Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
resonance
حالت همگام
resonances
حالت همگام
Other Matches
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
synchronous
همگام
concordant
همگام
synchronous device
دستگاه همگام
mainlined
همگام بااکثریت
mainline
همگام بااکثریت
synchronous machine
ماشین همگام
synchronous computer
کامپیوتر همگام
synchronous operation
عمل همگام
synchronous system
سیستم همگام
synchronous transmission
مخابره همگام
mainlines
همگام بااکثریت
async
غیر همگام
running mate
اسب همگام
sync character
کاراکتر همگام
sync
کاراکتر همگام
synchro
همگام ساز
synchronizer
همگام کننده
synchronous circuit
مدار همگام
covariation
تغییر همگام
running mates
اسب همگام
mainlining
همگام بااکثریت
parallelling
همگام قرینه
parallel
همگام قرینه
parallels
همگام قرینه
paralleled
همگام قرینه
paralleling
همگام قرینه
parallelled
همگام قرینه
synchronized
همگام شده
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
synchronous multiplexor
تسهیم کننده همگام
tape synchronizer
همگام کننده نوار
synchronous time division multiplexing
تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
synchronous data link control
کنترل پیوند دادهای همگام
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
stdm
SynchronousTime-Devision تسهیم زمانی همگام ultiplexing
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
clock
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clocks
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clock
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clocks
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clock
مداری که برای همگام کردن اجزا باس تولید میکند
clocks
مداری که برای همگام کردن اجزا باس تولید میکند
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
In the fullness lf time .
به موقع خود ( به موقع مقرر همگام با گذشت زمان )
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
estates
حالت
estate
حالت
stating
حالت
states
حالت
feverishness
حالت تب
attitude
حالت
phase
حالت
line condition
حالت خط
attitudes
حالت
fettle
حالت
glass eyed
بی حالت
condition
حالت
phases
حالت
phased
حالت
stated
حالت
febricity
حالت تب
moods
حالت
mood
حالت
temperaments
حالت
temperament
حالت
case
حالت
cases
حالت
grain
حالت
state
حالت
unexpressive
بی حالت
predicaments
حالت
temper
حالت
predicament
حالت
tempered
حالت
tempers
حالت
state-
حالت
self
حالت
status
حالت
makes
حالت
expression
حالت
stance
حالت
if
حالت
make
حالت
idiocrasy
حالت
pyreticosis
حالت تب
postures
حالت
posturing
حالت
ill conditioned
بد حالت
expressions
حالت
queasiness
حالت قی
postured
حالت
stances
حالت
situations
حالت
situation
حالت
disposition
حالت
manner
حالت
posture
حالت
pastiness
حالت خمیری
sea state
حالت دریا
space condition
حالت فاصله
soild state
حالت جامد
queasily
با حالت تهوع
aglow
در حالت هیجان
resiliency
حالت ارتجاعی
seismicity
حالت ارتعاش
sol state
حالت سولی
spasticity
حالت تشنج
solid state
حالت جامد
domesticity
حالت اهلی
small ball
پرتاب بی حالت
resilience
حالت ارتجاعی
eburnation
حالت عاجی
fluidity
حالت مایعی
skin the cat
حالت گربهای
sentimentalism
حالت احساساتی
saccharinity
حالت قندی
vein
حالت تمایل
polyvalence
حالت چندفرفیتی
queasiness
حالت تهوع
reclining position
حالت غنوده
spring
حالت فنری
individualism
حالت انفرادی
real mode
حالت واقعی
repellency
حالت دفع
rapturously
با حالت بیخودی
ragingly
با حالت خشم
prone position
حالت درازکش
polyvalency
حالت چندفرفیتی
problem state
حالت مسئلهای
plumbness
حالت عمودی
springs
حالت فنری
faintly
در حالت ضعف
possessives
حالت اضافه
veins
حالت تمایل
possessive
حالت اضافه
quantum state
ویژه حالت
thirstily
با حالت تشنگی
periodicity
حالت تناوبی
perpendicularity
حالت عمودی
physical state
حالت فیزیکی
dative
حالت برایی
pyreticosis
حالت حمائی
pulverulence
حالت خاکی
protected mode
حالت محفوظ
refractivity
حالت انکسار
privileged mode
حالت ممتاز
crudely
در حالت خامی
input mode
حالت ورودی
iciness
حالت یخی
i.c.
حالت اولیه
humanness
حالت انسانیت
colloidal state
حالت کلوییدی
heat proof quality
حالت نسوزی
command mode
حالت فرماندهی
hang over
حالت خماری
ground state
حالت پایه
grittiness
حالت شنی
conjugality
حالت زناشویی
continuum state
حالت پیوستار
conversational mode
حالت محاورهای
idiocrasy
حالت مخصوص
idle position
حالت سکون
ignition condition
حالت احتراق
burst mode
حالت پیوسته
initial state
حالت اغازی
incipincy
حالت نخستین
chararcter mode
حالت دخشهای
incipience
حالت نخستین
childishness
حالت بچگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com