Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (43 milliseconds)
English
Persian
skip breathing
حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
Other Matches
fibre
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
extension
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
permanent
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
diver's flag
پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
dive
غواصی کردن
dived
غواصی کردن
stalling
حفظ گوی برای مدت طولانی
stall
حفظ گوی برای مدت طولانی
phoning
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phone
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
storage
ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
phoned
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phones
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
archive
ذخیره سازی داده برای مدت طولانی
sample
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
burn in
علامت گذاری یک صفحه تلویزیونی یا مانیتور پس از نمایش یک تصویر درخشان برای مدت طولانی
thick Ethernet
شبکه پیاده سازی شده با استفاده ازکابل Loaxial ضخیم و دستگاههای ارسال و دریافت برای اتصال کابلهای منشعب که میتواند مسافت طولانی را طی میکند
elongation
طولانی کردن
extend
طولانی تر کردن
extends
طولانی تر کردن
extending
طولانی تر کردن
prolongs
طولانی کردن
prolonging
طولانی کردن
prolong
طولانی کردن
lengthened
طولانی کردن کشیدن
prolongation
طولانی کردن تطویل
lengthen
طولانی کردن کشیدن
lengthens
طولانی کردن کشیدن
lengthening
طولانی کردن کشیدن
To live a long life .
عمر طولانی (زیاد ) کردن
macrobiotics
دانش طولانی کردن عمر
prolongate
طولانی کردن امتداد دادن
language
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
extension
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
outstay
بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
diving
غواصی
skin-diving
غواصی
skin diving
غواصی
swin fin
کفش غواصی
fin
کفش غواصی
fins
کفش غواصی
splash line
خط شروع غواصی
wet suits
لباس غواصی
seadopod
اطاقک غواصی
scuba diving
غواصی با وسایل
splash line
خط پریدن به اب در غواصی
wet suit
لباس غواصی
dry suit
لباس غواصی
diving bell
الت غواصی
bootie
کفش غواصی
air tank
کپسول هوای غواصی
snorkeling
غواصی بکمک لوله و ماسک
decompression diving
غواصی در عمق یا زمان معین
valve
دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
k valve
شیر ساده روی کپسول هوای غواصی
valves
دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
no decompression dive
غواصی کوتاه مدت یا در عمق کم که به هنگام صعود نیازبه توقف یا مکث در زیر اب ندارد
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
longed
طولانی
of long standing
طولانی
prolong
طولانی
prolonging
طولانی
long
طولانی
protracted
طولانی
agelong
طولانی
prolongs
طولانی
long-
طولانی
longsome
طولانی
short
طولانی نه
shorter
طولانی نه
prolix
طولانی
great
طولانی
great-
طولانی
shortest
طولانی نه
greatest
طولانی
longs
طولانی
longer
طولانی
longest
طولانی
telephone
در یک مسافت طولانی
gangling
طولانی و دراز
long play
صفحه طولانی
longest
طولانی طویل
telephones
در یک مسافت طولانی
longs
طولانی طویل
telephoned
در یک مسافت طولانی
longed
طولانی طویل
periphrastically
بطور طولانی
blue moon
مدت طولانی
longer
طولانی طویل
long-
طولانی طویل
hold over
<idiom>
طولانی نگهداشتن
telephoning
در یک مسافت طولانی
as long as
بمدت طولانی
long
طولانی طویل
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
slotting
سوراخ طولانی و باریک
symphonies
قطعه طولانی موسیقی
heatwave
هوای گرم طولانی
long thrust
تک نفوذی طولانی یادوردست
slots
سوراخ طولانی و باریک
slot
سوراخ طولانی و باریک
heatwaves
هوای گرم طولانی
gabfest
محاوره طولانی و مفصل
long-drawn-out
بیش از اندازهی طولانی
scroll
نوشته یافهرست طولانی
strip
ماده طولانی نازک
marathons
جلسه گروهی طولانی
symphony
قطعه طولانی موسیقی
marathon
جلسه گروهی طولانی
long tail liability
تعهد طولانی مدت
prolegomenous
دارای مقدمه طولانی
long recoil
عقب نشینی طولانی
scrolls
نوشته یافهرست طولانی
livelong
طولانی وخسته کننده
degressive burning
سوختن طولانی خرج
protracted war
استراتژی نبرد طولانی
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
streamed
جریان طولانی داده سری
swiping
حرکت جاروبی جرعه طولانی
swiped
حرکت جاروبی جرعه طولانی
long game
بازی با لزوم ضربههای طولانی
swipe
حرکت جاروبی جرعه طولانی
streams
جریان طولانی داده سری
We have a long journey before us .
مسافرت طولانی در پیش داریم
T link
اتصال سریع و طولانی داده
long distance
با شعاع عمل زیاد طولانی
swigs
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
go long
تلاش درپاس طولانی بجلو
trenches
استحکامات خندقی شیار طولانی
swigged
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swigging
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
trench
استحکامات خندقی شیار طولانی
stream
جریان طولانی داده سری
prolonger
تاخیر دهنده طولانی کننده
long-distance
با شعاع عمل زیاد طولانی
swig
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
to give a long recital of something
دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
grand touring car
نوعی اتومبیل مسابقه مسافتهای طولانی
dromos
[راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
long iron
چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
The outcome of the long struggle .
نتیجه این مبا رزه طولانی
point race
مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
phugoid oscillation
نوسانهای با پریود طولانی هواپیما حول محور عرضی
long base method
روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
stationery
صفحات چاپگر که یک سری ورقههای طولانی را تشکیل می دهند
He swigged the beer in four gulps.
او
[مرد]
آبجو را با چهار تا جرعه طولانی قورت داد.
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
pseudo random
رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
hyphenation
تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
off roader
شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
prescriptions
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescription
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
papering
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
paper
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papers
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papered
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
space
میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
spaces
میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
segment
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
segments
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com