English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
final state حالت پایانی
Other Matches
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
immeusurableness بی پایانی
consummatory پایانی
finals پایانی
final پایانی
terminal پایانی
terminals پایانی
immeasurability بی پایانی
immeasurableness بی پایانی
illimitableness بی پایانی
illimitability بی پایانی
termial پایانی
termination پایانی
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
terminal پایانه پایانی
terminal threshold استانه پایانی
afterword سخن پایانی
game point امتیاز پایانی
final cinditions شرایط پایانی
terminals پایانه پایانی
end spurt جهش پایانی
terminal error خطای پایانی
terminal insomnia بیخوابی پایانی
terminal organ اندام پایانی
terminal reinforcement تقویت پایانی
terminal symbol نماد پایانی
terminal symbol علامت پایانی
termination phase مرحله پایانی
termination stage مرحله پایانی
termial depression افسردگی پایانی
consummatory stimulus محرک پایانی
end point نقطه پایانی
end pleasure لذت پایانی
end link حلقه پایانی
end action عمل پایانی
a never-ending job کار بی پایانی
consummatory response پاسخ پایانی
terminal stimulus محرک پایانی
semi-final نیم پایانی
reliability index نمایه پایانی
terminal unit واحد پایانی
nonterminal غیر پایانی
semifinal نیم پایانی
semi-final مسابقات نیم پایانی
home stretch گام های پایانی
krause's end bulbs پیازهای پایانی کراوس
final boiling point نقطه جوش پایانی
twentyfive yard line خط 52 یاردی موازی خط پایانی
nonterminal symbol نماد غیر پایانی
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
back room محوطه بین خط پایانی ودیوار
terminal and stay resident program برنامه مقیم پایانی ایستا
tsr برنامه مقیم پایانی ایستا
no-man's land منطقه بین خط سرویس و خط پایانی
playoff مسابقهی پایانی برای تعیین تیم قهرمان
playoffs مسابقهی پایانی برای تعیین تیم قهرمان
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
floated ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floats ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
float ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
go baseline حرکت کردن در امتداد خط پایانی برای دریافت پاس
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
marginal case حالت نهائی حالت حدی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
re entry vehicle نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
melodrama نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
melodramas نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
gridding محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
temper حالت
states حالت
stating حالت
feverishness حالت تب
case حالت
cases حالت
condition حالت
glass eyed بی حالت
self حالت
tempers حالت
tempered حالت
posture حالت
postured حالت
postures حالت
posturing حالت
stance حالت
fettle حالت
temperaments حالت
temperament حالت
grain حالت
pyreticosis حالت تب
moods حالت
mood حالت
unexpressive بی حالت
phase حالت
phased حالت
phases حالت
state حالت
makes حالت
stated حالت
predicament حالت
predicaments حالت
febricity حالت تب
estate حالت
estates حالت
state- حالت
if حالت
make حالت
stances حالت
attitudes حالت
expressions حالت
idiocrasy حالت
status حالت
manner حالت
ill conditioned بد حالت
attitude حالت
disposition حالت
expression حالت
queasiness حالت قی
situations حالت
line condition حالت خط
situation حالت
tangency حالت جیبی
arborescence حالت شاخهای
atilt با حالت حمله
adrenergic reponse state حالت پر ادرنالینی
antisepsis حالت ضد عفونی
miriness حالت باطلاقی
answer mode حالت پاسخ
milkiness حالت شیری
amentia حالت هذیان
mentation حالت دماغی
privileged mode حالت ممتاز
soild state حالت جامد
affectivity حالت عاطفی
master mode حالت راهبر
affectedly با حالت بخودگرفته
answer mode حالت جواب
automatism حالت خودکاری
tangency حالت مماس
sea state حالت دریا
lucid interval حالت افاقه
balminess حالت مرهمی
circuit opening حالت مدارباز
circumstantiality حالت وکیفیت
real mode حالت واقعی
storminess حالت توفانی
logical state حالت یک منطقی
polyvalency حالت چندفرفیتی
polyvalence حالت چندفرفیتی
plumbness حالت عمودی
childishness حالت بچگی
subalternation حالت تبعی
chararcter mode حالت دخشهای
balanced state حالت تعادل
balanced state حالت متوازن
balanced state حالت متعادل
marshiness حالت مردابی
supervisor state حالت نظارت
subjectivism حالت نظری
borderline state حالت مرزی
burst mode حالت پیوسته
substantiality حالت اساسی
locative حالت مکانی
mode indicator نشانگر حالت
crudely در حالت خامی
transition state حالت گذار
queasiness حالت تهوع
torpidity حالت بیحالی
skin the cat حالت گربهای
nebulosity حالت غباری
nebulosity حالت ابری
nebulosity حالت گازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com