English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
ultimacy حالت غایی
Other Matches
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
ultimate غایی
ultimatums غایی
ultimatum غایی
ultimata غایی
finals غایی
final غایی
extreme حد غایی
periods نتیجه غایی
thing in itself حقیقت غایی
ultimaratio نتیجه غایی
final غایی قطعی
period نتیجه غایی
finals غایی قطعی
ultimate غایی بازپسین
teleology حکمت علل غایی
telic متضمن نتیجه غایی
teleology مطالعه حکمت غایی
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
nescience اعتقاد باینکه حقایق غایی را نمیتوان بوسیله قیاس عقلانی فکر درک نمود
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
cold forming حالت دهی در حالت سرد
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
attitude حالت
stance حالت
disposition حالت
attitudes حالت
feverishness حالت تب
febricity حالت تب
mood حالت
situations حالت
expression حالت
expressions حالت
phased حالت
stances حالت
manner حالت
phases حالت
situation حالت
moods حالت
phase حالت
predicaments حالت
temper حالت
posture حالت
predicament حالت
idiocrasy حالت
estates حالت
line condition حالت خط
makes حالت
ill conditioned بد حالت
if حالت
postured حالت
postures حالت
posturing حالت
tempered حالت
fettle حالت
tempers حالت
queasiness حالت قی
pyreticosis حالت تب
estate حالت
case حالت
cases حالت
self حالت
glass eyed بی حالت
make حالت
state- حالت
temperaments حالت
unexpressive بی حالت
temperament حالت
stating حالت
states حالت
state حالت
condition حالت
stated حالت
status حالت
grain حالت
equilibrium state حالت تعادل
equation of state معادله حالت
fugitiveness حالت شخص
erectness حالت عمودی
gas phase حالت گازی
energy state حالت انرژی
eigenstate حالت انرژی
eburnation حالت عاجی
feminity حالت زنانه
free wheeling حالت خلاصی
exceptional case حالت استثنایی
childishness حالت بچگی
drowsihead حالت نیمخواب
feminineness حالت زنانه
febile دارای حالت تب
facial expression حالت چهره
final state حالت پایانی
expressive eyes چشمان با حالت
excited state حالت برانگیخته
glassy state حالت شیشهای
vitreus state حالت شیشهای
ignition condition حالت احتراق
in a state of depression در حالت افسردگی
in form خوش حالت
inactive status حالت انتساب
incipience حالت نخستین
incipincy حالت نخستین
initial state حالت اغازی
input mode حالت ورودی
insert mode حالت درج
isopiestic حالت فشارمتعادل
jussive حالت امری
kashrut حالت جواز
idle position حالت سکون
idiocrasy حالت مخصوص
goutiness حالت نقرسی
orthogonality حالت عمودی
grittiness حالت شنی
ground state حالت پایه
hang over حالت خماری
heat proof quality حالت نسوزی
humanness حالت انسانیت
i.c. حالت اولیه
iciness حالت یخی
kashruth حالت جواز
worst-case scenario بدترین حالت
defensive حالت تدافع
genitive حالت اضافه
worst case scenario بدترین حالت
sulkily با حالت قهر
accusative حالت مفعولی
accidentalness حالت اتفاقی
acedia حالت خ-لسه
adrenergic reponse state حالت پر ادرنالینی
affectedly با حالت بخودگرفته
affectivity حالت عاطفی
amentia حالت هذیان
defensively حالت دفاعی
defensively با حالت تدافع
Lucky you! <idiom> خوش به حالت!
dative حالت برایی
thirstily با حالت تشنگی
possessive حالت اضافه
possessives حالت اضافه
domesticity حالت اهلی
fluidity حالت مایعی
resilience حالت ارتجاعی
crudely در حالت خامی
nervousness حالت عصبانی
answer mode حالت جواب
answer mode حالت پاسخ
conjugality حالت زناشویی
continuum state حالت پیوستار
conversational mode حالت محاورهای
corresponding state حالت متنافر
counterpoise حالت تعادل
creaminess حالت سرشیری
deadness حالت مرده
deliverable state در حالت تحویل
deplorble condltion حالت زار
miriness حالت باطلاقی
doubtfulness حالت تردید
doughiness حالت خمیری
downiness حالت کرکی
drinking bout حالت مستی
command mode حالت فرماندهی
colloidal state حالت کلوییدی
antisepsis حالت ضد عفونی
arborescence حالت شاخهای
atilt با حالت حمله
automatism حالت خودکاری
balanced state حالت تعادل
balanced state حالت متوازن
balanced state حالت متعادل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com