Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
hetotism
حالت خادم ومخدومی
Other Matches
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
servant
خادم
servants
خادم
ministrant
خادم
servants
خادم پیشخدمت
public servant
خادم ملت
gilly
ملازم خادم
sextons
خادم کلیسا
servant
خادم پیشخدمت
mammonite
خادم ابلیس
subdeacon
معاون خادم
sexton
خادم کلیسا
swain
خادم شوالیه
ghillie
خادم پادویی کردن
gillie
خادم پادویی کردن
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
deacons
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
deacon
خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
predicament
حالت
case
حالت
situations
حالت
ill conditioned
بد حالت
situation
حالت
phased
حالت
disposition
حالت
cases
حالت
if
حالت
manner
حالت
self
حالت
estate
حالت
estates
حالت
expressions
حالت
expression
حالت
predicaments
حالت
line condition
حالت خط
make
حالت
attitude
حالت
postures
حالت
posture
حالت
postured
حالت
fettle
حالت
glass eyed
بی حالت
temper
حالت
tempered
حالت
tempers
حالت
queasiness
حالت قی
makes
حالت
attitudes
حالت
idiocrasy
حالت
pyreticosis
حالت تب
febricity
حالت تب
feverishness
حالت تب
posturing
حالت
temperaments
حالت
temperament
حالت
state
حالت
states
حالت
phase
حالت
phases
حالت
state-
حالت
stated
حالت
unexpressive
بی حالت
grain
حالت
moods
حالت
stances
حالت
stance
حالت
condition
حالت
mood
حالت
status
حالت
stating
حالت
humanness
حالت انسانیت
idle position
حالت سکون
in a state of depression
در حالت افسردگی
ignition condition
حالت احتراق
fugitiveness
حالت شخص
i.c.
حالت اولیه
iciness
حالت یخی
idiocrasy
حالت مخصوص
in form
خوش حالت
limit state
حالت حدی
fluidity
حالت مایعی
linearity
حالت طولی
liquid state
حالت مایع
locative
حالت مکانی
domesticity
حالت اهلی
possessives
حالت اضافه
possessive
حالت اضافه
thirstily
با حالت تشنگی
dative
حالت برایی
circuit opening
حالت مدارباز
logical state
حالت یک منطقی
lethargically
با حالت سبات
kashruth
حالت جواز
kashrut
حالت جواز
inactive status
حالت انتساب
incipience
حالت نخستین
incipincy
حالت نخستین
initial state
حالت اغازی
crudely
در حالت خامی
defensively
با حالت تدافع
nervousness
حالت عصبانی
drowsihead
حالت نیمخواب
input mode
حالت ورودی
resilience
حالت ارتجاعی
insert mode
حالت درج
isopiestic
حالت فشارمتعادل
jussive
حالت امری
lucid interval
حالت افاقه
defensive
حالت تدافع
conjugality
حالت زناشویی
drinking bout
حالت مستی
drive state
حالت سائقی
burst mode
حالت پیوسته
eburnation
حالت عاجی
eigenstate
حالت انرژی
borderline state
حالت مرزی
balminess
حالت مرهمی
balanced state
حالت متعادل
balanced state
حالت متوازن
energy state
حالت انرژی
balanced state
حالت تعادل
equation of state
معادله حالت
equilibrium state
حالت تعادل
chararcter mode
حالت دخشهای
childishness
حالت بچگی
downiness
حالت کرکی
continuum state
حالت پیوستار
conversational mode
حالت محاورهای
command mode
حالت فرماندهی
corresponding state
حالت متنافر
counterpoise
حالت تعادل
creaminess
حالت سرشیری
colloidal state
حالت کلوییدی
deadness
حالت مرده
deliverable state
در حالت تحویل
deplorble condltion
حالت زار
circumstantiality
حالت وکیفیت
doubtfulness
حالت تردید
doughiness
حالت خمیری
erectness
حالت عمودی
automatism
حالت خودکاری
exceptional case
حالت استثنایی
affectedly
با حالت بخودگرفته
defensively
حالت دفاعی
adrenergic reponse state
حالت پر ادرنالینی
glassy state
حالت شیشهای
vitreus state
حالت شیشهای
goutiness
حالت نقرسی
acedia
حالت خ-لسه
grittiness
حالت شنی
ground state
حالت پایه
accidentalness
حالت اتفاقی
hang over
حالت خماری
heat proof quality
حالت نسوزی
accusative
حالت مفعولی
sulkily
با حالت قهر
gas phase
حالت گازی
free wheeling
حالت خلاصی
affectivity
حالت عاطفی
excited state
حالت برانگیخته
atilt
با حالت حمله
expressive eyes
چشمان با حالت
facial expression
حالت چهره
febile
دارای حالت تب
arborescence
حالت شاخهای
feminineness
حالت زنانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com