English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
attention حالت خبردار
attentions حالت خبردار
Other Matches
attention خبردار
attentions خبردار
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
moa seogi خبردار ایستادن
attentions فرمان خبردار
attention فرمان خبردار
heisoku daeh ایستادن خبردار
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
I dont have the slightest(faintest)idea. روحم خبردار نیست
to come to a بحالت خبردار ایستادن
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
status حالت
fettle حالت
ill conditioned بد حالت
unexpressive بی حالت
if حالت
attitude حالت
tempered حالت
attitudes حالت
temper حالت
febricity حالت تب
feverishness حالت تب
posture حالت
postured حالت
postures حالت
posturing حالت
situation حالت
tempers حالت
disposition حالت
situations حالت
make حالت
pyreticosis حالت تب
makes حالت
expression حالت
expressions حالت
queasiness حالت قی
manner حالت
idiocrasy حالت
glass eyed بی حالت
stated حالت
mood حالت
moods حالت
phases حالت
phased حالت
condition حالت
state حالت
phase حالت
state- حالت
states حالت
predicament حالت
predicaments حالت
stating حالت
stances حالت
cases حالت
stance حالت
case حالت
line condition حالت خط
grain حالت
estates حالت
temperaments حالت
temperament حالت
estate حالت
self حالت
goutiness حالت نقرسی
grittiness حالت شنی
master mode حالت راهبر
mentation حالت دماغی
hang over حالت خماری
marshiness حالت مردابی
lucid interval حالت افاقه
ground state حالت پایه
heat proof quality حالت نسوزی
logical state حالت یک منطقی
limit state حالت حدی
lethargically با حالت سبات
kashruth حالت جواز
in a state of depression در حالت افسردگی
in form خوش حالت
inactive status حالت انتساب
jussive حالت امری
isopiestic حالت فشارمتعادل
insert mode حالت درج
input mode حالت ورودی
initial state حالت اغازی
incipincy حالت نخستین
linearity حالت طولی
humanness حالت انسانیت
i.c. حالت اولیه
iciness حالت یخی
kashrut حالت جواز
locative حالت مکانی
idiocrasy حالت مخصوص
idle position حالت سکون
ignition condition حالت احتراق
liquid state حالت مایع
incipience حالت نخستین
faintly در حالت ضعف
affectivity حالت عاطفی
amentia حالت هذیان
answer mode حالت جواب
answer mode حالت پاسخ
antisepsis حالت ضد عفونی
arborescence حالت شاخهای
atilt با حالت حمله
automatism حالت خودکاری
balanced state حالت تعادل
balanced state حالت متوازن
balanced state حالت متعادل
balminess حالت مرهمی
borderline state حالت مرزی
burst mode حالت پیوسته
chararcter mode حالت دخشهای
childishness حالت بچگی
affectedly با حالت بخودگرفته
adrenergic reponse state حالت پر ادرنالینی
dative حالت برایی
thirstily با حالت تشنگی
possessive حالت اضافه
possessives حالت اضافه
domesticity حالت اهلی
fluidity حالت مایعی
resilience حالت ارتجاعی
crudely در حالت خامی
nervousness حالت عصبانی
defensively با حالت تدافع
defensively حالت دفاعی
defensive حالت تدافع
genitive حالت اضافه
sulkily با حالت قهر
accusative حالت مفعولی
accidentalness حالت اتفاقی
acedia حالت خ-لسه
circuit opening حالت مدارباز
circumstantiality حالت وکیفیت
energy state حالت انرژی
equation of state معادله حالت
equilibrium state حالت تعادل
erectness حالت عمودی
exceptional case حالت استثنایی
excited state حالت برانگیخته
expressive eyes چشمان با حالت
facial expression حالت چهره
febile دارای حالت تب
feminineness حالت زنانه
feminity حالت زنانه
final state حالت پایانی
free wheeling حالت خلاصی
fugitiveness حالت شخص
gas phase حالت گازی
glassy state حالت شیشهای
eigenstate حالت انرژی
eburnation حالت عاجی
colloidal state حالت کلوییدی
command mode حالت فرماندهی
conjugality حالت زناشویی
continuum state حالت پیوستار
conversational mode حالت محاورهای
corresponding state حالت متنافر
counterpoise حالت تعادل
creaminess حالت سرشیری
deadness حالت مرده
deliverable state در حالت تحویل
deplorble condltion حالت زار
doubtfulness حالت تردید
doughiness حالت خمیری
downiness حالت کرکی
drinking bout حالت مستی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com