Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
protected mode
حالت محفوظ
Other Matches
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
secures
محفوظ
safest
محفوظ
safes
محفوظ
safer
محفوظ
safe
محفوظ
secure
محفوظ
guarded
محفوظ
patents
محفوظ
favoured
محفوظ
patenting
محفوظ
immundity
محفوظ
patented
محفوظ
patent
محفوظ
airtight
محفوظ از هوا
securely
بطور محفوظ
fireproof
محفوظ از اتش
assured
امن محفوظ
protected field
میدان محفوظ
lightproof
محفوظ از نور
invulnerable
محفوظ از خطر
foolproof
محفوظ ازخطاوشکست
secures
محفوظ داشتن
protected storage
انباره محفوظ
safe from danger
محفوظ از خطر
enclosed fuse
فیوز محفوظ
reserved word
کلمه محفوظ
secure
محفوظ داشتن
conserving
از صدمه محفوظ داشتن
pots
در گلدان محفوظ داشتن
pot
در گلدان محفوظ داشتن
conserve
از صدمه محفوظ داشتن
conserved
از صدمه محفوظ داشتن
conserves
از صدمه محفوظ داشتن
enclosed arc lamp
لامپ قوسی محفوظ
potting
در گلدان محفوظ داشتن
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
weather proof
محفوظ از اثرهوا هوا نخور
it is copyright
حق چاپ و تقلید محفوظ است
jus postliminii
حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
copyright reserved
حق طبع یا چاپ محفوظ است
encapsulated postscript file
فایل محفوظ پست اسکریپت
unsaved
محفوظ نشده نجات نیافته
to copyright
حق چاپ و تقلید را محفوظ کردن
elate
بالا بردن محفوظ کردن
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
shellproof
محفوظ در برابر بمباران وگلوله باران
can you pronounce him safe
بگویید که اواز خطر محفوظ است
weathertight
محفوظ در برابر باد و باران عایق هوا
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
foolproof
ادم ساده لوح و رک و راست محفوظ از حماقت وکارهای احمقانه
havelock
روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
all right reserved
هرگونه حقی محفوظ است اعم از چاپ یا تقلید یاترجمه
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
gobo
نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
immune
مصون کردن محفوظ کردن
forward seat
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
phases
حالت
estate
حالت
phased
حالت
stances
حالت
if
حالت
queasiness
حالت قی
stance
حالت
moods
حالت
estates
حالت
attitudes
حالت
attitude
حالت
predicaments
حالت
predicament
حالت
situations
حالت
situation
حالت
phase
حالت
make
حالت
tempers
حالت
postures
حالت
fettle
حالت
unexpressive
بی حالت
expressions
حالت
posture
حالت
case
حالت
mood
حالت
tempered
حالت
temper
حالت
makes
حالت
pyreticosis
حالت تب
self
حالت
cases
حالت
line condition
حالت خط
posturing
حالت
disposition
حالت
state-
حالت
state
حالت
postured
حالت
idiocrasy
حالت
temperaments
حالت
temperament
حالت
condition
حالت
febricity
حالت تب
status
حالت
stating
حالت
stated
حالت
glass eyed
بی حالت
manner
حالت
states
حالت
grain
حالت
expression
حالت
feverishness
حالت تب
ill conditioned
بد حالت
privileged mode
حالت ممتاز
creaminess
حالت سرشیری
individualism
حالت انفرادی
problem state
حالت مسئلهای
oxidation number
حالت اکسایش
output state
حالت خروجی
counterpoise
حالت تعادل
corresponding state
حالت متنافر
normality
حالت عادی
free wheeling
حالت خلاصی
orthogonality
حالت عمودی
oxidation state
حالت اکسایش
spring
حالت فنری
feminity
حالت زنانه
periodicity
حالت تناوبی
final state
حالت پایانی
feminineness
حالت زنانه
veins
حالت تمایل
vein
حالت تمایل
deadness
حالت مرده
physical state
حالت فیزیکی
plumbness
حالت عمودی
paramnesia
حالت فراموشی
springs
حالت فنری
perpendicularity
حالت عمودی
polyvalence
حالت چندفرفیتی
polyvalency
حالت چندفرفیتی
faintly
در حالت ضعف
sol state
حالت سولی
refractivity
حالت انکسار
reclining position
حالت غنوده
real mode
حالت واقعی
downiness
حالت کرکی
doughiness
حالت خمیری
rapturously
با حالت بیخودی
ragingly
با حالت خشم
doubtfulness
حالت تردید
repellency
حالت دفع
drowsihead
حالت نیمخواب
saccharinity
حالت قندی
soild state
حالت جامد
small ball
پرتاب بی حالت
skin the cat
حالت گربهای
drinking bout
حالت مستی
sentimentalism
حالت احساساتی
seismicity
حالت ارتعاش
sea state
حالت دریا
drive state
حالت سائقی
queasiness
حالت تهوع
eburnation
حالت عاجی
pastiness
حالت خمیری
excited state
حالت برانگیخته
aglow
در حالت هیجان
pulverulence
حالت خاکی
expressive eyes
چشمان با حالت
resiliency
حالت ارتجاعی
facial expression
حالت چهره
prone position
حالت درازکش
exceptional case
حالت استثنایی
erectness
حالت عمودی
equilibrium state
حالت تعادل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com