English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
nebulosity حالت غباری
Other Matches
filminess غباری
dust cloud theory نظریه غباری
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
neb hypothesis or theory فرض غباری یا سحابی فرض لاپلاس
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
situations حالت
unexpressive بی حالت
situation حالت
attitude حالت
predicaments حالت
manner حالت
expressions حالت
predicament حالت
case حالت
expression حالت
tempers حالت
disposition حالت
status حالت
attitudes حالت
febricity حالت تب
temper حالت
tempered حالت
makes حالت
make حالت
pyreticosis حالت تب
if حالت
idiocrasy حالت
ill conditioned بد حالت
cases حالت
glass eyed بی حالت
fettle حالت
feverishness حالت تب
self حالت
queasiness حالت قی
posturing حالت
postures حالت
postured حالت
posture حالت
estate حالت
estates حالت
state حالت
mood حالت
temperament حالت
temperaments حالت
condition حالت
moods حالت
state- حالت
phases حالت
line condition حالت خط
stated حالت
stance حالت
stances حالت
grain حالت
states حالت
stating حالت
phase حالت
phased حالت
iciness حالت یخی
i.c. حالت اولیه
humanness حالت انسانیت
grittiness حالت شنی
defensively با حالت تدافع
ground state حالت پایه
heat proof quality حالت نسوزی
hang over حالت خماری
liquid state حالت مایع
defensive حالت تدافع
idiocrasy حالت مخصوص
limit state حالت حدی
crudely در حالت خامی
resilience حالت ارتجاعی
fluidity حالت مایعی
domesticity حالت اهلی
possessives حالت اضافه
periodicity حالت تناوبی
linearity حالت طولی
possessive حالت اضافه
locative حالت مکانی
logical state حالت یک منطقی
thirstily با حالت تشنگی
dative حالت برایی
lethargically با حالت سبات
kashruth حالت جواز
kashrut حالت جواز
idle position حالت سکون
ignition condition حالت احتراق
nervousness حالت عصبانی
isopiestic حالت فشارمتعادل
in a state of depression در حالت افسردگی
in form خوش حالت
inactive status حالت انتساب
incipience حالت نخستین
incipincy حالت نخستین
initial state حالت اغازی
input mode حالت ورودی
insert mode حالت درج
jussive حالت امری
circumstantiality حالت وکیفیت
faintly در حالت ضعف
burst mode حالت پیوسته
counterpoise حالت تعادل
creaminess حالت سرشیری
deadness حالت مرده
arborescence حالت شاخهای
deliverable state در حالت تحویل
deplorble condltion حالت زار
antisepsis حالت ضد عفونی
doubtfulness حالت تردید
doughiness حالت خمیری
downiness حالت کرکی
drinking bout حالت مستی
drive state حالت سائقی
drowsihead حالت نیمخواب
answer mode حالت پاسخ
atilt با حالت حمله
conversational mode حالت محاورهای
chararcter mode حالت دخشهای
borderline state حالت مرزی
childishness حالت بچگی
circuit opening حالت مدارباز
balminess حالت مرهمی
balanced state حالت متعادل
balanced state حالت متوازن
colloidal state حالت کلوییدی
balanced state حالت تعادل
automatism حالت خودکاری
command mode حالت فرماندهی
conjugality حالت زناشویی
continuum state حالت پیوستار
answer mode حالت جواب
amentia حالت هذیان
sulkily با حالت قهر
febile دارای حالت تب
genitive حالت اضافه
feminineness حالت زنانه
feminity حالت زنانه
final state حالت پایانی
free wheeling حالت خلاصی
defensively حالت دفاعی
corresponding state حالت متنافر
fugitiveness حالت شخص
gas phase حالت گازی
glassy state حالت شیشهای
vitreus state حالت شیشهای
accusative حالت مفعولی
accidentalness حالت اتفاقی
eburnation حالت عاجی
eigenstate حالت انرژی
affectivity حالت عاطفی
energy state حالت انرژی
affectedly با حالت بخودگرفته
equation of state معادله حالت
equilibrium state حالت تعادل
erectness حالت عمودی
exceptional case حالت استثنایی
excited state حالت برانگیخته
adrenergic reponse state حالت پر ادرنالینی
expressive eyes چشمان با حالت
acedia حالت خ-لسه
facial expression حالت چهره
goutiness حالت نقرسی
Lucky you! <idiom> خوش به حالت!
translucence حالت زجاجی
translucency حالت زجاجی
tridimensionality حالت سه بعدی
trilaterality حالت سه جانبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com