English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (10 milliseconds)
English Persian
glass bulb حباب شیشهای
Other Matches
lampshade حباب
pocket حباب
pockets حباب
bubble حباب
bubbled حباب
bubbles حباب
bubbling حباب
blubber حباب
blubbered حباب
blubbering حباب
blubbers حباب
boll حباب
lampshades حباب
balloon حباب
globes حباب
bulb حباب
bulbs حباب
globe حباب
soap bubble حباب کف صابون
shade حباب اباژور
shades حباب اباژور
opal globe حباب شیری
shadings حباب اباژور
pimpling حباب سازی
cross level buble حباب تراز
bubble tray بشقابک حباب
bubble tower برج حباب
bubble chamber اتاقک حباب
bubble cap فنجانک حباب
blubbery حباب وار
absorption bulb حباب جذب
lamp shade حباب آباژور
level buble حباب تراز
gas bubble حباب گاز
bubbling حباب براوردن
bubble حباب براوردن
vial حباب دوربین
shaded حباب دار
bulb حباب لامپ
blobs گلوله حباب
blob گلوله حباب
airlocks حباب هوا
bubbled حباب براوردن
bulbs حباب لامپ
bubbles حباب براوردن
glass rule خط کش شیشهای
hyaloid شیشهای
galssy شیشهای
vitric شیشهای
vitriform شیشهای
vitreous شیشهای
glassy شیشهای
amorphous شیشهای
glazing شیشهای
cross level buble حباب تراز عرضی
bubbled بیان کردن حباب
bubble بیان کردن حباب
cross level buble شیشه حباب تراز
tilting level تراز حباب دار
bubbles بیان کردن حباب
globe lamp چراغ حباب دار
cross level حباب تراز افقی
vial حباب تراززاویه یاب
bubbling بیان کردن حباب
spirit levels تراز حباب دار
spirit level تراز حباب دار
vitreosity خاصیت شیشهای
shellac لاک شیشهای
glass jaw ارواره شیشهای
glass eye چشم شیشهای
glass electrode الکترود شیشهای
louvred دریاپنجرهچوبی-شیشهای
semivitrified نیم شیشهای
semivitrified نیمه شیشهای
glass tube لوله شیشهای
the vitreoud humour ابگونه شیشهای
solar house گلخانه شیشهای
glass vessels فروف شیشهای
glassiness خاصیت شیشهای
hyaloid membrane شامهء شیشهای
glassy state حالت شیشهای
glazing coat روکش شیشهای
glass rod میله شیشهای
galss transition تبدیل شیشهای
blindworm مار شیشهای
slow worm مار شیشهای
vitreus state حالت شیشهای
glass الت شیشهای
gamma transition تبدیل شیشهای
marbles گلوله شیشهای
marble گلوله شیشهای
glassy transition تبدیل شیشهای
shades حباب چراغ یا فانوس اباژور
bleb حباب هوا دراب یاشیشه
shadings حباب چراغ یا فانوس اباژور
shade حباب چراغ یا فانوس اباژور
gamma transition temperature دمای تبدیل شیشهای
hyalitis اماس رطوبت شیشهای
glass transition temperature دمای تبدیل شیشهای
glasy trainsition temperature دمای تبدیل شیشهای
t.g دمای تبدیل شیشهای
vitreous enamel coating روکش لعاب شیشهای
glass type tube لامپ الکترونی شیشهای
pseudoscope شیشهای که کاو را کوژکوژراکاو نماید
salver سینی پایه دار شیشهای
salvers سینی پایه دار شیشهای
intravitreous واقع در درون رطوبت شیشهای
vitrify شیشهای کردن یا شدن زینترن
glass separator میان گیر شیشهای باتری
fogging مات کردن سطوح شیشهای یاعدسیها
eye glass شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
belljar نوعی فرف شیشهای مثل کاسه زنگ
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
liquid crystal displays صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
liquid crystal display صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
cullet خرده شیشهای که برای خمیرشیشه گری بکار می رود
meniscus شیشهای که از یکسو گوژ وازسوی دیگر کاو باشد
astrodome گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
halving نیم حباب منطبق شونده درانواع دوربینها و مسافت یابها برای تراز کردن
LCD Display Crystal Liquid صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
glass wool تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
fibre رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fibres رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fiber رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fibre optics لایههای مناسب شیشهای یا پلاستیکی محافظت شده برای ارسال سیگنالهای نوری که داده سریع منتقل می کنند
bubble turn and slip الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
glares صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glare صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glared صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
helical wave guide لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
glass عینک دار کردن شیشهای کردن
fibre optics لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
scanners وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
bubble cap plate column ستون تقطیر بشقابک فنجانک دار ستون تقطیر با بشقابک وفنجانک حباب
bubble tray column ستون تقطیر بشقابک دار ستون تقطیر با بشقابک حباب
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com