
حمله
onrush
حمله
aggression
حمله
forays
حمله
venue
حمله
foray
حمله
attacks
حمله
attack
حمله
venues
حمله
thrust
حمله
attacked
حمله
assailing
حمله کردن بر
assaulted
حمله بمقدسات
slots
شکاف در خط حمله
assails
حمله کردن
raid
حمله ناگهانی
besets
حمله کردن
assailing
حمله کردن
assailed
حمله کردن بر
assail
حمله کردن
blow in
حمله از میان خط
to sweep down on
حمله کردن بر
pushing
خطای حمله
assault
حمله بمقدسات
slotting
شکاف در خط حمله
assail
حمله کردن بر
assailed
حمله کردن
aggressor
حمله کننده
aggressors
حمله کننده
counterattack
حمله متقابل
storming column
ستون حمله
critical angle of attack
زاویه حمله
make at
حمله کردن
rushed
حمله یورش
slot
شکاف در خط حمله
aggressive
حمله ور مهاجم
seizes
دچار حمله
seized
دچار حمله
seize
دچار حمله
beset
حمله کردن
lunge
حمله ناگهانی
assaults
حمله بمقدسات
conniption
حمله صرع
rush
حمله یورش
parries
دفع حمله
counter offensive
حمله متقابل
rushing
حمله یورش
lunging
حمله ناگهانی
lunges
حمله ناگهانی
lunged
حمله ناگهانی
direction of attack
سمت حمله
to makea raid.on
حمله کردن بر
absence attack
حمله غیاب
sally
حمله ورشدن
sallies
حمله ورشدن
to fallirrto a f.
حمله کردن
sortie
حمله ناگهانی
raids
حمله ناگهانی
raiding
حمله ناگهانی
sorties
حمله ناگهانی
raided
حمله ناگهانی
to fall on
حمله کردن
anxiety attack
حمله اضطراب
epilepsy
غشی حمله
wolf pack
حمله گرگ
assailable
قابل حمله
unassailable
غیرقابل حمله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com