English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (16 milliseconds)
English Persian
pillule حب کوچک
pilule حب کوچک
Search result with all words
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
dump انبار کوچک
reduce کوچک تر کردن
reduces کوچک تر کردن
reducing کوچک تر کردن
gadget الت کوچک
gadgets الت کوچک
therm کالری کوچک
therms کالری کوچک
scale کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
tune تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
tunes تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
message پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
messages پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
part قط عات کوچک ماشین برای جابجایی قطعهای که شکسته شده یا گم شده است
fragmentation حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
cassette جعبه کوچک جای جواهرات
cassette کاست کوچک حاوی چرخهای از نوار مغناطیسی باریک که سیگنالهای صوتی قابل ضبط هستند.
cassettes جعبه کوچک جای جواهرات
cassettes کاست کوچک حاوی چرخهای از نوار مغناطیسی باریک که سیگنالهای صوتی قابل ضبط هستند.
integrated نوعی طراحی مدار که قادر به تولید قط عات با توان پایین و کوچک است
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
desktop کامپیوتر کوچک و چاپگر
desktop سیستم کامپیوتر کوچک که روی میز جا می گیرد
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
micro کوچک
micro اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micros کوچک
micros اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
flotilla ناوگان کوچک
flotillas ناوگان کوچک
crystal قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
model کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
modeled کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
modelled کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
models کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
distribute سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributes سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributing سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
overlay بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlaying بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlays بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
appendix زائده کوچک
appendixes زائده کوچک
capitals در مقابل حالت کوچک
chute چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
chutes چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
concurrent اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
whisker جاروب کوچک طره
whisker کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
wicket دروازه کوچک
wickets دروازه کوچک
cabinet اطاق کوچک
cabinet اطاقک کوچک
cabinets اطاق کوچک
cabinets اطاقک کوچک
casket جعبه کوچک
caskets جعبه کوچک
tweak تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaked تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaking تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaks تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
snip ادم کوچک یابی اهمیت
snipped ادم کوچک یابی اهمیت
snipping ادم کوچک یابی اهمیت
weenier کوچک
weeniest کوچک
weeny کوچک
blip علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blips علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
dachshund نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
dachshunds نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
chihuahua نوعی سگ کوچک.
chihuahuas نوعی سگ کوچک.
bonsai درخت کوچک ژاپنی.
bonsais درخت کوچک ژاپنی.
dice طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
diced طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
dices طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
dicing طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
gill نهر کوچک گوشت ماهی
fine کوچک کردن صاف شدن
fined کوچک کردن صاف شدن
finest کوچک کردن صاف شدن
tender قایق کوچک نامتعادل
tendered قایق کوچک نامتعادل
tenderest قایق کوچک نامتعادل
tendering قایق کوچک نامتعادل
joint دستگاه کوچک باطریدار که سوارکار بطور غیر مجازروی گردن اسب می گذارد تاتندتر برود
slalom مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
right منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righted منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righting منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check خطا یا توقف کوچک در فرآیند
Other Matches
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
exiguousness کوچک
minus cule کوچک
minor کوچک
puny کوچک
fractional کوچک
canis minor سگ کوچک
canis minoris سگ کوچک
dinky کوچک
small fry کوچک
tiddly کوچک
petty کوچک
imminution کوچک
cerebellum مخ کوچک
whiffet سگ کوچک
weensy کوچک
thumbnail کوچک
thumbnails کوچک
petit کوچک
small کوچک
pipsqueaks کوچک
tiddliest کوچک
tiddlier کوچک
smaller کوچک
pipsqueak کوچک
smallest کوچک
venule رگ کوچک
plumelet پر کوچک
seed bud پر کوچک
half pint کوچک
runty کوچک
dimmers کوچک
diminutive کوچک
little کوچک
bantam کوچک
ickle کوچک
short ton تن کوچک
bantams کوچک
minute کوچک
fortalice دژ کوچک
floret گل کوچک
culvert پل کوچک
pint size کوچک
pint-size کوچک
ponceau پل کوچک
culverts پل کوچک
minuscule کوچک
plumule پر کوچک
gracile کوچک
canikin پیمانه کوچک
chiffonier اشکاف کوچک
cellule حجره کوچک
chainlet زنجیر کوچک
hamulus قلاب کوچک
camarilla اطاق کوچک
cablet کابل کوچک
cellule سلول کوچک
caster چرخ کوچک
cay جزیره کوچک
blockette کنده کوچک
bourne نهر کوچک
branchlet شاخه کوچک
cannikin پیمانه کوچک
brooklet جوی کوچک
buckler سپر کوچک
bourn نهر کوچک
burp gun تفنگ کوچک
bight خلیج کوچک
cabana خانه کوچک
canula میل کوچک
cirque دایره کوچک
coffeehouse کافه کوچک
fractional h.p. motor موتور کوچک
fossette گودال کوچک
fortalice قلعه کوچک
foldaway کوچک شونده
fleuret گل ساختگی کوچک
field colours پرچم کوچک
fibril لیف کوچک
feist نوعی سگ کوچک
extenuatextent کوچک کردن
frith خلیج کوچک
fruitlet میوه کوچک
hurst تپه کوچک
horse mackerel کیش کوچک
hillman تپه کوچک
gurry دژ یا قلعه کوچک
guidon پرچم کوچک
guiden پرچم کوچک
godling خدای کوچک
go devil اژدر کوچک
glandule غده کوچک
extenuate کوچک کردن
enchiridion کتاب کوچک
crenulation کنگره کوچک
cony خرگوش کوچک
contractible کوچک شدنی
ductule مجرای کوچک
coney خرگوش کوچک
colonnette ستون کوچک
cockle shell کرجی کوچک
cockboat کرجی کوچک
cock boat کرجی کوچک
crosslet خاج کوچک
crosslet صلیب کوچک
ductule لوله کوچک
dribblet مبلغ کوچک
diskette دیسک کوچک
diskette گرده کوچک
dicky پرنده کوچک
dickey پرنده کوچک
denticle دندان کوچک
deerlet گوزن کوچک
crownet تاج کوچک
cloudlet ابر کوچک
gorged دره کوچک
pinpointing چیز کوچک
pinpointed چیز کوچک
pinpoint چیز کوچک
minims هرچیز کوچک
minim هرچیز کوچک
pouches کیسه کوچک
pouch کیسه کوچک
crackers کلوچه کوچک
cracker کلوچه کوچک
twigs : شاخه کوچک
twig : شاخه کوچک
pinpoints چیز کوچک
tip سر صفحه کوچک
gorge دره کوچک
droplets قطره کوچک
droplet قطره کوچک
miniaturization کوچک سازی
splint برامدگی کوچک
inlets خلیج کوچک
inlet خلیج کوچک
tipping سر صفحه کوچک
squirts فواره کوچک
squirting فواره کوچک
circlets دایره کوچک
circlet دایره کوچک
miniaturizing کوچک کردن
miniaturizes کوچک کردن
miniaturize کوچک کردن
miniaturising کوچک کردن
miniaturises کوچک کردن
miniaturised کوچک کردن
wisps بقچه کوچک
wisp بقچه کوچک
sprigs شاخه کوچک
trap محوطه کوچک
jaunt مسافرت کوچک
squirted فواره کوچک
squirt فواره کوچک
shrunken کوچک شدن
atrophying کوچک شدن
atrophy کوچک شدن
atrophies کوچک شدن
atrophied کوچک شدن
abject کوچک کردن
isles جزیره کوچک
isle جزیره کوچک
jaunts مسافرت کوچک
sprig شاخه کوچک
barbule موی کوچک
roe گوزن کوچک
islets جزیره کوچک
islet جزیره کوچک
facets صورت کوچک
facet صورت کوچک
miniatures مینیاتور کوچک
miniature مینیاتور کوچک
boats ناو کوچک
boats کشتی کوچک
boat ناو کوچک
boat کشتی کوچک
miniaturized کوچک شده
booklet کتاب کوچک
bantling بچه کوچک
banneret پرچم کوچک
bambino بچه کوچک
baby converter مبدل کوچک
arteriole شریان کوچک
alveolus حفرهء کوچک
ait جزبره کوچک
aiming stake شاخص کوچک
abat vent سایبان کوچک
abaculus موزائیک کوچک
booklets کتاب کوچک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com