English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
dishabille حالت خودمانی و بی رودربایستی
Other Matches
freehearted بی رودربایستی
in a family way بی رودربایستی
without the gloves جدا بی ملاحظه بی رودربایستی
to take off the gloves رودربایستی راکنارگذاشتن بی ملاحظه گفتگوکردن
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
unihibit خودمانی
familiar خودمانی
intimate خودمانی
intimates خودمانی
intimated خودمانی
hail fellow خودمانی
intimating خودمانی
throwaway خودمانی
homey خودمانی
pally خودمانی
pillow talk صحبت خودمانی
hobnob دوستانه خودمانی
insider خودی خودمانی
hypocoristic تصغیری و خودمانی
hobnobbed دوستانه خودمانی
hobnobbing دوستانه خودمانی
natters حرف خودمانی
nicknaming نام خودمانی
nicknames نام خودمانی
nicknamed نام خودمانی
nickname نام خودمانی
nattering حرف خودمانی
insiders خودی خودمانی
nattered حرف خودمانی
natter حرف خودمانی
hobnobs دوستانه خودمانی
sportswear لباس خودمانی
tamer بیمزه خودمانی
folksy دوستانه خودمانی
tames بیمزه خودمانی
homely خودمانی وصمیمانه
tamest بیمزه خودمانی
taming بیمزه خودمانی
klatsch اجتماع خودمانی
klatch اجتماع خودمانی
familial خویشاوندی خودمانی
coze صحبت خودمانی
tamed بیمزه خودمانی
tame بیمزه خودمانی
familiarizing خودمانی کردن
familiarised خودمانی کردن
familiarises خودمانی کردن
familiarising خودمانی کردن
nicknack نام خودمانی
familiarize خودمانی کردن
familiarized خودمانی کردن
familiarizes خودمانی کردن
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
hypocorism لقب خودمانی وبشروخی
unihibited بی قید وبند خودمانی
His manners are free and easy. خیلی خودمانی است
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
hypocorism اصطلاح یا کلمه خودمانی وتصغیری
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
cold forming حالت دهی در حالت سرد
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
predicament حالت
case حالت
cases حالت
queasiness حالت قی
pyreticosis حالت تب
line condition حالت خط
if حالت
self حالت
makes حالت
glass eyed بی حالت
make حالت
posture حالت
feverishness حالت تب
febricity حالت تب
predicaments حالت
ill conditioned بد حالت
posturing حالت
fettle حالت
temper حالت
tempered حالت
estate حالت
estates حالت
postures حالت
postured حالت
idiocrasy حالت
tempers حالت
attitudes حالت
state حالت
stating حالت
unexpressive بی حالت
phases حالت
phased حالت
phase حالت
status حالت
stated حالت
mood حالت
states حالت
state- حالت
expression حالت
temperament حالت
stance حالت
situation حالت
stances حالت
grain حالت
situations حالت
attitude حالت
disposition حالت
condition حالت
temperaments حالت
expressions حالت
moods حالت
manner حالت
idiocrasy حالت مخصوص
humanness حالت انسانیت
heat proof quality حالت نسوزی
hang over حالت خماری
i.c. حالت اولیه
grittiness حالت شنی
ground state حالت پایه
iciness حالت یخی
defensive حالت تدافع
crudely در حالت خامی
idle position حالت سکون
ignition condition حالت احتراق
glassy state حالت شیشهای
isopiestic حالت فشارمتعادل
jussive حالت امری
kashrut حالت جواز
kashruth حالت جواز
nervousness حالت عصبانی
resilience حالت ارتجاعی
fluidity حالت مایعی
domesticity حالت اهلی
insert mode حالت درج
input mode حالت ورودی
deadness حالت مرده
in a state of depression در حالت افسردگی
in form خوش حالت
inactive status حالت انتساب
incipience حالت نخستین
defensively حالت دفاعی
defensively با حالت تدافع
incipincy حالت نخستین
initial state حالت اغازی
possessives حالت اضافه
corresponding state حالت متنافر
eigenstate حالت انرژی
circumstantiality حالت وکیفیت
circuit opening حالت مدارباز
childishness حالت بچگی
chararcter mode حالت دخشهای
burst mode حالت پیوسته
borderline state حالت مرزی
balminess حالت مرهمی
energy state حالت انرژی
equation of state معادله حالت
equilibrium state حالت تعادل
erectness حالت عمودی
eburnation حالت عاجی
drowsihead حالت نیمخواب
drive state حالت سائقی
counterpoise حالت تعادل
creaminess حالت سرشیری
conversational mode حالت محاورهای
deliverable state در حالت تحویل
deplorble condltion حالت زار
milkiness حالت شیری
doubtfulness حالت تردید
doughiness حالت خمیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com